مکتب الشهدا آل علی


إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً


 

بسم الله الرحمن الرحیم

و از سوره فاطر نازل شده است:

اِنَّما یَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَمآءُ

همانا از خدا، دانشمندان از بندگان او مى‏ترسند.

(سوره فاطر آیه 27)




عن ابن عباس فی قوله تعالى: (انما یخشى اللّه‏ من عباده العلماء) قال: یعنی علیّا کان یخشى اللّه‏ ویراقبه.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «انما یخشى اللّه‏ من عباده العلماء»گفت: منظور على است که از خدا مى‏ترسید و او را مراقب خود مى‏دانست.

عن ابن عباس قال: فی قوله تعالى: (إنما یخشى اللّه‏ من عباده العلماء) العلماء باللّه‏ الذین یخافونه عزوجل.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «انما یخشى اللّه‏ من عباده العلماء»گفت: دانشمندان الهى کسانى هستند که از خدا مى‏ترسند.



و نیز در این سوره نازل شده است:

وَ ما یَسْتَوِى الْأَعْمى وَ الْبَصیرُ وَ لاَ الظُّلُماتُ وَ لاَ النُّورُ وَ لاَ الظِّلُّ وَ لاَ الْحَرُورُ وَ ما یَسْتَوِى الْأَحْیآءُ وَ لاَ الْأَمْواتُ

کور و بینا مساوى نیستند و نه تاریکى‏ها و نور و نه سایه و گرماى آفتاب و زندگان و مردگان نیز مساوى نیستند.

(سوره فاطر آیات 19 ـ 20)

عن ابن عباس فی قوله اللّه‏ تعالى: (وما یستوی الأعمى) قال: أبو جهل ابن هشام «والبصیر» قال: علیّبن أبی طالب، ثم قال: ولا الظلمات» یعنی أبوجهل المظلم قلبه بالشرک «ولا النور» یعنی قلب علی المملوء من النور، ثم قال: «ولا الظل» یعنی بذلک مستقر علی فی الجنة «ولا الحرور» یعنى به مستقر أبی جهل فی جهنم، ثم جمعهم فقال: «وما یستوی الأحیاء» علی و حمزة وجعفر و حسن و حسین و فاطمة و خدیجة «ولا الاموات» کفار مکة.

ابن عباس درباره سخن خداوند «و ما یستوى الاعمى» گفت: او ابوجهل بن هشام




بود «والبصیر» او علىّ‏بن ابى‏طالب بود. سپس گفت: «ولا الظلمات» یعنى ابوجهل که به سبب شرک قلبش تاریک بود «ولا النور» یعنى قلب على که پر از نور بود. سپس گفت: «ولا الظلّ» یعنى جایگاه على در بهشت «ولا الحرور» یعنى جایگاه ابوجهل در جهنم، سپس همه را یک جا جمع کرد و فرمود: «ومایستوى الاحیاء و لا الاموات» یعنى کفار مکه.



و نیز در این سوره نازل شده است :

ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِه وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِاِذْنِ اللّهِ ذلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبیرُ

سپس کتاب را به آن بندگان خود که برگزیدیم به میراث دادیم ، سپس برخى از آنان ستم کننده به نفس خود هستند و برخى از آنان میانه روند و برخى با امر خداوند در کارهاى نیک پیشرو هستند، این توفیق بزرگى است.

(سوره فاطر آیه 32)

عن أبی حمزة الثمالی عن على بن الحسین، قال: إنّی لجالس عنده إذ جاءه رجلان من أهل العراق فقالا: یا ابن رسول اللّه‏ جئناک کی تخبرنا عن آیات من القرآن. فقال: وما هی؟ قالا: قول اللّه‏ تعالى: (ثم أورثنا الکتاب الذین اصطفینا) فقال: یا أهل العراق وأیّش یقولون؟ قالا: یقولون: إنّها نزلت فی أمّة محمد(ص) فقال لهم علیّ بن الحسین: أمّة محمد کلّهم إذا فی الجنّة! قال: فقلت من بین القوم: یا ابن رسول اللّه‏ فیمن نزلت؟ فقال: نزلت واللّه‏ فینا أهل البیت ـ ثلاث مرات ـ قلت: أخبرنا من فیکم الظالم لنفسه؟ قال: الذی استوت حسناته و سیئاته ـ وهو فی الجنّة‏ـ فقلت: والمقتصد؟ قال: العابد للّه‏ فی بیته حتّى یأتیه الیقین. فقلت: السابق بالخیرات؟ قال: من شهر سیفه ودعا إلى سبیل ربّه.




ابوحمزه ثمالى گفت: نزد علىّ‏بن الحسین(ع) نشسته‏بودم که دو نفر از اهل عراق آمدند و گفتند: اى پسر پیامبر نزد تو آمده‏ایم تا درباره آیاتى از قرآن به ما خبر بدهى، گفت: کدام آیات؟ گفتند: سخن خداوند: «ثم اورثنا الکتاب الذین اصطفینا» گفت: اى اهل عراق، مردم در این خصوص چه مى‏گویند؟ گفتند: آنها مى‏گویند که این آیه درباره امت محمد(ص) نازل شده است. علىّ‏بن الحسین گفت: در این صورت همه امت محمد در بهشت هستند!

مى‏گوید: من از میان آنها گفتم: اى پسر پیامبر این آیه درباره چه کسانى نازل شده است؟ گفت: درباره ما اهل بیت نازل شده است (این جمله را سه بار تکرار کرد) گفتم: به من خبر بده که در میان شما «الظالم لنفسه = ستم کننده به نفس خویش» چه کسى است؟ گفت: او کسى است که نیکى‏ها و بدى‏هاى او مساوى باشد و البته در بهشت خواهد بود. گفتم: «المقتصد = میانه رو» کیست؟ گفت: کسى که در خانه‏اش خدا را عبادت مى‏کند تا وقتى که مرگ فرا رسد. گفتم: «السابق بالخیرات = پیشگام در نیکى‏ها» چه کسى است؟ گفت: کسى که شمشیر برگیرد و به سوى راه خدا بخواند.

عن زید بن علیّ فی قوله تعالى: (ثم أورثنا الکتاب) وساق الآیة إلى آخرها وقال: (الظالم لنفسه) المختلط منّا بالناس (والمقتصد) العابد (والسابق) الشاهر سیفه یدعو إلى سبیل ربّه.

زید بن على درباره آیه: «واورثنا الکتاب الذین اصطفینا»گفت: «الظالم لنفسه» کسى از خاندان ماست که با مردم مختلط شود و «المقتصد»یعنى عابد و «السابق بالخیرات» کسى است که شمشیر خود را کشیده و به راه خدا دعوت مى‏کند.

عن عبد خیر عن علیّ قال: سألت رسول اللّه‏(ص) عن تفسیر هذه الآیة فقال: هم ذرّیتک و ولدک؛ إذا کان یوم القیامة خرجوا من قبورهم على ثلاثة أصناف: ظالم لنفسه یعنی المیّت بغیر توبة، ومنهم مقتصد استوت حسناته و سیئاته من ذریتک، ومنهم سابق بالخیرات من زادت حسناته على سیئاته من ذرّیّتک.

عبدخیر از على(ع) نقل مى‏کند که گفت: از پیامبر خدا از تفسیر این آیه پرسیدم،




گفت: آنان ذریّه و فرزندان تو هستند، وقتى قیامت برپا شد، آنان به صورت سه گروه از قبرهایشان برمى خیزند، ستمگر بر خود، یعنى کسى که بدون توبه مرده است و برخى از آنان میانه روند یعنى نیکى‏ها و بدى‏هاى آنان مساوى است و از ذریّه توهستند. و برخى از آنان هم پیشگام در خیرات هستند و او کسى است که نیکى‏هاى او بر بدى هایش افزون است و از ذریه توست.



و نیز از سوره صافات نازل شده است:

وَ قِفُوهُمْ اِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ

آنان را نگهدارید که آنان مورد پرسش خواهند بود.

(سوره صافات آیه 24)

عن مندل العنزی یرفعه إلى النبی صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم فی قوله: (وقفوهم إنَّهُمْ مسئولون) قال: عن ولایة علی.

مندل عنزى از پیامبر (ص) درباره سخن خداوند: «وقفوهم انهم مسؤلون» نقل مى‏کند که از ولایت على پرسیده مى‏شوند.

عن أبی سعید الخدری فى قوله: (وقفوهم انهم مسئولون) قال: (عن إمامة علیّ بن أبی طالب.

ابوسعید خدرى راجع به سخن خداوند: «وقفوهم انهم مسؤلون»گفت: از امامت على پرسیده مى‏شوند.

همین مضمون با سندهاى دیگرى از ابوسعید خدرى نقل شده‏است.

عن سعید بن جبیر، عن ابن عباس قال: قال رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله: إذ ا کان یوم القیامة أوقف أنا و علیّ على الصراط، فما یمّربنا أحد إلا سألناه عن




ولایة علی، فمن کانت معه وإلاّ ألقیناه فی النار، وذلک قوله: (وقفوهم إنّهم مسئولون).

سعید بن جبیر از ابن عباس نقل مى‏کند که گفت: پیامبر خدا فرمود: وقتى روز قیامت شود من و على بر صراط مى‏ایستیم و کسى از کنار ما عبور نمى‏کند مگر اینکه از ولایت على از او مى‏پرسیم پس هر کس با على باشد (به بهشت مى‏رود)وگرنه او را به آتش مى‏اندازیم و این است معناى سخن خداوند: «وقفوهم انهم مسؤلون»

عن الشعبی عن ابن عباس فی قوله تعالى: (وقفوهم إنّهم مسئولون) قال: عن ولایة علی ّ بن أبی طالب.

شعبى از ابن عباسى نقل مى‏کند که درباره سخن خداوند: «وقفوهم انهم مسؤلون» گفت: از ولایت على پرسیده مى‏شوند.

همین مضمون از ابوجعفر نیز نقل شده است.

و نیز در این سوره نازل شده است:

سَلامٌ عَلىآ اِلْیاسینَ (1)

درود بر خاندان یاسین.

(سوره صافات آیه 37)

عن ابن عبّاس فی قوله: (سلام على آل یاسین) قال: على آل محمد.

ابن عباس راجع به سخن خداوند: «سلام على آل یاسین»گفت: سلام بر آل


1- ابن عامر و نافع و ورش، این عبارت را «آل یاسین = خاندان یاسین» خوانده‏اند ولى بقیه قاریان آن را به صورت «اِلیاسین = منسوبین به الیاس» خوانده‏اند و از آنجا که در مصحف مادر لام جدا از یا نوشته شده و به صورت «ال یاسین» است قرائت نخست درست‏تر به نظر مى‏رسد به اضافه اینکه روایات متعددى از اهل بیت رسیده که آن را به همین صورت خوانده‏اند. نمونه‏هایى از این روایات را در متن مى‏خوانید.




محمد(ص)

همین مضمون با طرق دیگر نیز از ابن عباس نقل شده است.

عن جعفر بن محمد عن آبائه: عن علیّ علیهم السلام فی قوله: (سلام على آل یاسین) قال: یاسین محمد و نحن آل یاسین.

جعفر بن محمد از پدرانش از على نقل مى‏کند که راجع به سخن خداوند: «وسلام على آل یاسین»گفت: یاسین محمد است و ما آل یاسین هستیم.

عن سلیم بن قیس العامری قال: سمعت علیا یقول: رسول اللّه‏ یاسین و نحن آله.

سلیم بن قیس عامرى گفت: از على شنیدم که مى‏گفت: پیامبر خدا یاسین است و ما خاندان او هستیم.

عن ابن عباس فی قوله: (وإنّ إلیاس لمن المرسلین ـ إلى قوله: ـ سلام على آل یاسین) یقول: سلام على آل محمد.

ابن عباس راجع به به سخن خداوند: «سلام على آل یاسین» گفت: سلام بر آل محمد(ص)

عن عبداللّه‏ بن عباس فی قوله اللّه‏ تعالى: (سلام على آل یاسین) یعنی على آل محمد، ویاسین بالسریانیة: یا إنسان یا محمد.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «سلام على آل یاسین»گفت: یعنى آل محمد و «یاسین» در زبان سریانى: اى انسان اى محمد.

عن أبی مالک الغفارى فی قوله: (سلام على آل یاسین) قال: هو محمّد، وآله أهل بیته.

ابومالک غفارى درباره سخن خداوند: «سلام على آل یاسین»گفت: آنان محمد و اهل بیت او هستند.






و نیز در سوره ص نازل شده است:

أَمْ نَجْعَلُ الّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ کَالْمُفْسِدینَ فِى الْأَرْضِ * أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقینَ کَالْفُجّارِ

آیا کسانى را که ایمان آورده‏اند و کارهاى شایسته انجام داده‏اند مانند مفسدان قرار مى‏دهیم؟ یا پرهیزگاران را مانند فاجران؟

(سوره ص آیه 28)

عن ابن عباس قال: وأمّا قوله: (أم نجعل الذین آمنوا و عملوا الصالحات) الآیة قال: نزلت هذه الآیة فی ثلاثة من المسلمین وهم المتّقون الذین عملوا الصالحات، وفی ثلاثة من المشرکین و هم المفسدون الفجّار، فأما الثلاثة من المسلمین فعلیّ بن أبی طالب، و حمزة بن عبدالمطلب، و عبیدة بن الحارث‏بن عبدالمطلب؛ وهم الذین بارزوا یوم بدر؛ فقتل علیّ الولید، وقتل حمزة عتبة، وقتل عبیدة شیبة.

ابن عباس گفت: و اما سخن خداوند: «ام نجعل الذین آمنوا و عملوا الصالحات» این آیه درباره سه نفر از مسلمانان که همان پرهیزگارانى بودند که کارهاى شایسته انجام مى‏دادند و سه نفر از مشرکان که همان مفسدان فاجر بودند، نازل شده است. آن سه نفر از مسلمانان عبارت بودند از: علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) و حمزة بن عبدالمطلب و عبیدة بن حارث بن عبدالمطلب که در روز بدر مبارزه کردند، على ولید را و حمزه عتبه را و عبیده شیبه را کشت.

عن علیّ فی قوله تعالى: (أم نجعل الذین آمنوا و عملوا الصالحات کالمفسدین فی الأرض أم نجعل المتقین کالفجّار) قال: نزلت فی حمزة وعلی و عبیدة بن الحارث بن عبدالمطلب، وفی عتبة وشیبة.

على (ع) درباره سخن خداوند: «ام نجعل الذین آمنوا و عملوا الصالحات کالمفسدین فى




الارض ام نجعل المتقین کالفجار» گفت: درباره حمزه و على و عبیدة بن حارث بن عبدالمطلب و نیز عتبه و شیبه و ولید بن عتبه نازل شده است.

عن ابن عبّاس فی قوله: (أم نجعل الذین آمنوا و عملوا الصالحات) یقول: الطاعات فیما بینهم و بین ربهم و هم علی و حمزة و عبیدة بن الحارث (کالمفسدین فی الأرض) یعنی شیبة و عتبة والولید بن المغیرة، (أم نجعل المتقین) الشرک وهم علیّ و حمزة و عبیدة (کالفجّار) یعنی عتبة و شیبة والولید وهؤلاء الذین تبارزوا یوم بدر، فقتل علی الولید، وقتل حمزة عتبة، وقتل عبیدة شیبة.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «ام نجعل الذین آمنوا و عملوا الصالحات، گفت: صالحات یعنى طاعات میان آنان و پروردگارشان، و آنان على و حمزه و عبیدة بن حرث بودند «کالمفسدین فى الارض»یعنى شیبه و عتبه و ولید بن مغیره. «ام نجعل المتقین»پرهیزگاران از شرک یعنى على و حمزه و عبیدة «کالفجار» یعنى عتبه و شیبه و ولید، اینان کسانى بودند که در روز بدر با یکدیگر مبارزه کردند على ولید را کشت و حمزه عتبه را و عبیده شیبه را.

عن ابن عباس قال: إنّها نزلت فی عتبة وشیبة ابنی ربیعة، والولید بن عتبة؛ وهم الذین بارزوا بنی هاشم علیّا وحمزة و عبیدة بن الحارث فقتلهم اللّه‏ وأنزل فیهم: (أم حسب الذین یعملون السیئات أن یسبقونا ـ أی یعجزونا بالنقمة ـ ساء ما یحکمون) لأنفسهم فقتلوا یوم بدر، ونزلت فی الثلاثة من المسلمین علی و حمزة و عبیدة (من کان یرجو لقاء اللّه‏) یقول: یخاف البعث بعد الموت، فإن البعث لآت أی لکائن.

ابن عباس گفت: این آیه درباره عتبه و شیبه فرزندان ربیعه و ولید بن عتبه نازل شده که با بنى‏هاشم یعنى على و حمزه و عبیدة بن حارث مبارزه کردند که خداوند آنها را کشت و درباره آنها این آیه را نازل کرد: «ام حسب الذین یعملون السیئات ان یسبقونا»یعنى ما را به وسیله نقمت ناتوان سازند «ساءما یحکمون»بد است آنچه




برخود داورى مى‏کننند. آنان در روز بدر کشته شدند همچنین این آیه درباره سه نفر از مسلمانان على و حمزه و عبیدة بن حارث نازل شده است «من کان یرجو لقاء اللّه‏» یعنى از برانگیخته شدن پس از مرگ مى‏ترسد و اینکه رستاخیز واقع خواهد شد.

شبیه این مضمون با دو سند دیگر نیز از ابن عباس نقل شده است.

عن جعفر بن محمد، عن أبیه، عن جدّه فی قوله: (أم نجعل) الآیة قال نزلت فی علی بن أبی طالب علیه السلام.

جعفر بن محمد از پدرانش نقل مى‏کند که سخن خداوند: «ام نجعل الذین آمنوا» درباره علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) نازل شده است.

 

و نیز از سوره زمر نازل شده است:

قُلْ هَلْ یَسْتَوِى الَّذینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لا یَعْلَمُونَ اِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ

بگو آیا کسانى که مى‏دانند و کسانى که نمى‏دانند یکسان هستند؟ همانا خردمندان پند مى‏گیرند.

(سوره زمر آیه 9)

عن جابر: عن أبی جعفر فی قول اللّه‏ تعالى: (قل هل یستوی الذین یعلمون) الآیة، قال: (الذین یعلمون) نحن (والذین لایعلمون) عدوّنا (إنما یتذکر أولو الألباب) قال: شیعتنا.

جابر از ابوجعفر نقل مى‏کند که درباره سخن خداوند: «قل هل یستوى الذین یعلمون» گفت: «کسانى که مى‏دانند» ما هستیم و «کسانى که نمى‏دانند» دشمنان ما هستند. و «خردمندان» شیعیان ما هستند.




عن ابن عبّاس فی قوله: (هل یستوی الذین یعلمون) قال: یعنی بالذین یعلمون، علیّا وأهل بیته من بنى هاشم (والذین لایعلمون) بنی أمیّة و (أولو الألباب) شیعتهم.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «هل یستوى الذین یعلمون»گفت: منظور از «کسانى که مى‏دانند» على و اهل بیت او از بنى‏هاشم هستند و منظور از «کسانى که نمى‏دانند» بنى امیّه هستند و «خردمندان» شیعیان اهل‏بیت هستند.

 

و نیز در آنجا نازل شده است:

ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً رَجُلاً فیهِ شُرَکآءُ مُتَشاکِسُونَ وَ رَجُلاً سَلَمًا لِرَجُلٍ هَلْ یَسْتَوِیانِ مَثَلاً

خداوند مثالى زده است: مردى را که مملوک شریکانى است که درباره او اختلاف مى‏کنند و مردى را که تنها تسلیم یک نفر است، آیا این دو یکسانند؟

(سوره زمر آیه 29)

عن محمد بن الحنفیة عن علیّ علیه السلام فی قوله تعالى: (ورجلا سلما لرجل) قال: أنا ذلک الرجل السلیم لرسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله و سلم.

محمد بن حنفیه از على(ع) درباره سخن خداوند: «و رجلا سلما لرجل» نقل مى‏کند که گفت: من همان مردى هستم که تسلیم پیامبر خدا بودم.

عن أبی جعفر قال: الرجل السالم لرجل علی وشیعته.

ابوجعفر گفت: آن مرد که براى یک نفر تسلیم بود، على و شیعه او هستند.

عن عبداللّه‏ بن عباس فی قول اللّه‏ تعالى: (ضرب اللّه‏ رجلا فیه شرکاء) فالرجل هو أبوجهل، والشرکاء آلهتهم التی یعبدونها، کلهم یدّعیها یزعم أنه أولى




بها (ورجلا) یعنی علیّا (سلما) یعنی سلما دینه للّه‏ یعبده وحده لا یعبد غیره (هل یستویان مثلا) فی الطاعة والثواب.

عبداللّه‏ بن عباس درباره سخن خداوند: «ضرب اللّه‏ رجلا فیه شرکاء» گفت: آن مرد ابوجهل است و شریکان، خدایانى است که آنها را عبادت مى‏کردند و هر کدام از آنها درباره آن معبودها ادعا مى‏کردند و گمان داشتند که او مال آنهاست «ورجلا سلما» یعنى على که دین او خالص براى خدا بود و تنها او را پرستش مى‏کردو چیز دیگرى را پرستش نمى‏کرد «هل یستویان مثلا»یعنى در طاعت و ثواب.

 

و نیز در این سوره نازل شده است:

وَ الَّذى جآءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهآ أُولآئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ

کسى که سخن راست بیاورد و کسى که آن را تصدیق کند، آنان همان پرهیزگاران هستند.

(سوره زمر آیه 33)

عن عبدالوهاب بن مجاهد، عن أبیه فی قول اللّه‏ تعالى: (والذی جاء بالصدق وصدّق به) قال: الذی جاء بالصدق رسول اللّه‏ (ص) والذی صدّق به علیّ.

مجاهد درباره سخن خداوند: «والذى جاء بالصدق و صدّق به»گفت: آن کس که سخن راست آورده پیامبر خداست و آن کس که آن را تصدیق کرده على است.

همین مضمون با سه سند دیگر از مجاهد نقل شده است.

عن ابن عبّاس فی تفسیر قوله تعالى: (والذی جاء بالصدق وصدّق به) قال: هو النبیّ جاء بالصدق، والذی صدّق به علیّ بن أبی طالب.

ابن عباس در تفسیر سخن خداوند: «والذى جاء بالصدق و صدّق به»گفت: او پیامبر است که سخن راست آورد و کسى که آن را تصدیق کرد علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) بود.




همین مضمون با سند دیگرى از ابن عباس نقل شده است.

عن أبی الطفیل عن علی قال: والذی جاء بالصدق رسول اللّه‏. وصدّق به أنا؛ والناس کلّهم مکذّبون کافرون غیری و غیره.

ابوالطفیل از على(ع) نقل مى‏کند که گفت: آن کس که سخن راست آورد پیامبر خدا بود و آن کس که آن را تصدیق کرد من هستم و این در حالى بود که همه مردم تکذیب مى‏کردند و کافر بودند جز من و او.

 




mahboodbolourchy@yahoo.com

12 امام(٥)
امام علی(۳٤)
اهل البیت(۸)
اهل سنت(٢)
حضرت فاطمه(۳)
سلمان و مقداد و ابوذر(۱)
شیعیان(٢)

 

 

 

 

 

آیه تطهیر در نگاه کتب اهل سنت
چی بگم والا
حدیث ولایت با منابع اهل سنت
تعریف کردن رسول خدا از اهل البیت خود
یک چیزی می نویسم قدر خودت رو بدون (با بچه شیعه هام)
اهل سنت و نماز برخلاف سنت
انا مدینه العلم و علی بابها
انا و هذا حجه علی امتی یوم القیامه
درب بهشت
برادری
دار الحکمه
حدیث ولایت
حدیث لوح
پرسش آدم از خدا
امر به حب حضرت علی و سلمان و مقداد و ابوذر
قطعا فاطمه فرشته ای است که در صورت انسان خلق شده
ای فاطمه خدا با غضبت غضب می کند وبا رضایتت راضی می شود
عنوان نامه عمل مومن حب علی است
الذین ینفقون اموالهم بالیل والنهار و سرا وعلنیا کیست؟
انت منی و انا منه
۱۳٩٠/٥/۸
محب تو محب من است
شک به علی کفر است
انا حرب لمن حاربکم
استغفار حضرت آدم
خشم خدا بر آزار دهندگان آل رسول
اقرار عقیق
شرح آیه ولایت
جدایی از علی جدایی از خداست
لا فتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار

 

 

RSS 2.0

html
-->

السلام علی السيد المطهر و الامام المظفر و الشجاع الغضنفر , ابي شبير و شبر , قاسم طوبي و سقر الانزع البطين,الاشجع المتين,الشرف المکين,العالم المبين,الناصر المعين , ولي الدين , الوالي الولي , السيد الرضي , الامام الوصي,الحاکم بالنص الجلي , المخلص الصفي,مولي الموحّدين، کهف الزاهدين، ملجأ العابدين، تاج العارفين، امير‌المؤمنين،الدفون بالغري ليث بني غالب,مظهر العجائب, مُظهر الغرائب، مفرّق الکتائب،الشهاب الثاقب,الهزبر السالب و نقطه دائرة المطالب , اسد الله الغالب , غالب کل غالب و مطلوب کل طالب , صاحب المفاخر و المناقب , امام المشارق و المغارب , مولانا و مولي الکونين و الثقلين و امیر المومنین یعقوب الدین یعسوب الدین علی ابن ابیطالب .

Page Ranking Tool