مکتب الشهدا آل علی


إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً


 

بسم الله الرحمن الرحیم

و از سوره مؤمنون نازل شده است:

وَ اِنَّ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّراطِ لَناکِبُونَ

و کسانى که به آخرت ایمان ندارند، از راه منحرف هستند.

(سوره مؤمنون آیه 74)

عن الأصبغ بن نباتة عن علیّ علیه السلام فی قول اللّه‏ تعالى: (وإنّ الذین لایؤمنون بالآخرة عن الصراط لناکبون) قال: عن ولایتنا.

اصبغ بن نباته از على درباره سخن خداوند: «وان الذین لایؤمنون بالاخره عن الصراط لناکبون»نقل کرد که گفت: از ولایت ما.

شبیه همین مضمون با سند دیگرى از اصبغ نقل شده است.

 

و نیز در این سوره نازل شده است:




قُلْ رَبِّ اِمّا تُرِیَنّى ما یُوعَدُونَ رَبِّ فَلا تَجْعَلْنى فِى الْقَوْمِ الظّالِمینَ وَ اِنّا عَلىآ أَنْ نُرِیَکَ ما نَعِدُهُمْ لَقادِرُونَ

بگو پروردگارا عذاب هایى که به آنان وعده داده شده به من نشان بده، پروردگارا مرا در میان گروه ستمگر قرار مده، البته ما توانایى آن را داریم که آنچه را که به آنان وعده داده‏ایم به تو نشان بدهیم.

(سوره مؤمنون آیات 93 ـ 95)

عبداللّه‏ بن عباس وجابر بن عبداللّه‏ أنهما سمعا رسول اللّه‏ (ص) یقول فی حجّة الوداع ـ وهو بمنى ـ: لا ترجعوا بعدی کفّارا یضرب بعضکم رقاب بعض وأیم اللّه‏ لئن فعلتموها لتعرفنّی فی کتیبة یضاربونکم. فغمز جبرئیل من خلفه منکبه الأیسر، فالتفت فقال: أو علیّ أو علیّ. فنزلت هذه الآیة: (قل ربّ إمّا ترینّی ما یوعدون ـ إلى قوله ـ لقادرون).

عبداللّه‏ بن عباس و جابربن عبداللّه‏ گفتند که هر دو از پیامبر خدا شنیدند که در حجة الوداع در منى فرمود: پس از من کافر نشوید به طورى که بعضى از شما گردن بعضى را بزند و سوگند به خدا که اگر چنین کنید مرا در لشکرى خواهید دید که با شما مى‏جنگد، در این حال جبرئیل از پشت سر او شانه چپش را فشار داد و پیامبر به سوى او برگشت پس گفت: یا على را، یا على را، پس این آیه نازل شد: «قل رب اما ترینى ما یوعدون»

عن جابر قال: أخبر اللّه‏ نبیّه محمدا أن أمته ستفتتن من بعده، ثم أنزل علیه: (قل ربّ إما ترینّی ما یوعدون) قال جابر: سمعت النبی صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم یقول فی حجّة الوداع ورکبتی تمسّ رکبته وهو یقول: لا ترجعوا بعدی کفّارا یضرب بعضکم رقاب بعض، أمالئن فعلتم لتعرفنّی فی جانب الصف أقاتلکم مرّة أخرى. فغمزه جبرئیل فالتفت إلیه فقال: یا محمّد أو علیّ. فأقبل علینا بوجهه فقال: أو علیّ.

جابر گفت: خداوند پیامبرش محمد را خبر داد که امت او پس از او دچار فتنه




خواهند شد سپس این آیه نازل شد: «قل رب اما ترینى ما یوعدون» جابر گفت: از پیامبر شنیدم که در حجة الوداع در حالى که ران من به ران او چسبیده بود گفت: پس از من به حالت کفر برنگردید به طورى که بعضى از شما گردن بعضى دیگر را بزند. اگر چنین کنید مرا در صفى خواهید دید که بار دیگر با شما مى‏جنگد، پس جبرئیل او را فشار داد و گفت: اى محمد یا على را. پس صورت خود را به سوى ما برگردانید و گفت: یا على را.

همین مضمون با دو سند دیگر هم نقل شده است.

عن جابر بن عبداللّه‏ قال: أخبر جبرئیل علیه السلام النبی صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم وقال له: انّ أمتک سیختلفون من بعدک، فأوحى اللّه‏ إلى النبی (ص): (قل ربّ إمّا ترینّی ـ إلى قوله ـ الظالمین) قال: هم أصحاب الجمل، فقال ذلک النبی صلى اللّه‏ علیه وآله، فأنزل اللّه‏: (وإنا على أن نریک ما نعدهم لقادرون) فلما نزلت هذه الآیة جعل النبی صلى اللّه‏ علیه وآله لا یشکّ أنّه سیرى ذلک، قال جابر: بینما أنا جالس إلى جنب النبی صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم وهو بمنى یخطب الناس فحمد اللّه‏ وأثنى علیه و قال: أیّها الناس ألیس قد بلغتکم؟ قالوا: بلى. قال: الا لا ألفینّکم ترجعون بعدی کفّارا یضرب بعضکم رقاب بعض، أما لئن فعلتم ذلک لتعرّفنی فی کتیبة أضرب وجوهکم فیهابالسیف. فکأنه غمز من خلفه فالتفت ثم أقبل علینا فقال: أو علىّ‏بن ابى‏طالب. فأنزل اللّه‏ علیه: (فإمّا نذهبنَّ بک فإنّا منهم منتقمون) (أو نرینّک الذی وعدناهم فإنّا علیهم مقتدرون) قال: وقعة الجمل.

جابر بن عبداللّه‏ گفت: جبرئیل به پیامبر خبر داد و گفت: امت تو پس از تو اختلاف خواهند کرد، پس خدا به او وحى کرد: «قل رب اما ترینى ـ تا ـ الظالمین» گفت: آنان اصحاب جمل هستند، پیامبر آن را گفت و خدا چنین نازل کرد: «وانا على ان نریک ما نعدهم لقادرون»وقتى این آیه نازل شد، پیامبر شک نداشت که به زودى آن را خواهد دید.

جابر گفت: در آن هنگام که در منى در کنار پیامبر نشسته بودم و او به مردم خطبه




مى‏خواند، خدا را حمد و ثنا کرد و گفت: اى مردم آیا به شما نرساندم؟ گفتند: آرى. گفت: شما را چنین نیابم که پس از من به کفر بر مى‏گردید و بعضى از شما گردن بعضى دیگر را بزند، آگاه باشید که اگر چنین کنید، مرا در لشکرى خواهید دید که صورت‏هاى شما را با شمشیر مى‏زنم. گویا که از پشت، او را فشار دادند، سپس روى به سوى ما کرد و گفت: یا علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) را. پس خداوند به او نازل کرد: «فاما نذهبن بک فانا منتقمون» «او نرینک الذى وعدنا هم فانّا علیهم مقتدرون» گفت: وقعه جمل.



و نیز در این سوره نازل شده است:

فَاِذا نُفِخَ فِى الصُّورِ فَلا آأَنْسابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَ لا یَتَسآءَلُونَ

پس وقتى که در صور دمیده شد در آن روز هیچ پیوند خویشاوندى میانشان نخواهد بود و آنان پرسیده نمى‏شوند.

(سوره مؤمنون آیه 101)

عن عبداللّه‏ بن عبّاس قال: قال رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم کلّ حسب ونسب یوم القیامة منقطع إلاّ حسبی ونسبی إن شئتم اقرأوا: «فإذا نفخ فی الصور فلا أنساب بینهم یومئذ ولا یتساءلون».

عبداللّه‏ بن عباس گفت: پیامبر خدا فرمود: هر حسب و نسبى در روز قیامت قطع مى‏شود به جز حسب و نسب من، اگر خواستید بخوانید: «فاذا نفخ فى الصور فلا انساب بینهم یومئذ و لا یتسائلون»



و نیز در این سوره نازل شده است:

اِنّى جَزَیْتُهُمُ الْیَوْمَ بِما صَبَرُوآا أَنَّهُمْ هُمُ الْفآئِزُونَ

همانا من امروز آنان را به سبب شکیبایى‏شان پاداش دادم که آنان




همان رستگارانند.

(سوره مؤمنون آیه 111)

565 ـ عن عبد الله بن مسعود فیقول الله تعالى: (انّیجزیتهم الیوم بما صبروا) یعنی جزیتهم بالجنّة الیوم بصبر علیّبن أبیطالب وفاطمة والحسن والحسین فى الدنیا على الطاعات وعلى الجوع والفقر وبما صبروا على المعاصی وصبروا على البلاء لله فی الدنیا (انهم هم الفائزون) والناجون من الحساب.

عبداللّه‏ بن مسعود درباره سخن خداوند: «انّى جزیتهم الیوم بماصبروا» گفت: یعنى امروز بهشت را به آنان پاداش دادم به سبب صبر علىّ‏بن ابى‏طالب و فاطمه و حسن و حسین در دنیا بر طاعات و گرسنگى و فقر و صبرشان بر گناهان و صبرشان بر امتحان الهى در دنیا«انهم هم الفائزون»آنان نجات یافتگان از حساب هستند.



و از سوره نور نازل شده است:

فى بُیُوتٍ أَذِنَ اللّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ* رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّهِ وَ اِقامِ الصَّلوةِ وَ ایتآءِ الزَّکاةِ یَخافُونَ یَوْمًا تَتَقَلَّبُ فیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ

در خانه‏هایى که خدا اجازه داده که بلند شود و نام او در آنجا برده شود. هر صبح و شام در آن مردانى تسبیح مى‏گویند که تجارت و دادوستد، آنها را از یاد خدا و اقامه نماز و پرداخت زکات باز نمى‏دارد، آنان از روزى که دل‏ها و چشم‏ها در آن دگرگون مى‏شود، مى‏ترسند.

(سوره نور آیه 36)




عن أبی برزة قال: قرأ رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله: (فی بیوت أذن اللّه‏ أن ترفع و یُذکر) وقال: هی بیوت النبی. قیل: یا رسول اللّه‏ أبیت علیّ وفاطمة منها؟ قال: من أفضلها.

ابوبرزه گفت: پیامبر خدا آین آیه را قرائت کرد: «فى بیوت اذن اللّه‏ ان ترفع» و گفت: آن خانه‏هاى پیامبر است. گفته شد: آیا خانه على و فاطمه هم از آنهاست؟ گفت: از بهترین آنهاست.

عن أنس بن مالک وعن بریدة قالا: قرأ رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله هذه الآیة: (فی بیوت أذن اللّه‏ أن ترفع ـ إلى قوله والأبصار) فقام رجل فقال: أیّ بیوت هذه یا رسول اللّه‏؟ فقال: بیوت الأنبیاء. فقام إلیه أبوبکر فقال: یا رسول اللّه‏ هذا البیت منها؟ ـ لبیت علیّ وفاطمة ـ قال: نعم من أفضلها.

انس بن مالک و بریده گفتند: پیامبر این آیه را قرائت کرد: «فى بیوت اذن اللّه‏ ان ترفع ـ تا ـ والابصار»مردى بلند شد و گفت: یا رسول اللّه‏ اینها کدام خانه‏ها هستند؟ فرمود: خانه‏هاى پیامبران. ابوبکر بلند شد و گفت: یا رسول اللّه‏ خانه على و فاطمه هم از آنهاست؟ فرمود: آرى از بهترین آنهاست.

همین مضمون با سند دیگرى نیز از انس و بریده نقل شده است.

 

و نیز در این سوره نازل شده است:

وَ مَنْ یُطِعِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَخْشَ اللّهَ وَ یَتَّقْهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْفآئِزُونَ

و هر کس خدا و پیامبر او را اطاعت کند و از خدا بترسد و پروا نماید آنان همان نجات یافتگان هستند.

(سوره‏نورآیه 52)




عن ابن عبّاس فی قول اللّه‏ تعالى: (ومن یطع اللّه‏ ورسوله ویخش اللّه‏) فیما سلف من ذنوبه «ویتّقه» ـ فیما بقی ـ «فأولیک هم الفائزون» بالجنة قال: أنزلت فی علىّ‏بن ابى‏طالب.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «و من یطع اللّه‏ و رسوله و یخش اللّه‏ و یتّقه» گفت: «یخش اللّه‏»یعنى از گناهان گذشته بترسد و «یتقه»یعنى در آینده از گناه پرهیز کند«فاولئک هم الفائزون» گفت: درباره علىّ‏بن ابى‏طالب نازل شده است.

 

و نیز در این سوره نازل شده است:

وَعَدَ اللّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِى الْأَرْضِ

خداوند به کسانى از شما که ایمان آورده‏اند وکارهاى شایسته انجام داده‏اند، وعده داده است که آنان را در زمین حکومت مى‏دهد.

(سوره نور آیه 55)

عن حنش أن علیا علیه السلام قال: إنّی أقسم بالذی فلق الحبّة وبرأ النسمة وأنزل الکتاب على محمّد صدقا وعدلاً لتعطفنّ علیکم هذه الآیة: (وعد اللّه‏ الذین آمنوا وعملوا الصالحات لیستخلفنّهم فی الأرض).

حنش گفت: على گفت: همانا من به کسى که دانه را شکافت و انسان را آفرید و کتاب را بر اساس راستى و عدل بر محمد نازل کرد، سوگند مى‏خورم که (وعده) این آیه بر شما خواهد آمد: «وعداللّه‏ الذین آمنوا و عملوا الصالحات لیستخلفنّهم فى الارض»

عن ابن عبّاس فی قوله: (وعد اللّه‏ الذین آمنوا) إلى آخر الآیة؛ قال: نزلت فی آل محمد(ص).

ابن عباس درباره سخن خداوند: «وعداللّه‏ الذین آمنوا» گفت: درباره آل محمد نازل




شده است.

عبداللّه‏ بن محمد یقول: (وعد اللّه‏ الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات) قال: هی لنا أهل البیت.

عبداللّه‏ بن محمد گفت: آیه: «وعداللّه‏ الذین آمنوا»درباره ما اهل بیت است.



و از سوره فرقان نازل شده است:

وَ هُوَ الَّذى خَلَقَ مِنَ الْمآءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَ صِهْرًا

و او کسى است که از آب بشرى آفرید و او را نسب و سبب قرار داد.

(سوره فرقان آیه 54)

عن السدی فی قوله: (وهو الذی خلق من الماء بشرا) قال: نزلت فی النبی صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم وعلیّ، زوّج فاطمة علیّا وهو ابن عمّه وزوج ابنته، کان نسبا وکان صهرا.

سدّى درباره سخن خداوند: «وهو الذى خلق من الماء بشرا» گفت: این آیه در مورد پیامبر و على نازل شده که پیامبر دخترش فاطمه را به على داد و او هم پسر عموى پیامبر بود و هم با دخترش ازدواج کرده بود، هم نسبت خویشاوندى داشت و هم داماد او بود.

ابن سیرین یقول: «فجعله نسبا وصهرا» قال: هو علىّ‏بن ابى‏طالب.

ابن سیرین گفت: «فجعله نسباو صهرا»علىّ‏بن ابى‏طالب است.



و نیز در این سوره نازل شده است:

وَ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّّیاتِنا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ اِمامًا




وکسانى که مى‏گویند پروردگارا براى ما از همسران وفرزندانمان روشنى چشم ببخش و ما را براى پرهیزگاران پیشوا قرار بده.

(سوره فرقان آیه 74)

عن أبان بن تغلب قال: سألت جعفر بن محمد، عن قول اللّه‏ تعالى: (الذین یقولون: ربّنا هب لنا من أزواجنا و ذرّیاتنا قرّة أعین واجعلنا للمتقین إماما) قال: نحن هم أهل البیت.

ابان بن تغلب گفت: از جعفر بن محمد از سخن خداوند: «وجعلنا للمتقین اماما» پرسیدم، گفت: آنان ما خاندان هستیم.

عن أبی سعید فی قوله تعالى: (هب لنا) الآیة قال: قال النبی صلى اللّه‏ علیه وآله و سلم قلت: یا جبرئیل من أزواجنا؟ قال: خدیجة. قال: ومن ذرّیاتنا؟ قال: فاطمة.: وقرّة أعین؟ قال: الحسن والحسین. قال: (واجعلنا للمتّقین إماما)؟ قال: علیّ علیه السلام.

ابوسعید درباره آیه «هب لنا» گفت: پیامبر فرمود: گفتم: اى جبرئیل منظور از همسران ما کیست؟ گفت: خدیجه. و منظور از فرزندان ما؟ گفت: فاطمه. و منظور از نور چشم ما؟ گفت: حسن و حسین. گفت: «واجعلنا للمتقین اماما» علىّ‏بن ابى‏طالب.



و از سوره شعرا نازل شده است:

اِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّمآءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعینَ

اگر بخواهیم براى آنان نشانه‏اى از آسمان مى‏فرستیم، پس گردن‏هاى آنان بر آن خضوع کننده است.

(سوره شعرا آیه 2)




عن عبداللّه‏ بن عبّاس قال: نزلت هذه الآیة فینا وفی بنی أمیّة، سیکون لنا علیهم الدولة فتذلّ لنا أعناقهم بعد صعوبة وهوان بعد عزّة ثمّ قرأ (إن نشأ ننزّل علیهم من السماء آیة فظلّت أعناقهم لها خاضعین).

عبداللّه‏ بن عباس گفت: این آیه درباره ما و بنى امیه نازل شده است، به زودى ما را بر آنان حکومت خواهد بود، پس گردن هایشان در برابر ما پس از دشوارى ذلیل خواهد شد و پس از عزت خوار خواهد گشت، سپس قرائت کرد: «ان نشاء ننزّل علیهم من السماء آیة فظلت اعناقهم لها خاضعین».



و نیز در این سوره نازل شده است:

فَما لَنا مِنْ شافِعینَ وَ لا صَدیقٍ حَمیمٍ

براى ما شفاعت کننده‏اى و نه دوست پر محبّتى وجود ندارد.

(سوره شعرا آیه 101 ـ 102)

عن جعفر، عن أبیه قال: نزلت هذه الآة فینا وفی شیعتنا: (فما لنا من شافعین ولاصدیق حمیم) وذلک إنّ اللّه‏ یفضّلنا ویفضّل شیعتنا بأن نشفع فإذا رأى ذلک من لیس منهم قال: فما لنا من شافعین.

جعفر از پدرش نقل مى‏کند که گفت: این آیه: «فما لنا من شافعین و لا صدیق حمیم» درباره ما و شیعیان ما نازل شده است به این جهت که خدا به ما و شیعیان ما عنایت مى‏کند تا شفاعت کنیم و چون کسانى که از آنان نیست این را مى‏بینند، مى‏گویند: ما را شفاعت کننده‏اى نیست.

همین مضمون با سند دیگرى نیز نقل شده است.






و نیز در این سوره نازل شده است:

وَ أَنْذِرْ عَشیرَتَکَ الْأَقْرَبینَ

و خویشاوندان نزدیک خود را بیم بده.

(سوره شعراء آیه 214)

عن البراء قال: لما نزلت: (وأنذر عشیرتک الأقربین) جمع رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله بنی عبدالمطلب وهم یومئذٍ أربعون رجلا، الرجل منهم یأکل المسنّة ویشرب العسّ، فأمر علیا برجل شاة فآدمها ثم قال: ادنوا بسم اللّه‏. فدنا القوم عشرة عشرة فأکلوا حتى صدروا، ثم دعا بقعب من لبن فجرع منه جرعة ثم قال لهم: اشربوا ببسم اللّه‏. فشرب القوم حتّى رووا فبدرهم أبو لهب فقال: هذا ما أسحرکم به الرجل! فسکت النبی صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم یومئذ فلم یتکلم، ثم دعاهم من الغد على مثل ذلک من الطعام والشراب ثم أنذرهم رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم فقال: یا بنی عبدالمطلب إنّی أنا النذیر إلیکم من اللّه‏ عزّوجلّ، والبشیر بما لم یجیء به أحد، جئتکم بالدنیا والآخرة فأسلموا وأطیعونی تهتدوا، ومن یواخینی منکم و یوازرنی؟ ویکون ولیّی و وصیّی بعدی وخلیفتی فی أهلی ویقضی دینی؟ فسکت القوم، وأعاد ذلک ثلاثا کلّ ذلک یسکت القوم ویقول علیّ: أنا. فقال: أنت. فقام القوم وهم یقولون لأبی طالب: أطع ابنک فقد أمّره علیک!

براء گفت: وقتى آیه: «و انذر عشیرتک الاقربین»نازل شد، پیامبر خدا فرزندان عبدالمطلب را جمع کرد و آنان در آن روز چهل مرد بودند و هر کدام از آنان گوشت شترى را مى‏خوردند و ظرف بزرگى آب مى‏نوشیدند، پیامبر به على فرمان داد که پاچه گوسفندى را آماده کند، سپس گفت: به نام خدا نزدیک شوید، آن قوم ده نفر ده نفر نزدیک شدند و خوردند و سیر شدند، سپس کاسه شیرى را خواست و جرعه‏اى از آن نوشید و به آنان گفت: به نام خدا بیاشامید و آن قوم نوشیدند و سیراب شدند، ابولهب سخن آغاز کرد و گفت: این چیزى است که این مـرد بـا آن شما را جــادو کرده است! پیامبر سـاکت گردید و در آن روز چیزى نگفت.




فرداى آن روز هم آنان را به خوردن و آشامیدن دعوت کرد آنگاه آنان را بیم داد و گفت: اى فرزندان عبدالمطلب همانا من از سوى خداوند، بیم دهنده و مژده دهنده به شما هستم با چیزى که هیچ کس آن را نیاورده است و من دنیا و آخرت را براى شما آورده‏ام، پس تسلیم شوید و از من پیروى کنید تا هدایت شوید. کیست از شما که با من برادرى کند و وزیر من شود و ولىّ و وصىّ من پس از من و جانشین من در خاندانم باشد و قرض مرا ادا کند؟ همه آنان ساکت شدند و پیامبر این سخن را سه بار تکرار کرد و هر بار آنان ساکت بودند وعلى مى‏گفت: من. پیامبر گفت: تو. پس مردم بلند شدند و به ابوطالب مى‏گفتند: از پسرت اطاعت کن که او را امیر تو کرد.(1)

 

و از سوره نمل نازل شده است:

مَنْ جآءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ وَ مَنْ جآءَ بِالسَّیِّئَةِ فَکُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِى النّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ اِلاّ ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ

و هر کس کار نیکویى بکند، براى او بهتر از آن داده مى‏شود و آنان از ناراحتى آن روز در امان خواهند بود و هر کس کار بدى کند، به رو در آتش سرنگون شوند، آیا جز آنچه مى‏کردید سزا داده مى‏شوید؟.

(سوره نمل آیات 89 ـ 90)

عن ابوجعفر یقول: دخل أبو عبداللّه‏ الجدلی على أمیر المؤمنین فقال له: یا أبا عبداللّه‏ ألا أخبرک بقول اللّه‏ تعالى: (من جاء بالحسنة ـ إلى قوله ـ تعملون)؟ قال: بلى جعلت فداک. قال: الحسنة حبّنا أهل البیت والسیئة بغضنا.


1-این روایت در کتاب‏هاى متعددى نقل شده است از جمله: ابن عساکر، تاریخ دمشق 1 ص 91 و طبرى، جامع‏البیان ج 11 ص 122 و گنجى،کفایة الطالب ص 204




ابوجعفر گفت: ابوعبداللّه‏ جدلى بر امیرالمؤمنین وارد شد، به او گفت: اى ابوعبداللّه‏ آیا خبر دهم به تو از این سخن خداوند: «من جاء بالحسنة ـ تا ـ تعملون» گفت: آرى فدایت گردم. گفت: حسنه دوست داشتن ما اهل بیت وسیئه دشمنى ما اهل بیت است.

عن أبی عبداللّه‏ الجدلی قال: دخلت على علىّ‏بن ابى‏طالب علیه السلام فقال: یا أبا عبداللّه‏ ألا أنبّئک بالحسنة التی من جاء بها أدخله اللّه‏ الجنة، وبالسیئة التی من جاء بها أکبّه اللّه‏ فی النار، ولم یقبل له معها عملاً؟ قلت: بلى یا أمیرالمؤمنین قال: الحسنة: حبّنا، والسیئة: بغضنا.

ابوعبداللّه‏ جدلى گفت: بر علىّ‏بن ابى‏طالب وارد شدم، گفت: اى ابوعبداللّه‏ به تو خیر بدهم از حسنه‏اى که هر کس آن را بیاورد خدا او را وارد بهشت مى‏کند و از سیئه‏اى که هر کس آن را بیاورد، خداوند او را به صورت در آتش سرنگون مى‏کند و هیچ عملى را از او نمى‏پذیرد؟ گفتم: آرى یا امیرالمؤمنین. گفت: حسنه دوستى ما و سیئه دشمنى ماست.

عن جابر، قال: قال رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم: یا علیّ لو أنّ أمتی صاموا حتى صاروا کالأوتاد، وصلّوا حتى صاروا کالحنایا، ثم أبغضوک لأکّبهم اللّه‏ على مناخرهم فی النار.

جابر گفت: رسول خدا فرمود: یا على اگر امت من آن قدر روزه بگیرند که مانند میخ (لاغر) شوند و آن قدر نماز بخوانند که مانند گیاه شوند آنگاه تو را دشمن بدارند، خداوند آنان را بر روى دماغ در آتش سرنگون مى‏کند.

عن أبی سعید، قال: قتل قتیل بالمدینة على عهد النبی علیه السلام فصعد المنبر خطیبا وقال: والذی نفس محمد بیده لا یبغضنا أهل البیت أحد إلا أکبّه اللّه‏ عزّوجلّ فی النّار على وجهه.

ابوسعید گفت، در زمان پیامبر در مدینه کسى کشته شد، پیامبر بر منبر رفت و خطبه خواند و گفت، سوگند به کسى که جان محمد در دست اوست، کسى




ماخاندان را دشمن نمى‏دارد مگراینکه خداوند او را به رو در آتش سرنگون مى‏کند.

عن جابربن عبداللّه‏ وأنس بن مالک قالا: قال رسول اللّه‏ (ص): یا علیّ لو أنّ أمّتی أبغضوک لأکبّهم اللّه‏ على مناخرهم فی النار.

جابربن عبدالله و انس‏بن مالک گفتند: پیامبر خدا گفت: یا على اگر امت من تو را دشمن بدارند، خداوند آنهارا با دماغ‏هایشان در آتش سرنگون مى‏کند.

عن ابن عبّاس قال: قال رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم: یا بنی هاشم إنّی سألت اللّه‏ لکم ثلاثا، سألت اللّه‏ أن یعلّم جاهلکم وأن یثبّت قائلکم ویجعلکم جوبا نجباء رحماء، فلو أنّ رجلا صفن بین الرکن والمقام ثمّ لقى اللّه‏ مبغضا لبنی هاشم لأکبّه اللّه‏ على وجهه فی النار.

ابن عباس گفت: پیامبر خدا فرمود: اى بنى هاشم از خدا درباره شما سه چیز را طلب کردم: از او خواستم که نادان شما را دانا کند و گوینده شما را ثبات بدهد و شما را جواب دهنده و نجیب و مهربان سازد. اگر مردى در میان رکن و مقام بایستد آنگاه خدا را درحال دشمنى با بنى هاشم ملاقات کند، خداوند او را به رو در آتش سرنگون مى‏سازد.

در این باره از گروهى از اصحاب روایاتى وارد شده و هر کس بخواهد که از آنها آگاه شود به کتابى که تحت عنوان (اثبات النفاق لاهل النصب و الشقاق) جمع آورى کرده‏ام، مراجعه کند.

مضمون حدیث شماره 582 با سند دیگرى نیز نقل شده است.

عن أبی أمامة الباهلی قال: قال رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم: إنّ اللّه‏ خلق الأنبیاء من شجر شتّى وخلقنی وعلیّا من شجرة واحدة، فأنا أصلها وعلیّ فرعها والحسن والحسین ثمارها و أشیاعنا أوراقها، فمن تعلّق بغصن من أغصانها نجا، ومن زاغ هوى، ولو أنّ عابدا عبداللّه‏ ألف عام ثمّ ألف عام ثمّ ألف عام ثمّ لم یدرک محبّتنا أهل البیت أکبّه اللّه‏ على منخریه فی النار. ثم تلا: (قل لا أسألکم علیه أجرا إلاّ المودّة فی القربى) [23 / الشورى].



ابوامامه باهلى گفت: پیامبر خدا گفت: همانا خداوند پیامبران را از درختان گوناگونى خلق کرده و من و على را از یک درخت آفریده است، من ریشه آن درخت وعلى شاخه آن و حسن وحسین میوه‏هاى آن وپیروان ما برگ‏هاى آن هستند، پس هر کس به شاخه‏اى از شاخه‏هاى آن آویزان شود نجات مى‏یابد و هر کس بلغزد مى‏افتد و اگر عابدى هزار سال سپس هزار سال سپس هزار سال خدا را عبادت کند ولى محبت مااهل بیت را درنیابد، خداوند او را به روى دو دماغش در آتش سرنگون خواهد کرد. آنگاه این آیه را تلاوت کرد: «قل لا اسألکم علیه اجرا الاّ المودة فى القربى»بگو براى آن از شما مزدى نمى‏خواهم مگر دوست داشتن خویشان.(1)

 




mahboodbolourchy@yahoo.com

12 امام(٥)
امام علی(۳٤)
اهل البیت(۸)
اهل سنت(٢)
حضرت فاطمه(۳)
سلمان و مقداد و ابوذر(۱)
شیعیان(٢)

 

 

 

 

 

آیه تطهیر در نگاه کتب اهل سنت
چی بگم والا
حدیث ولایت با منابع اهل سنت
تعریف کردن رسول خدا از اهل البیت خود
یک چیزی می نویسم قدر خودت رو بدون (با بچه شیعه هام)
اهل سنت و نماز برخلاف سنت
انا مدینه العلم و علی بابها
انا و هذا حجه علی امتی یوم القیامه
درب بهشت
برادری
دار الحکمه
حدیث ولایت
حدیث لوح
پرسش آدم از خدا
امر به حب حضرت علی و سلمان و مقداد و ابوذر
قطعا فاطمه فرشته ای است که در صورت انسان خلق شده
ای فاطمه خدا با غضبت غضب می کند وبا رضایتت راضی می شود
عنوان نامه عمل مومن حب علی است
الذین ینفقون اموالهم بالیل والنهار و سرا وعلنیا کیست؟
انت منی و انا منه
۱۳٩٠/٥/۸
محب تو محب من است
شک به علی کفر است
انا حرب لمن حاربکم
استغفار حضرت آدم
خشم خدا بر آزار دهندگان آل رسول
اقرار عقیق
شرح آیه ولایت
جدایی از علی جدایی از خداست
لا فتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار

 

 

RSS 2.0

html
-->

السلام علی السيد المطهر و الامام المظفر و الشجاع الغضنفر , ابي شبير و شبر , قاسم طوبي و سقر الانزع البطين,الاشجع المتين,الشرف المکين,العالم المبين,الناصر المعين , ولي الدين , الوالي الولي , السيد الرضي , الامام الوصي,الحاکم بالنص الجلي , المخلص الصفي,مولي الموحّدين، کهف الزاهدين، ملجأ العابدين، تاج العارفين، امير‌المؤمنين،الدفون بالغري ليث بني غالب,مظهر العجائب, مُظهر الغرائب، مفرّق الکتائب،الشهاب الثاقب,الهزبر السالب و نقطه دائرة المطالب , اسد الله الغالب , غالب کل غالب و مطلوب کل طالب , صاحب المفاخر و المناقب , امام المشارق و المغارب , مولانا و مولي الکونين و الثقلين و امیر المومنین یعقوب الدین یعسوب الدین علی ابن ابیطالب .

Page Ranking Tool