مکتب الشهدا آل علی


إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً


 

بسم الله الرحمن الرحیم

و نیز از سوره طه نازل شده است:

وَ اجْعَلْ لى وَزیرًا مِنْ أَهْلى هارُونَ أَخِى اُشْدُدْ بِهآ أَزْرى وَ أَشْرِکْهُ فىآ أَمْرى

و براى من وزیرى از خاندانم قرار بده، هارون برادرم را، کمر مرا با او محکم کن و او را در کار من شرکت بده.

(سوره طه آیه 29 ـ 33)

عن حذیفة بن أسید قال: أخذ النبی صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم بید علىّ‏بن ابى‏طالب فقال: أبشر وأبشر، إنّ موسى دعا ربّه أن یجعل له وزیرا من أهله هارون، وإنّی أدعو ربی أن یجعل لی وزیرا من أهلی علیّ أخی أشدد به ظهری وأشرکه فی




أمری.

حذیفة بن اسید گفت: پیامبر خدا دست علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) را گرفت و گفت: مژده باد و مژده باد، موسى از پروردگارش خواست که از خاندانش، هارون را وزیر او قرار بدهد و من از پروردگارم مى‏خواهم که از خاندانم على را وزیر من قرار بدهد (خدایا) به وسیله او کمر مرا محکم کن و او را در کار من شرکت بده.

أسماء بنت عمیس تقول: سمعت رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم یقول: اللهمّ إنّی أقول کما قال أخی أشدد به أزری وأشرکه فی أمری ـ إلى قوله: ـ بصیرا».

اسماء بنت عمیس گفت: از پیامبر خدا شنیدم که گفت: پروردگارا همان گونه که برادرم موسى گفت، من نیز مى‏گویم: خدایا براى من از خاندانم وزیرى قرار بده، على برادرم را، به وسیله او کمرم را محکم کن و او را در کار من شرکت بده، تا آخر آیه.(1)

همین مضمون با چند سند دیگر نیز از اسماء بنت عمیس نقل شده است.

در تثبیت این وزارت براى على و تحقق آن روایات بسیارى از صحابه نقل شده که از جمله آنها روایت ابن عباس از علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) است:

عن عبداللّه‏ بن عباس عن علىّ‏بن ابى‏طالب قال: لما نزلت هذه الآیة على رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم: (وأنذر عشیرتک الأقربین) [214/الشعراء[ دعانی رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله فقال: یا علیّ إنّ اللّه‏ أمرنی أن أنذر عشیرتی الأقربین، فضقت بذلک ذرعا وعرفت أنیّ متى أمرتهم بهذا الأمر أرى منهم ما أکره، فصمتّ علیها حتی جاء جبرئیل فقال: یا محمد إنک لئن لم تفعل ما أمرت به یعذّبک اللّه‏ لذلک فاصنع ما بدا لک. یا علی اصنع لنا صاعا من طعام واجعل فیه


1- این روایت در کتاب‏هاى دیگر هم آمده: محب طبرى، الریاض النضره ج 2 ص 163 و احمد بن حنبل، الفضائل ص 202.




رجل شاة وأملأ لنا عسّا من لبن، ثمّ اجمع لی بنی عبدالمطلب حتى أکلمهم وأبلغهم ما أمرت به ـ وساق الحدیث إلى قوله:

ثمّ تکلّم رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم فقال: یا بنی عبدالمطلب إنی واللّه‏ ما أعلم أحدامن العرب جاء قومه بأفضل ممّا جئتکم به، إنی قد جئتکم بأمر الدنیا والآخرة وقد أمرنی اللّه‏ أن أدعوکم إلیه، فأیّکم یوازرنی على أمری هذا، على أن یکون أخی ووصیّی وولیّی وخلیفتی فیکم؟ قال: فأحجم القوم عنها جمیعا، فقلت ـ وإنی لأحدثهم سنّا، وأرمصهم عینا وأعظمهم بطنا وأحمشهم ساقاـ: أنا یا نبیّ اللّه‏ أکون وزیرک علیه. فقام القوم یضحکون ویقولون لأبیطالب: قد أمرک أن تسمع و تطیع لعلیّ.

عبداللّه‏ بن عباس از علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) نقل مى‏کند که گفت: وقتى این آیه «وانذر عشیرتک الاقربین = و خویشان نزدیک خود را بیم بده»(1) نازل شد، پیامبر خدا مرا خواند و گفت: یا على خداوند به من فرمان داده که خویشان نزدیک خود را بیم دهم و این کار خوش آیند من نبود، چون مى‏دانستم که هر وقت آنان را به این کار بخوانم از آنها چیزى مى‏بینم که آن را دوست ندارم، و من از این کار ساکت شدم تا اینکه جبرئیل آمد و گفت: اى محمد اگر تو آنچه را که به آن مأمور شدى انجام ندهى خداوند به خاطر آن تو را عذاب خواهد کرد، پس آنچه بر تو آشکار شده انجام بده. یا على طعامى آماده کن و پاچه گوسفندى در آن قرار بده و براى ما کاسه بزرگى از شیر آماده کن آنگاه فرزندان عبدالمطلب را پیش من جمع کن تا با آنها سخن بگویم و مأمـوریت خودم را برسـانم. حدیث را ادامه داد تا آنجا که گفت:

آنگاه پیامبر خدا صحبت کرد و گفت: اى فرزندان عبدالمطلب به خدا سوگند کسى از عرب‏ها را نمى‏شناسم که به قوم خود بهتر از آنچه من براى شما آورده‏ام آورده باشد، همانا من براى شما کار دنیا و آخرت را آورده‏ام و خداوند مرا مأمور


1- سوره شعراء آیه 214.




کرده که شما را به سوى آن بخوانم، چه کسى از شما مرا در این کار یارى مى‏کند تا او برادر و وصى و ولى و جانشین من پس از من باشد؟ مى‏گوید: آن قوم همگى ساکت شدند و من که از همه آنها کم سن و سال‏تر بودم و چشمم از همه آنها بیشتر آب مى‏ریخت و شکمم از همه آنها بزرگتر بود و ساقم از همه آنها باریکتر بود، گفتم: اى پیامبر خدا من وزیر تو مى‏شوم. آن قوم بلند شدند در حالى که مى‏خندیدند و به ابوطالب مى‏گفتند: تو را فرمان مى‏دهد که حرف على را گوش کنى و از او فرمان ببرى!

عن أنس بن مالک أنّ النبی صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم قال: إنّ أخی ووزیری وخلیفتی فی أهلی وخیر من أترک بعدی یقضی دینی وینجز موعدی علىّ‏بن ابى‏طالب.

انس بن مالک گفت: پیامبر گفت: برادرم و وزیرم و جانشینم در خانواده‏ام و بهترین کسى که پس از خود بر جاى مى‏گذارم که قرض مرا بدهد و به وعده‏هاى من عمل کند، علىّ‏بن ابى‏طالب است.

همین مضمون با سند دیگرى نیز از انس نقل شده است.

عن عبداللّه‏ بن ملیل قال: سمعت علیّا یقول: قال رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم: إنّه لم یکن نبیّ إلا قد أعطی سبعة رفقاء نجباء وزراء، وإنی قد أعطیت أربعة عشر: حمزة وجعفر و علیّ وحسن وحسین وأبوبکر وعمر وعبداللّه‏ بن مسعود و اَبوذر والمقداد وحذیفة وعمّار، وسلمان وبلال.

عبداللّه‏ بن ملیل گفت: شنیدم على مى‏گفت: پیامبر خدا فرمود: هیچ پیامبرى نیست مگر اینکه خداوند به او هفت نفر رفیق نجیب و وزیر داده است ولى براى من چهارده نفر را داده: حمزه و جعفر و على و حسن و حسین و ابوبکر و عمر و عبداللّه‏ بن مسعود و ابوذر و مقداد و حذیفه و عمار و سلمان و بلال.






و نیز در این سوره نازل شده است:

وَ اِنّى لَغَفّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحًا ثُمَّ اهْتَدى

همانا من بسیار آمرزنده‏ام براى کسى که توبه کند و ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد آنگاه هدایت شود.

(سوره طه آیه 82)

عن جابر الجعفی عن أبی جعفر فی قوله تعالى: (ثمّ اهتدى) قال: إلى ولایتنا أهل البیت.

جابر جعفى درباره سخن خداوند: «ثم اهتدى»از ابوجعفر نقل مى‏کند که گفت: به ولایت ما خاندان (هدایت مى‏شود)

همین مضمون با سند دیگرى از جابر نقل شده است.

عن ثابت البنانی فی قوله: (وإنّی لغفّار لمن تاب وآمن وعمل صالحا ثم اهتدى) قال: إلى ولایة أهل بیته.

ثابت بنانى درباره سخن خداوند: «وانى لغفار لمن تاب و آمن و عمل صالحا ثم اهتدى» گفت: به ولایت اهل بیت او.

عن أبی جعفر محمد بن علیّ الباقر، عن أبیه عن جدّه قال: خرج رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم ذات یوم فقال: إنّ اللّه‏ تعالى: یقول: (وإنّی لغفّار لمن تاب وآمن وعمل صالحا ثم اهتدى) ثمّ قال لعلىّ‏بن ابى‏طالب: إلى ولایتک.

ابوجعفر از پدرانش از جدش نقل مى‏کند که گفت: روزى رسول خدا بیرون آمد و فرمود: خد اوند مى‏فرماید: «انى لغفار لمن تاب و عمل صالحا ثم اهتدى» آنگاه به علىّ‏بن ابى‏طالب گفت: به ولایت تو (هدایت مى‏شود).

عن أبی ذرّ فی قول اللّه‏ تعالى: (وإنّی لغفّار لمن تاب) الآیة، قال: لمن آمن بما جاء به محمد، وأدّى الفرائض (ثم اهتدى) قال: اهتدى إلى حبّ آل محمّد.

ابوذر درباره سخن خداوند: «انى لغفار لمن تاب»گفت: خداوند آمرزنده است




براى کسى که به آنچه محمد آورده ایمان داشته باشد و واجبات را انجام دهد «ثم اهتدى» سپس به محبت آل محمد راه پیدا کند.



و نیز در این سوره نازل شده است:

وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرى فَاِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکًا وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمى

و هر کس از یاد من رویگردان شود، همانا براى او زندگى تنگى است و او را در روز قیامت نابینا محشور مى‏کنیم.

(سوره طه آیه 124)

عن علیّ علیه السلام قال: قال رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله للمهاجرین والأنصار: أحبّوا علیّا لحبّی وأکرموه لکرامتى، واللّه‏ ما قلت لکم هذا من قبلی ولکنّ اللّه‏ تعالى أمرنی بذلک، ویا معشر العرب من أبغض علیا من بعدی حشره اللّه‏ یوم القیامة أعمى لیس له حجّة.

علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) گفت: رسول خدا به مهاجرین و انصار فرمود: على را به سبب محبت من دوست داشته باشید و او را به خاطر گرامى‏داشت من گرامى بدارید، به خدا سوگند این سخن را از پیش خود نمى‏گویم بلکه خداوند مرا به آن مأمور کرده است و اى گروه عرب، هر کس پس از من على را دشمن بدارد، خداوند او را در روز قیامت کور محشور مى‏کند و حجتى براى او نیست.

عن جابربن عبداللّه‏ قال: خطبنا رسول اللّه‏(ص) فسمعته یقول: من أبغضنا أهل البیت حشره اللّه‏ یوم القیامة یهودیا.

وهذا مختصر الحدیث.

جابربن عبداللّه‏ گفت: پیامبر خدا براى ما خطبه خواند و شنیدم که مى‏گفت:




هرکس ماخاندان را دشمن بدارد، خداوند او را در روز قیامت یهودى محشور مى‏کند. و این مختصر آن حدیث بود.

525 ـ عن ابن عبّاس فی قول اللّه‏ تعالى: (ومن أعرض عن ذکری فإنّ له معیشة ضنکا، ونحشره یوم القیامة أعمى) أنّ من ترک ولایة علیّ أعماه اللّه‏ واصمّه.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «ومن اعرض عن ذکرى فان له معیشة ضنکا و نحشره یوم القیامة اعمى» گفت: هر کس ولایت على را ترک نماید، خداوند او را کور و کر مى‏کند.



و نیز در این سوره نازل شده است:

وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلوةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها

و خاندانت را به نماز فرمان بده و بر آن مقاومت کن.

(سوره طه آیه 132)

قال أبوالحمراء خادم النبی صلى اللّه‏ علیه وآله: لمّا نزلت هذه الآیة: (وأمر أهلک بالصّلاة واصطبر علیها) کان النبی صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم یأتی باب علیّ وفاطمة عند کل صلاة فیقول: الصلاة رحمکم اللّه‏ (إنّما یرید اللّه‏ لیذهب عنکم الرجس أهل البیت) الآیة [33 / الأحزاب].

ابوالحمراء خادم پیامبر خدا گفت: چون آیه: «وأمر اهلک بالصلوة واصطبر علیها» نازل شد، پیامبر در هر نمازى به در خانه على و فاطمه مى‏آمد و مى‏گفت: نماز! خدا شما را رحمت کند. همانا خداوند اراده کرده که از شما خاندان پلیدى را بردارد.(2)


1- این حدیث را ابن عساکر به طور مفصل آورده است: تاریخ دمشق ج 20 ص 52.

2- سوره احزاب آیه 33.






و نیز در این سوره نازل شده است:

فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِىِّ وَ مَنِ اهْتَدى

بزودى خواهید دانست که چه کسى اصحاب راه راست است و چه کسى هدایت شده است.

(سوره طه آیه 135)

عن ابن عبّاس قال: أصحاب الصّراط السویّ هو واللّه‏ محمد وأهل بیته، والصّراط: الطریق الواضح الذی لاعوج فیه، (ومن اهتدى) فهم أصحاب محمد صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم.

ابن عباس گفت: به خدا سوگند که اصحاب راه راست، محمد و اهل بیت اویند و «صراط» همان راه روشنى است که کجى در آن نباشد «و من اهتدى» اصحاب محمد(ص) هستند.



و از سوره انبیاء نازل شده است:

اِنَّ الَّذینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنىآ أُولآئِکَ عَنْها مُبْعَدُونَ لا یَسْمَعُونَ حَسیسَها وَ هُمْ فى مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خالِدُونَ

لا یَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَکْبَرُ وَ تَتَلَقّاهُمُ الْمَلاآِئکَةُ هذا یَوْمُکُمُ الَّذى کُنْتُمْ تُوعَدُونَ

همانا کسانى که از ما نیکى بر آنان مقرر شده، آنان از آن (دوزخ) دور هستند، صداى آن را هم نمى‏شنوند و ایشان در آنچه دل‏هاشان بخواهد، جاویدانند. آن بیم بزرگ آنان را اندوهگین نمى‏سازد و فرشتگان به پیشواز آنان آیند، این همان روز شماست که وعده داده




مى‏شدید.

(سوره انبیاء آیه 100)

عن جعفر بن محمد، عن أبیه عن آبائه: عن علی قال: قال لی رسول اللّه‏: یا علیّ فیکم نزلت هذه الآیة: (إن الذین سبقت لهم منّا الحسنى أولئک عنها مبعدون).

جعفر بن محمد از پدرانش از علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) نقل مى‏کند که گفت: پیامبر خدا به من گفت: یا على این آیه درباره شما نازل شده است: «ان الذین سبقت لهم منا الحسنى اولئک عنها مبعدون».

قال رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله: یا علی فیکم نزلت (لایحزنهم الفزع الأکبر) أنت وشیعتک تطلبون فی الموقف وأنتم فی الجنان تتنعمون.

پیامبر خدا فرمود: یا على آیه: «لایحزنهم الفزع الاکبر» درباره شما نازل شده است، تو و شیعیان تو در موقف قیامت قرار مى‏گیرید و شما در بهشت از نعمت‏ها برخوردار مى‏شوید.

عن أبی عمر النعمان بن بشیر قال: تلا علیّ علیه السلام لیلة هذه الآیة: (إنّ الذین سبقت لهم منّا الحسنى (أولئک عنها مبعدون) فقال: أنا منهم و أبوبکر منهم و عمر منهم و عثمان منهم و طلحه منهم و الزبیر منهم وسعد منهم و عبدالرحمان بن عوف منهم. قال: ثمّ أقیمت الصلاة فقام علی علیه السلام وهو یقول: (لا یسمعون حسیسها).

نعمان بن بشیر گفت: شبى علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) این آیه را تلاوت کرد: «ان الذین سبقت لهم منا الحسنى» و گفت: من از آنها هستم و ابوبکر و عمر و عثمان و طلحه و زبیر و سعد و عبدالرحمان بن عوف از آنهاست، سپس نماز اقامه شد و على به پاخاست و گفت: «لایسمعون حسیسها»(1)

 


1- طبق تحقیقى که محقق متن عربى کتاب شواهد التنزیل به عمل آورده است، این روایت از نظر سند ضعیف است.




531 ـ همین مضمون با سند دیگرى از نعمان بن ثابت نقل شده است.



و از سوره حج نازل شده است:

هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فى رَبِّهِمْ

این دو نفر دو دشمن هستند که درباره پروردگارشان با هم‏دیگر ستیز کردند.

(سوره حج آیه 19)

عن قیس بن عبّاد: عن علىّ‏بن ابى‏طالب أنّه قال: أنا أوّل من یجثو بین یدی الرحمان للخصومة یوم القیامة. قال قیس: وفیهم أنزلت هذه الآیة: (هذان خصمان اختصموا فی ربه م) قال: هم الذین بارزوا یوم بدر، علیّ و حمزة و عبیدة ـ أو أبو عبیدة ـ ابن الحرث، وشیبة بن ربیعة وعتبة بن ربیعة والولید بن عتبة.

قیس بن عبّاد گفت: علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) گفت: در روز قیامت من نخستین کسى هستم که جهت خصومت، در برابر خداوند قرار مى‏گیرم. قیس گفت: درباره آنها نازل شده است: «هذان خصمان اختصموا فى ربهم»گفت: آنان کسانى هستند که در روز بدر با یکدیگر مبارزه کردند و عبارت بودند از: على و حمزه و عبیده (یا ابوعبیده) فرزند حرث که در برابر شیبة بن ربیعه و عتبة‏بن ربیعه و ولیدبن عقبه قرار گرفتند.

همین مضمون را بخارى در دو مورد از صحیح خود آورده است.

این مضمون با چندین سند دیگر نیز نقل شده و در صحیح مسلم نیز آمده است.

عن حارثة بن مضرب: عن علی علیه السلام قال: لما قدمنا المدینة أصبنا من ثمارها فاجتویناها وأصابنا بها وعک وکان رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه و آله و سلم یستخبر عن بدر، فلما سار رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه و آله وسلم إلى بدر ـ




وبدر بئرـ سبقنا إلیها رجلان من المشرکین: رجل من قریش ومولى لعقبة بن أبی معیط، فأخذنا المولى وتفلّت القرشی فجعلنا نسأله عن القوم فیقول: هم واللّه‏ کثیر عددهم، شدید بأسهم، فجعلوا یهددونه إذا قال ذلک و ضربوه حتى انتهوا به إلى النبیّ صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم فقال دعوه ثمّ قال کم القوم؟ فقال: هم واللّه‏ کثیر عددهم، شدید بأسهم. ثمّ سأله فقال له مثل ذلک، فلمّا أن أعیاهم أن یخبرهم قال: کم ینحرون کل یوم من الجزور؟ قال: عشرة. فقال رسول اللّه‏: القوم ألف لکل جزور مائة وتبها فلما انتهیناإلى بدر وقد بات رسول اللّه‏ لیلهُ یدعو یقول: اللهمّ إن تهلک هذه الفئة لاتعبد فی الأرض.

فلما أن طلع الفجر قال رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه و آله وسلم: إلیّ یا عباد اللّه‏ فأقبلنا من تحت الشجر والحجر، فصلى ثم حثّ على القتال وأمر به وقال: جمع قریش عند هذا الضلع الأحمیر من الجبل فلما أقبل المشرکون إذا منهم رجل یسیر على الجمل أحمر فقال رسول اللّه‏ (ص): یا على ناد یا حمزة من صاحب الجمل؟ و مایقول لک؟ فإن یک أحدا فیه خیر أو یأمر بخیر فعسى أن یکون صاحب الجمل. فناداهم حمزة: من صاحب الجمل؟ قالوا: عتبة بن ریبعة وهو ینهی عن القتال و یقول: یا قوم أرى قوما مستمیتین، یا قوم لا تصلوا إلیهم حتّى تهلکوا، فَلْیَلِ قتالهم غیرکم فاعصبوها برأسی فقالوا خیرا.

فبلغ ذلک أبا جهل فقال: لقد مُلِئَتْ رِئَتُکَ وَ جَوْفُکَ رُعْبا من محمّد وأصحابه. فقال عتبة: تصبر یا مصفّر أسته لیقتلنّکم القوم إنی أجبن؟ فثنّى رجله و نزل واتبعه أخوه شبیة بن ربیعة والولید فقال: من یبارزنا؟ فانبرز له شباب من الأنصار فقال: لا حاجة لنا فی قتالکم إنا نرید بنی عمّنا!! فقال رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه و آله: قم یا علیّ قم یا حمزة قم یا عبیدة. فقتل حمزة عتبة، قال علیّ: وعمدت إلى شیبة فقتلته واختلف الولید و عبیدة ضربتین فأثخن کلّ واحد منهما صاحبه، وملنا على الولید فقتلناه وأسرنا منهم سبعین، وقتلنامنهم سبعین، فجاء رجل من الأنصار بالعبّاس بن عبدالمطلب أسیرا فقال العبّاس: یا رسول اللّه‏ إن هذا واللّه‏ أسرنی بعدما أسرنی




رجل أجلح من أحسن الناس وجها، على فرس أبلق ما أراه فی القوم. فقال الأنصاری أنا أسرته یا رسول اللّه‏. فقال: أسکت لقد أیّدک اللّه‏ عزّوجلّ بملک کریم.

حارثة بن مضرب نقل مى‏کند که على گفت: چون به مدینه آمدیم، از میوه‏هاى آن برخوردار شدیم و آنهارا چیدیم و گرماى شدیدى روى آورد و پیامبر از بدر خبر مى‏گرفت، چون پیامبر به بدر که چاهى بود رسید، پیش از ما دو نفر از مشرکان در آنجا بودند، یک نفر از قریش و غلام عقبة بن ابى معیط، ما آن غلام را گرفتیم و قریشى فرار کرد، ما پیوسته از او راجع به آن قوم (لشکر قریش) مى‏پرسیدیم، او گفت: به خدا سوگند که آنان بسیارند و توانایى بسیارى دارند، وقتى او چنین مى‏گفت، او را تهدید مى‏کردند و مى‏زدند، تا اینکه او را نزد پیامبر آوردند، فرمود: او را رها کنید، سپس از او پرسید: آنان چند نفرند؟ گفت: به خدا سوگند که آنان زیادند و توانایى بسیارى دارند، باز پیامبر همان سؤال را تکرار کرد و او همان جواب را گفت.

چون او نخواست درست خبر بدهد، پیامبر گفت: آنان در هر روز چند شتر مى‏کشند؟ گفت: ده شتر، پیامبر فرمود: آنان هزار نفرند براى هر صد نفر یک شتر، و چون به بدر رسیدیم، پیامبر شب هنگام چنین دعا کرد: خدایا اگر این گروه (گروه مؤمنان) را هلاک سازى، در زمین پرستیده نمى‏شوى.

چون صبح شد پیامبر فرمود: سوى من آیید اى بندگان خدا! ما از زیر هر درخت و سنگى نزد او جمع شدیم، او نماز خواند، آنگاه مردم را تشویق به جنگ کرد و به آن فرمان داد و گفت: قریش نزد این قسمت سرخ از کوه اجتماع کرده‏اند، پس چون مشرکان رسیدند، مردى از آنها بود که بر شتر سرخ رنگى سوار بود. پیامبر فرمود: یا على از حمزه بپرس صاحب این شتر کیست و چه مى‏گوید؟ پس اگر کسى باشد که در او خیر است یا امر به خیر مى‏کند، شاید همین صاحب شتر باشد. پس حمزه ندا داد صاحب این شتر کیست؟ گفتند: او عتبة بن ربیعه است و او از جنگ نهى مى‏کند و مى‏گوید: اى قوم شما را قومى مى‏بینم که خود را در معرض مرگ قرار داده‏اید، اى




قوم شما به آنان نمى‏رسید مگر اینکه هلاک شوید، جنگ با آنان را به دیگران واگذارید و آن‏را به سر من ببندید (یعنى مراباعث آن بدانید) گفتند: نیکو مى‏گوید.

این مطلب به ابوجهل رسید پس گفت: درون تو از خوف محمد و اصحابش پر شده است. عتبه گفت: اى کسى که از پایینش باد بیرون مى‏آید! تو درنگ مى‏کنى آنان شما را بکشند و من مى‏ترسم؟ در این هنگام پاهاى خود را راست کرد و از شتر پیاده شد و برادرش شیبة‏بن ربیعه و ولید نیز او را دنبال کردند، پس گفت: چه کسى با ما مبارزه مى‏کند؟ جوانى از انصار به مصاف او رفت، او گفت: ما را به جنگ با شما رغبتى نیست، ما پسر عموهایمان را مى‏خواهیم. پیامبر فرمود: به پاخیز اى على، به پاخیز اى حمزه، به پاخیز اى عبیده، پس حمزه عتبه را کشت و على مى‏گوید: من نیز به شیبه حمله کردم و او راکشتم و ولید و عبیده دو ضربت به همدیگر زدند و هر کدام از آنها دیگرى را مجروح کرد و ما بر ولید حمله بردیم و او را کشتیم و از آنان هفتاد نفر را اسیر کردیم و هفتاد نفر را کشتیم.

مردى از انصار عباس بن عبدالمطلب را به صورت اسیر آورد، عباس گفت: یا رسول اللّه‏ این مرد پس از آن مرا اسیر کرد که مردى زیبا روى بر روى اسبى ابلق مرا اسیر کرده بود او را میان این قوم نمى‏بینم، انصارى گفت: یا رسول اللّه‏ من او را اسیر کرده‏ام، پیامبر گفت: ساکت باش، خداوند تو را با فرشته‏اى بزرگوار یارى کرده است.

542 ـ عن قیس بن عبّاد: عن علیّ قال: فینا نزلت هذه الآیة، و فی مبارزتنا یوم بدر (هذان خصمان اختصموا فی ربّهم ـ إلى قوله ـ الحریق).

قیس بن عباد از على نقل مى‏کند که گفت: این آیه درباره ما و مبارزه ما در روز بدر نازل شده است: «هذان خصمان اختصموا فى ربّهم»

هیمن حدیث را بخارى نیز در جامع خود آورده است.

عن محمّد بن عبدالرحمان قال: برز حمزة لعتبة فقتله، وبرز علیّ للولید فقتله وبرز عبیدة لشیبة فقتله.

محمد بن عبدالرحمان گفت: حمزه با عتبه مبارزه کرد و او را کشت و على با ولید




مبارزه کرد و او را کشت و عبیده با شیبه مبارزه کرد واو را کشت.

عن جابر بن عبداللّه‏ قال: لمّا قتل عتبة بن ربیعه یوم بدر ،ندبته ابنته هند، وندبت عمّها شیبة، وندبت أخاها الولید، وهجت بنیهاشم فلمّا جاء هجاؤها المدینة أراد حسّان أن یجیبها، فأرسلت إلیه عمرة أخت عبداللّه‏ بن رواحة؛ دعنی حتّى أجیبها. فکان هجاوها: (الاشعار).

جابربن عبداللّه‏ گفت: چون عتبة بن ربیعه در روز بدر کشته شد دخترش هند براى او و عمویش شیبه و برادرش ولید گریه کرد و بنى هاشم را هجو گفت، چون هجو او به مدینه رسید، حسّان خواست که او را پاسخ گوید، عمرة خواهر عبداللّه‏ بن رواحه به او سفارش فرستاد که بگذار من به او پاسخ بگویم و او را با قصیده‏اى هجو کرد.

مطلع هجو هند چنین بود:

انى رأیت نساء بعداصلاح                 فى عبد شمس فقلبى غیر مرتاح

و مطلع هجو عمره خواهر عبداللّه‏ در پاسخ هجو هند چنین بود:

یا هند صبرا فقد لاقیت مهبلة            یوم الاعنّة و الارماح فى الراح(1)

 

و نیز در این سوره نازل شده است:

اِنَّ اللّهَ یُدْخِلُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ جَنّاتٍ تَجْرى مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ یُحَلَّوْنَ فیها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤاً وَ لِباسُهُمْ فیها حَریرٌ وَ هُدُوآا اِلَى الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَ هُدُوآا اِلى صِراطِ الْحَمیدِ


1-متن این دو قصیده در کتاب شواهد التنزیل آمده و ما به جهت اینکه ربطى به موضوع کتاب ندارد از آوردن آن خود دارى کردیم.




همانا خداوند کسانى را که ایمان آورده‏اند و کارهاى شایسته انجام داده‏اند به بهشت‏هایى وارد مى‏کند که از زیر درختان آن جوى‏ها روان است و در آنجا با دستبندهایى از طلا و مروارید زینت داده مى‏شوند و لباس آنها در آنجا حریر است، و به سوى سخنان پاکیزه هدایت مى‏شوند و به سوى راه خداوند شایسته حمد هدایت مى‏شوند.

(سوره حج آیات 23ـ24)

عن جعفر بن محمّد، عن أبیه، عن جدّه فی قوله تعالى: (إنّ اللّه‏ یدخل الذین آمنوا ـ إلى قوله ـ صراط الحمید) قال: ذالک علیّ وحمزة وعبیدة بن الحارث وسلمان و أبوذرّ والمقداد.

جعفر بن محمد از پدرانش از جدش درباره سخن خداوند: «ان اللّه‏ یدخل ـ تا ـ صراط الحمید»نقل مى‏کند که آنان على و حمزه و عبیدة بن حارث و سلمان و ابوذر و مقداد هستند.

پیشتر در روایت ابوذر غفارى و ابوسعید خدرى گذشت که این آیه درباره همین افراد نازل شده است.

عن ابن عبّاس قی قوله: (هذان خصمان اختصموا فی ربّهم فالذین کفروا قطعّت لهم ثیاب من نار) (فالذین آمنوا) علیّ وحمزة و عبیدة (والذین کفروا) عتبة وشیبة والولید تبارزوا یوم بدر.

و قوله: (إن اللّه‏ یدخل الذین آمنوا ـ إلى قوله ـ ولباسهم فیها حریر) قال: هم علیّ و حمزة و عبیدة.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «هذان خصمان اختصموا فى ربهم» گفت: «فالذین آمنوا»على و حمزه و عبیده «والذین کفروا»عتبه و شیبه و ولید است که در جنگ بدر با هم مبارزه کردند. و درباره این سخن خداوند: «ان اللّه‏ یدخل الذین آمنوا ـ تا ـ لباسهم فیها حریر»گفت: آنان على و حمزه و عبیده هستند.




عن الأصبغ بن نباتة وأبی مریم أنّهما سمعا عمّار بن یاسر بصفّین یقول: سمعت رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله یقول لعلیّ: إنّ اللّه‏ زیّنک بزینة لم یتزیّن العباد بزینة هی أحبّ إلى اللّه‏ منها، وهی زینة الأبرار عنداللّه‏، جعلک لاتنال من الدنیا شیئا، وجعلها لا تنال منک شیئا ووهب لک حبّ المساکین.

اصبغ بن نباته و ابو مریم گفتند که هر دو از عمار یاسر شنیدند که در جنگ صفین گفت: از پیامبر خدا شنیدم که به على مى‏گفت: همانا خداوند تو را با زینتى زینت داده که بندگان را با زینتى بهتر از آن زینت نداده است. و آن زینت نیکان نزد خداوند است، تو را طورى قرار داده که از دنیا چیزى به دست نمى‏آورى و دنیا را طورى قرار داده که از تو چیزى به دست نمى‏آورد و محبت فقرا را به تو عطا کرده است.

شبیه این مضمون با سند دیگرى از عمار یاسر نقل شده است.



و نیز در این سوره نازل شده است:

وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتینَ الَّذینَ اِذا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ الصّابِرینَ عَلى مآ أَصابَهُمْ وَ الْمُقیمِى الصَّلوةِ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ

و مژده بده متواضعان را همان هایى که چون خدا یاد شود دلهایشان مى‏ترسد و صبر کنندگان بر آنچه به آنان مى‏رسد و اقامه کنندگان نماز و آنها که از آنچه به آنان روزى دادیم انفاق مى‏کنند.

(سوره حج آیه35)

عن ابن عباس فی قوله تعالى: (وبشّر المخبتین) قال: نزلت فی علیّ و سلمان.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «وبشّر المخبتین»گفت: راجع به على و سلمان




نازل شده است.



و نیز در این سوره نازل شده است:

أُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ اِنَّ اللّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدیرٌ

به کسانى که جنگ بر آنان تحمیل گردیده اجازه جهاد داده شد چرا که آنان مورد ستم واقع شده‏اند و همانا خداوند به یارى آنان تواناست.

(سوره حج آیه 39)

عن زید بن علیّ علیهما السّلام أنّه قرأ: (أذن للذین یقاتلون بأنّهم ظلموا) الآیة، وقال: نزلت فینا.

زیاد مدینى از زید بن على نقل کرد که آیه: «اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا» را تلاوت کرد و گفت: درباره ما نازل شده است.



و نیز در این سوره نازل شده است:

الَّذینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ اِلاّ آأَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللّهُ

کسانى که بدون حق از خانه هایشان اخراج شده‏اند، جز اینکه مى‏گفتند: پروردگار ما خداست.

(سوره حج آیه 40)

محمّد بن زید عن أبیه قال: سألت أبا جعفر محمّد بن علیّ قلت له: أخبرتی عن قوله تعالى: (الذین أخرجوا من دیارهم بغیر حقّ) قال: نزلت فی علیّ وحمزة وجعفر، ثم جرت فی الحسین علیهم السلام.

محمد بن زید از پدرش نقل مى‏کند که از ابوجعفر محمد بن على پرسیدم که مرا




از این سخن خداوند: «الذین اخرجوا من دیارهم بغیر حق» خبر بده، گفت: این آیه درباره على و حمزه و جعفر نازل شده و درباره حسین نیز جریان پیدا کرد.

عن زید بن علیّ فی قوله تعالى: (أذن للذین یقاتلون بأنّهم ظلموا ـ إلى ـ الذین أخرجوا من دیارهم) قال: نزلت فینا.

زید بن على درباره سخن خداوند: «اذن للذین یقاتلون ـ تا ـ الذین اخرجوا من دیارهم» گفت: درباره ما نازل شده است.

 

و نیز در این سوره نازل شده است:

الَّذینَ اِنْ مَکَّنّاهُمْ فِى الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلوةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ

کسانى که اگر به آنان در زمین قدرت بدهیم نماز را به پا مى‏دارند و زکات را مى‏پردازند و به نیکى امر مى‏کنند و از بدى باز مى‏دارند.

(سوره حج آیه 41)

عن أبان تغلب: عن أبی محمّد بن علیّ علیه السلام فی قوله تعالى: (الذین إن مکناهم فی الأرض) الآیة قال: فینا واللّه‏ نزلت هذه الآیة.

ابان بن تغلب از ابوجعفر محمد بن على درباره سخن خداوند: «الذین ان مکناهم فى الارض»نقل مى‏کند که گفت: به خدا سوگند که این آیه درباره ما نازل شده است.

عن ابى خلیفه قال: دخلت أنا وأبو عبیدة الحذّاء على أبی جعفر فقال: یا جاریة هلمّی بمرفقة. قلت: بل نجلس. قال: یا أبا خلیفة لا تردّ الکرامة، إنّ الکرامة لا یردّها إلاّ حمار. فقلت له: کیف لنا بصاحب هذا الأمر حتّى نعرفه؟ فقال: قول اللّه‏ تعالى: (الذین إن مکنّاهم فی الأرض أقاموا الصلاة وآتوا الزکاة وأمروا بالمعروف ونهوا عن المنکر) إذا رأیت هذا الرجل منّا فاتبّعه فإنّه هو صاحبه.




ابوخلیفه گفت: من و ابوعبیده حذّاء بر ابوجعفر وارد شدیم گفت: اى کنیز بالش بیاور، گفتیم: مى‏نشینیم، گفت: اى ابوخلیفه احسان را رد مکن که جز الاغ کسى آن را رد نمى‏کند. گفتم: صاحب این امر را چگونه بشناسیم؟ گفت: با سخن خداوند: «الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوة وآتوا الزکوة وامروا بالمعروف ونهوا عن المنکر» هر وقت چنین مردى را از ما دیدى از او پیروى کن که او صاحب امر است.

عن زید بن علیّ قال: أذا قام‏القائم من آل محمّد یقول: یا أیّها الناس نحن الذین وعدکم اللّه‏ فی کتابه: (الذین إن مکنّاهم فی الأرض).

زید بن على گفت: چون قائم آل محمد قیام کند، مى‏گوید: ما همان هایى هستیم که خداوند در کتابش به شما وعده داده است: «الذین ان مکّنّاهم فى الارض»




mahboodbolourchy@yahoo.com

12 امام(٥)
امام علی(۳٤)
اهل البیت(۸)
اهل سنت(٢)
حضرت فاطمه(۳)
سلمان و مقداد و ابوذر(۱)
شیعیان(٢)

 

 

 

 

 

آیه تطهیر در نگاه کتب اهل سنت
چی بگم والا
حدیث ولایت با منابع اهل سنت
تعریف کردن رسول خدا از اهل البیت خود
یک چیزی می نویسم قدر خودت رو بدون (با بچه شیعه هام)
اهل سنت و نماز برخلاف سنت
انا مدینه العلم و علی بابها
انا و هذا حجه علی امتی یوم القیامه
درب بهشت
برادری
دار الحکمه
حدیث ولایت
حدیث لوح
پرسش آدم از خدا
امر به حب حضرت علی و سلمان و مقداد و ابوذر
قطعا فاطمه فرشته ای است که در صورت انسان خلق شده
ای فاطمه خدا با غضبت غضب می کند وبا رضایتت راضی می شود
عنوان نامه عمل مومن حب علی است
الذین ینفقون اموالهم بالیل والنهار و سرا وعلنیا کیست؟
انت منی و انا منه
۱۳٩٠/٥/۸
محب تو محب من است
شک به علی کفر است
انا حرب لمن حاربکم
استغفار حضرت آدم
خشم خدا بر آزار دهندگان آل رسول
اقرار عقیق
شرح آیه ولایت
جدایی از علی جدایی از خداست
لا فتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار

 

 

RSS 2.0

html
-->

السلام علی السيد المطهر و الامام المظفر و الشجاع الغضنفر , ابي شبير و شبر , قاسم طوبي و سقر الانزع البطين,الاشجع المتين,الشرف المکين,العالم المبين,الناصر المعين , ولي الدين , الوالي الولي , السيد الرضي , الامام الوصي,الحاکم بالنص الجلي , المخلص الصفي,مولي الموحّدين، کهف الزاهدين، ملجأ العابدين، تاج العارفين، امير‌المؤمنين،الدفون بالغري ليث بني غالب,مظهر العجائب, مُظهر الغرائب، مفرّق الکتائب،الشهاب الثاقب,الهزبر السالب و نقطه دائرة المطالب , اسد الله الغالب , غالب کل غالب و مطلوب کل طالب , صاحب المفاخر و المناقب , امام المشارق و المغارب , مولانا و مولي الکونين و الثقلين و امیر المومنین یعقوب الدین یعسوب الدین علی ابن ابیطالب .

Page Ranking Tool