مکتب الشهدا آل علی


إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً


 

بسم الله الرحمن الرحیم



و از نیز سوره محمد نازل شده است:

اَلَّذینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبیلِ اللّهِ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ وَالَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ کَفَّرَ عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ

کسانى که کفر ورزید و از راه خدا بازداشتند، (خدا) اعمال آنان را تباه کرد و آنان که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند و به آنچه بر محمد نازل شده ایمان آورده‏اند که آن خود حق و از جانب پروردگارشان است، خدا بدى‏هاى آنان را از بین مى‏برد و حالشان را بهبود مى‏دهد.

(سوره محمد آیات 1 ـ 2)

عن ربیعة بن ناجذ، عن علی علیه السلام قال: سورة محمد آیة فینا، وآیة فی بنی أمیّة.

ربیعة بن ناجذ از على(ع) نقل مى‏کند که گفت: در سوره محمد آیه‏اى درباره ما و آیه‏اى درباره بنى امیه وجود دارد.

عبداللّه‏ بن حزن قال: سمعت الحسین بن علیّ بمکة وذکر (الذین کفروا و صدّوا عن سبیل اللّه‏ أضلّ أعمالهم، والذین آمنوا وعملوا الصالحات وآمنوا بما نزّل




على محمّد و هو الحقّ من ربّهم) ثم قال: نزلت فینا وفی بنی أمیّة.

عبداللّه‏ بن حزن گفت: در مکه از حسین بن على شنیدم که این آیات را خواند: «الذین کفروا وصدّوا عن سبیل اللّه‏ اضل اعمالهم والذین آمنوا و عملوا الصالحات و آمنوا بما نزل على محمد و هو الحق من ربهم» و گفت: درباره ما و بنى امیه نازل شده است.

عن جعفر بن الحسین الهاشمی قال: فی هذه السورة یعنی سورة محمد آیة فینا وآیة فی بنی أمیّة.

وقال الحسن بن الحسن: إذا أردت أن تعرفنا وبنی أمیّة فأقرأ (الذین کفروا) آیة فینا وآیة فیهم إلى آخر السورة.

جعفر بن حسین هاشمى گفت: در این سوره یعنى سوره محمد آیه‏اى درباره ما و آیه‏اى درباره بنى امیه وجود دارد وحسن بن حسن گفت: هرگاه بخواهى که ما وبنى امیه را بشناسى بخوان: «الذین کفروا»را که آیه‏اى درباره ما وآیه‏اى درباره آنان است.

 

و نیز در این سوره نازل شده است:

وَ الَّذینَ قُتِلُوا فى سَبیلِ اللّهِ فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمالَهُمْ

وکسانى که در راه خدا کشته شده‏اند، اعمال آنان تباه نمى‏شود.

(سوره محمد آیه 3)

879 ـ عن عبداللّه‏ ابن عباس قال فی قول اللّه‏ عزّوجلّ: (والذین قتلوا فی سبیل اللّه‏) هم واللّه‏ حمزة بن عبدالمطلب سید الشهداء، وجعفر الطیار: (فلن یضل أعمالهم) یقول: لن یبطل حسناتهم فی الجهاد، وثوابهم الجنة (سیهدیهم) یقول: یوفقهم للأعمال الصالحة (ویصلح بالهم) حالهم ونیّاتهم وعملهم (ویدخلهم الجنة عرّفها لهم) وهداهم لمنازلهم.

عبداللّه‏ بن عباس درباره سخن خداوند: «والذین قتلوا فى سبیل اللّه‏»گفت: آنان به




خدا سوگند حمزه سید الشهدا و جعفر طیار هستند «فلن یضلّ اعمالهم» حسنات آنان در جهاد از بین نمى‏رود «ویصلح بالهم» یعنى حال و نیت و عمل آنان را اصلاح مى‏کند «ویدخلهم الجنة عرفها لهم» یعنى آنان را به بهشت وارد مى‏کند و آن بهشت را براى آنان معرفى مى‏کند و آنان را به منازل خودشان مى‏برد.

 

ونیز در این سوره نازل شده است:

ذلِکَ بِأَنَّ اللّهَ مَوْلَى الَّذینَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْکافِرینَ لا مَوْلى لَهُمْ

این بدانجهت است که خداوند مولاى کسانى است که ایمان آورده‏اند و کافران مولى ندارند.

(سوره محمد آیه 10)

عن سعید بن جبیر، عن ابن عباس فی قوله: (ذلک بأن اللّه‏ مولى الذین آمنوا) یعنی ولیّ علی و حمزة وجعفر وفاطمة و الحسن والحسین وولیّ محمد(ص) ینصرهم بالغلبة على عدوّهم (وأن الکافرین) یعنی أبا سفیان بن حرب و أصحابه (لامولى لهم) یقول: لا ولیّ لهم یمنعهم من العذاب.

سعید بن جبیر از ابن عباس درباره سخن خداوند: «ذلک بان اللّه‏ مولى الذین آمنوا» نقل مى‏کند که گفت: یعنى مولاى على و حمزه و جعفر و فاطمه و حسن و حسین و مولاى محمد، که آنان را با غلبه بر دشمنشان یارى مى‏کند «وان الکافرین» یعنى ابوسفیان بن حرب و یاران او «لا مولى لهم»یعنى مولایى ندارند که آنان را از عذاب باز دارد.



و نیز در این سوره نازل شده است:

أَفَمَنْ کانَ عَلى بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّه کَمَنْ زُیِّنَ لَهُ سُوآءُ عَمَلِه وَ اتَّبَعُوآا




أَهْوآءَهُمْ

آیا کسى که حجتى از جانب پروردگار خود دارد، همانند کسى است که عمل بد او در نظرش جلوه داده شده و از هواهایشان پیروى مى‏کنند؟

(سوره محمد آیه 13)

عن عبداللّه‏ بن عباس فی قوله تعالى: (أفمن کان على بیّنة من ربّه) یقول: على دین من ربّه، نزلت فی رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله و سلم وعلیّ، کانا على شهادة أن لا إله إلاّ اللّه‏ وحده لا شریک له (کمن زیّن له سوء عمله) أبو جهل بن هشام، وأبوسفیان بن حرب؛ إذا هویا شیئا عبداه، فذلک قوله: (واتّبعوا أهواءهم).

ابن عباس راجع به آیه: «افمن کان على بینة من ربه»گفت: یعنى بر دین پروردگارش باشد، این آیه درباره پیامبر و على نازل شده که شهادت مى‏دادند که معبودى جز خدا نیست، او یگانه است و شریکى ندارد «کمن زین له سوء عمله» ابوجهل بن هشام و ابوسفیان بن حرب هستند آنان چیزى را دوست داشتند و آن را عبادت مى‏کردند و این است معناى «واتبعوا اهوائهم»



و نیز در این سوره نازل شده است:

فَاِذا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللّهَ لَکانَ خَیْرًا لَهُمْ فَهَلْ عَسَیْتُمْ اِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوآا أَرْحامَکُمْ

و چون فرمان داده مى‏شود، اگر به خدا راست گویند براى آنان بهتر است پس جز این انتظار دارید که اگر رویگردان شدید، در زمین فساد کنید و پیوند خویشاوندى را قطع نمایید.

(سوره محمد آیه 22)

(305)


عن ابن عباس فی قوله تعالى: (فإذا عزم الأمر) یقول: جدّ الأمر وأمروا بالقتال (فلو صدقوا اللّه‏) نزلت فی بنی أمیّة لیصدقوا اللّه‏ فی إیمانهم وجهادهم و المعنى لوسمحوا بالطاعة والإجابة، لکان خیرا لهم من المعصیة والکراهیة (فهل عسیتم إن تولّیتم) فلعلّکم إن ولیتم أمر هذه الأمة أن تعصوا اللّه‏ (وتقطّعوا أرحامکم) قال ابن عباس: فولاّهم اللّه‏ أمر هذه الأمة فعملوا بالتجبّر والمعاصی وتقطّعوا أرحام نبیّهم محمد وأهل بیته.

ابن عباس گفت: «فاذا عزم الامر»یعنى چون کار سخت شد و به جنگ فرمان داده شدند «فلو صدقوا اللّه‏»درباره بنى امیه نازل شده یعنى خدا را در ایمان و جهادشان باور کنند یعنى اگر اطاعت و اجابت مى‏کردند، برایشان از گناه و کراهیت بهتر بود «فهل عسیتم ان تولیتم»یعنى شاید اگر از این کار رویگردان شدید، خدا را معصیت کنید «وتقطعوا ارحامکم»ابن عباس گفت: خدا امر این امت را به آنان واگذار کرد و آنان با گردنکشى و گناه کار کردند و پیوند خویشاوندى پیامبرشان محمد و اهل بیت او را گسستند.

 

و نیز در این سوره نازل شده است:

وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فى لَحْنِ الْقَوْلِ

والبته آنها را از طرز سخن گفتن مى‏شناسى.

(سوره محمد آیه 30)

عن أبی سعید الخدری فی قوله جلّ‏وعزّ (ولتعرفنّهم فی لحن القول) قال: ببغضهم علیّ بن أبیطالب.

ابوسعید خدرى درباره سخن خداند: «ولتعرفنهم فى لحن القول»گفت: در دشمنى آنان نسبت به علىّ‏بن ابى‏طالب.

(306)


همین مضمون با چند سند دیگر نیز نقل شده است.

«155 »

و نیز از سوره فتح نازل شده است:

مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدّآءُ عَلَى الْکُفّارِ رُحَمآءُ بَیْنَهُمْ تَراهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّهِ وَ رِضْوانًا سیماهُمْ فى وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِالسُّجُودِ ذلِکَ مَثَلُهُمْ فِى التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِى الاِْنْجیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَأَزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى عَلى سُوقِه یُعْجِبُ الزُّرّاعَ لِیَغیظَ بِهِمُ الْکُفّارَ وَعَدَ اللّهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْرًا عَظیمًا

محمد فرستاده خداست و کسانى که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شدید و در میان خودشان مهربانند، پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود مى‏بینى در حالى که همواره فضل خدا و رضاى او را مى‏طلبند، نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است، این وصف آنها در تورات است و وصف آنان در انجیل همانند زراعتى است که جوانه‏هاى خود را خارج کرده سپس به تقویت آن پرداخته تا محکم شده و بر پاى خود ایستاده است و به قدرى رشد کرده که زارعان را به شگفتى وامى دارد؛ این براى آن است که کافران را به خشم آورد و خدا به کسانى از آنان که ایمان آورده‏اند و کارهاى شایسته انجام داده‏اند، آمرزش و پاداشى بزرگ وعده

مى‏دهد.

(سوره فتح آیه 29)

عن ابن عباس فی قول اللّه‏ تعالى: (محمد رسول اللّه‏ والذین معه ـ أبوبکر




ـ أشداء على الکفّار ـ عمر ـ رحماء بینهم ـ عثمان ـ تراهم رکعا سجّداـ علیّ ـ یبتغون فضلا من اللّه‏ ورضوانا ـ طلحة والزبیر ـ سیماهم فی وجوههم من أثر السجود ـ عبدالرحمان بن عوف و سعد بن أبی وقّاص ـ ذلک مثلهم فی التوراة و مثلهم فی الإنجیل ـ أبو عبیدة الجراح ـ کزرع أخرج شطأه فآزره ـ بأبی بکر ـ فاستغلظ ـ بعمر ـ فاستوى على سوقه ـ بعثمان ـ یعجب الزرّاع لیغیظ بهم الکفار ـ بعلی ـ وعد اللّه‏ الذین آمنوا و عملوا الصالحات منهم ـ جمیع أصحاب محمد ـ مغفرة و أجرا عظیما).

ابن عباس گفت: «محمد رسول اللّه‏ و الذین معه»ابوبکر «اشداء على الکفار» عمر «رحماء بینهم» عثمان «تراهم رکعا سجدا» على «یبتغون فضلا من اللّه‏ و رضوانا» طلحه و زبیر «سیماهم فى وجوههم من اثر السجود» عبدالرحمان بن عوف و سعد بن ابى وقاص «ذلک مثلهم فى التوراة و مثلهم فى الانجیل» ابوعبیده جراح «کزرع اخرج شطأه فازره» با ابوبکر «فاستغلظ»با عمر (فاستوى على سوقه» با عثمان «یعجب الزراع لیغیظ بهم الکفار»با على «وعد اللّه‏ الذین آمنوا و عملوا الصالحات منهم» همه اصحاب محمد(ص) «مغفرة و اجرا عظیما»(1)

عن سعید بن جبیر، عن ابن عبّاس أنّه سئل عن قول اللّه‏: (وعد اللّه‏ الذین آمنوا و عملوا الصالحات) قال: سأل قوم النبی(ص) فقالوا: فیمن نزلت هذه الآیة یا نبی اللّه‏؟ قال: إذا کان یوم القیامة عقد لواء من نور أبیض فینادی مناد لیقم سیّد المؤمنین ومعه الذین آمنوا بعد بعث محمد(ص). فیقوم علیّ بن أبی طالب فیعطى اللواء من النور الأبیض بیده، تحته جمیع السابقین الأوّلین من المهاجرین والأنصار لایخالطهم غیرهم حتى یجلس على منبر من نور ربّ العزة، ویعرض الجمیع علیه رجلا رجلا فیعطى أجره و نوره، فإذا أتى على آخرهم قیل لهم: قد عرفتم منازلکم من الجنّة، إنّ ربّکم تعالى یقول لکم: عندی مغفرة وأجر عظیم ـ





یعنی الجنة ـ فیقوم علی بن أبی طالب والقوم تحت لوائه حتّى یدخلهم الجنة.

ثمّ یرجع إلى منبره ولا یزال یعرض علیه جمیع المؤمنین فیأخذ بنصیبه منهم إلى الجنة ویترک أقواما منهم إلى النار وذلک قوله: (والذین آمنوا وعملوا الصالحات لهم أجرهم و نورهم) یعنی السابقین الأوّلین و أهل الولایة.

وقوله: (والذین کفروا و کذّبوا بآیاتنا) یعنى بالولایة بحقّ علیّ، وحقّ علیّ الواجب على العالمین (أولئک أصحاب الجحیم) وهم الذین قاسم علیّ علیهم النار فاستحقوا الجحیم.

سعید بن جبیر از ابن عباس نقل مى‏کند که از او راجع به سخن خداوند: «وعد اللّه‏ الذین آمنوا و عملوا الصالحات» پرسیدند، او گفت: گروهى همین سؤال را از پیامبر کردند و گفتند: اى پیامبر خدا این آیه درباره چه کسى نازل شده است؟ گفت: چون روز قیامت شود، پرچمى از نور سفید بسته مى‏شود و ندا دهنده‏اى ندا مى‏دهد که سرور مؤمنان و همراه با او کسانى که پس از بعثت محمد ایمان آورده‏اند، برخیزند، پس علىّ‏بن ابى‏طالب برمى‏خیزد و آن پرچم را که از نور سفید است به دست او مى‏دهند همه سابقان و ایمان آورندگان نخستین از مهاجرین و انصار زیر آن پرچم هستند و کس دیگرى با آنان مخلوط نمى‏شود، تا اینکه بر منبرى از نور رب العزه مى‏نشیند و همگى یک به یک به او عرضه مى‏شوند پس اجر و نورشان را به آنان مى‏دهد و چون به آخرین آنها مى‏رسد، به آنان گفته مى‏شود: منزل‏هاى خود را در بهشت شناختید، همانا پروردگارتان به شما مى‏گوید: آمرزش و پاداش بزرگى نزد من است (یعنى بهشت) پس علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) و آن گروه که زیر پرچم او هستند برمى خیزند تا اینکه آنان را به بهشت وارد کند.

سپس به منبر خود برمى‏گردد و پیوسته همه مؤمنان بر او عرضه مى‏شوند و آن کس را که مى‏خواهد وارد بهشت مى‏کند و گروه‏هایى از آنان را در آتش رها مى‏سازد و این است معناى سخن خداوند: «الذین آمنوا و عملوا الصالحات لهم اجرهم و نورهم» یعنى سابقان نخستین و اهل ولایت.




و این سخن خداوند: «والذین کفروا و کذبوا بایاتنا»یعنى ولایت به حق على و حق او را که بر جهانیان است، انکار کنند «اولئک اصحاب الجحیم»آنان کسانى هستند که على آتش را بر آنان تقسیم کرده و آنان مستحق جهنم هستند.

مضمون، روایت 886 با اندک تغییرى با چند سند دیگر نیز نقل شده است.



و نیز در سوره حجرات نازل شده است:

اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ آمَنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِه ثُمَّ لَمْ یَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فى سَبیلِ اللّهِ أُولآئِکَ هُمُ الصّادِقُونَ

همانا مؤمنان کسانى هستند که به خدا و رسول او ایمان آوردند،آنگاه دچار تردید نشدند و با مال‏ها و جان هایشان در راه خدا جهاد کردند، آنان همان راستگویانند.

(سوره حجرات آیه 14)

عن ابن عبّاس فی قوله تعالى: (إنّما المؤمنون الذین آمنوا) قال: یعنی صدقوا باللّه‏ ورسوله ثم لم یشکّوا فی إیمانهم. نزلت فی علیّ بن أبی طالب و حمزة‏بن عبدالمطلب و جعفر الطیّار. ثم قال: (وجاهدوا ـ الأعداء ـ فی سبیل اللّه‏ ـ فی طاعته ـ بأموالهم وأنفسهم أولئک هم الصادقون) یعنی فی إیمانهم فشهد اللّه‏ لهم بالصدق والوفاء.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «انما المؤمنون الذین آمنوا»گفت: یعنى خدا و رسول او را تصدیق نمودند و در ایمان خود شک نکردند، این آیه درباره علىّ‏بن ابى‏طالب (ع) و حمزة بن عبدالمطلب و جعفر طیار نازل شده است. سپس گفت:




«وجاهدوا» با دشمنان جهاد کردند «فى سبیل اللّه‏» در جهت طاعت خدا «باموالهم و انفسهم اولئک هم الصادقون» یعنى در ایمانشان صادق هستند، خداوند به راستگویى و وفاى آنان گواهى مى‏دهد.



و نیز از سوره ق نازل شده است:

وَ جآءَتْ کُلُّ نَفْسٍ مَعَها سآئِقٌ وَ شَهیدٌ

و هر انسانى وارد محشر مى‏شود در حالى که همراه او حرکت دهنده و گواهى است.

(سوره ق آیه 21)

عن أمّ سلمة فی قول اللّه‏ عزّوجلّ: (وجاءت کلّ نفس معها سائق و شهید) إنّ رسول اللّه‏ السائق، وعلیّ الشهید.

ام سلمه درباره سخن خداوند: «وجاءت کل نفس معها سائق و شهید» گفت: حرکت دهنده پیامبر خدا و گواه على است.

 

و نیز در این سوره نازل شده است:

أَلْقِیا فى جَهَنَّمَ کُلَّ کَفّارٍ عَنیدٍ

شما دو نفر به جهنم اندازید هر ناسپاس ستیزه جورا.

(سوره ق آیه 23)

شریک بن عبداللّه‏ قال: کنت عند الأعمش و هو علیل، فدخل علیه أبوحنیفة وابن شبرمة وابن أبی لیلى فقالوا له: یا أبا محمد إنک فی آخر یوم من أیّام الدنیا، وأول یوم من أیام الآخرة، وقد کنت تحدّث فی علیّ بن أبی طالب




بأحادیث فتب إلى اللّه‏ منها! فقال: أسندونی أسندونی. فأسند، فقال: حدثنا أبو المتوکل الناجی عن أبی سعید الخدری قال: قال رسول اللّه‏(ص) إذا کان یوم القیامة یقول اللّه‏ تعالى لی ولعلی: ألقیا فی النار من أبغضکما و أدخلا الجنة من أحبّکما، فذلک قوله تعالى: (ألقیا فی جهنّم کل کفار عنید) فقال أبو حنفیة للقوم: قوموا بنا لایجیء بشیء أشدّ من هذا.

شریک بن عبداللّه‏ گفت: نزد اعمش بودم و او مریض بود، پس ابوحنیفه و ابن شبرمه و ابن ابى لیلى بر او وارد شدند و به او گفتند: اى ابو محمد تو در آخرین روز از روزهاى دنیا و اولین روز از روزهاى آخرت هستى و تو درباره علىّ‏بن ابى‏طالب (ع) احادیثى را روایت مى‏کردى، از آنهاتوبه کن! اعمش گفت: مرا بلند کنید، مرا بلند کنید، او را بلند کردند، پس گفت: حدیث کرد مرا ابوالمتوکل ناجى از ابوسعید خدرى که گفت: پیامبر خدا فرمود: وقتى روز قیامت شود، خداوند به من و على مى‏گوید: شما دو نفر هر کس را که شما را دشمن داشته باشد به جهنم اندازید و هر کس را که شما را دوست داشته باشد به بهشت وارد کنید و این است معناى سخن خداوند: «و القیا فى جهنم کل کفار عنیده»ابوجنیفه به همراهانش گفت: تا چیزى غلیظ‏تر از این را نگفته برخیزید!

عن أبی سعید الخدری قال: قال رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم: أذا کان یوم القیامة قال اللّه‏ تعالى لمحمّد وعلیّ: أدخلا الجنّة من أحبّکما و أدخلا النار من أبغضکما، فیجلس علیّ على شفیر جهنم فیقول لها: هذا لی وهذا لک، وهو قوله: (ألقیا فی جهنّم کلّ کفّار عنید).

ابو سعید خدرى گفت: پیامبر خدا فرمود: چون روز قیامت شود خداوند به محمد و على مى‏گوید: هر کس را که شما را دوست دارد وارد بهشت کنید و هر کس را که شما را دشمن مى‏دارد وارد آتش کنید، پس على بر کنار جنهم مى‏نشیند و به او مى‏گوید: این براى من و این براى تو؛ و این است معناى سخن خداوند: «و القیا فى جهنم کل کفار عنید».




عن علیّ علیه السلام فی قوله تعالى: (ألقیا فی جهنّم کلّ کفّار عنید) قال: قال لی رسول اللّه‏: إنّ اللّه‏ تبارک و تعالى إذا جمع الناس یوم القیامة فی صعید واحد، کنت أنا و أنت یومئذ عن یمین العرش فیقال لی و لک: قوما فألقیا من أبغضکما و خالفکما و کذبکما فی النار.

على(ع) راجع به سخن خداوند: «القیا فى جهنم کل کفّار عنید»گفت: پیامبر خدا به من گفت: وقتى که خداوند مردم را در روز قیامت یک جا جمع کرد، من و تو در آن روز در طرف راست عرش هستیم، پس به من و تو گفته مى‏شود: برخیزید و هر کس را که شما را دشمن مى‏داشت و با شما مخالفت مى‏کرد و شما را تکذیب مى‏نمود، در آتش افکنید.

همین مضمون با سند دیگرى نیز نقل شده است.

عن عکرمة فی قوله تعالى: (ألقیا فی جهنّم کلّ کفّار عنید) قال: النبی و علیّ یلقیان.

عکرمه درباره سخن خداوند: «القیا فى جهنم کل کفار عنید»گفت: پیامبر و على مى‏افکنند.



و نیز در این سوره نازل شده است:

اِنَّ فى ذلِکَ لَذِکْرى لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهیدٌ

در این، تذکرى است براى کسى که عقل دارد یا گوش فرا مى‏دهد در حالى که حاضر است.

(سوره ق آیه 37)

عن محمد بن الحنفیّة عن علی فی قوله تعالى: (إنّ فی ذلک لذکرى لمن کان له قلب) قال: فأنا ذوالقلب الذی عنی اللّه‏ بهذا.




محمد بن حنیفه از على(ع) نقل مى‏کند که درباره سخن خداوند: «انّ فى ذلک لذکرى لمن کان له قلب»گفت: من همان صاحب عقل هستم که خداوند در این آیه قصد کرده است.

عن ابن عبّاس قال: أهدی إلى رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم ناقتان عظیمتان، فنظر إلى أصحابه وقال: هل فیکم أحد یصلی رکعتین لایهتمّ فیهما من أمر الدنیا بشیء ولا یحدث قلبه بذکر الدنیا أعطیته إحدى الناقتین؟

فقام علی و دخل فی الصلاة، فلما سلم هبط جبرئیل فقال: أعطه إحداهما فقال رسول اللّه‏: إنه جلس فی التشهد فتفکر أیهما یأخذ. فقال جبرئیل: تفکر أن یأخذ اسمنهما فینحرها و یتصدّق بها لوجه اللّه‏، فکان تفکره للّه‏ لا لنفسه ولا للدنیا. فأعطاه رسول اللّه‏ کلتیهما و أنزل اللّه‏ (إن فی ذلک) أی فی صلاة علی لعظة لمن کان له قلب أی عقل أو ألقى السمع یعنی استمع بأذنیه إلى ما تلاه بلسانه؛ وهو شهید یعنی حاضر القلب للّه‏ عزّوجلّ. قال رسول اللّه‏(ص) ما من عبد صلى اللّه‏ رکعتین لا یتفکر فیهما من أمور الدنیا بشیء إلا رضی اللّه‏ عنه و غفر له ذنوبه.

ابن عباس گفت: به پیامبر خدا دو شتر بزرگ هدیه داده شد، پس به اصحاب خود نظر کرد و گفت: آیا در میان شما کسى هست که دو رکعت نماز بخواند و در آن به کار دنیا توجه نکند و قلب او جز به یاد خدا نباشد؟ اگر چنین باشد یکى از این دو شتر را به او مى‏دهم.

على برخاست و نماز خواند، وقتى سلام نماز را داد، جبرئیل نازل شد و گفت: یکى از این دو شتر را به او بده.پیامبر گفت: او در تشهد نماز به این فکر افتاد که کدام یک از این دو شتر را بگیرد. جبرئیل گفت: او به این فکر بود که کدام یک از آنها چاق‏تر است آن را بگیرد تا آن را بکشد و در راه خدا صدقه بدهد، بنابراین، فکر او براى خدا بود نه براى خودش یا براى دنیا. پیامبر هر دو شتر را به او داد و خدا این آیه را نازل کرد: «ان فى ذلک لذکرى لمن کان له قلب» یعنى در نماز على موعظه‏اى براى هر کسى است که عقل داشته باشد «او القى السمع»یعنى با دو گوش خود به آنچه با




زبان تلاوت مى‏کند گوش بدهد «و هو شهید» یعنى قلب او براى خدا حضور داشته باشد.

پیامبر خدا فرمود: بنده‏اى نیست که دو رکعت نماز مى‏خواند و در آن راجع به چیزى از امور دنیا فکر نمى‏کند مگر اینکه خداوند از او راضى مى‏شود و گناهان او را مى‏بخشد.



و نیز از سوره ذاریات نازل شده است:

کانُوا قَلیلاً مِنَ الْلَیْلِ ما یَهْجَعُونَ وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ وَ فىآ أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسّآئِلِ وَ الْمَحْرُومِ

آنها کمى از شب را مى‏خوابیدند، و در سحرگاهان استغفار مى‏کردند و در اموال آنها حقى براى سائل و محروم است.

(سوره ذاریات آیات 17 ـ 18)

عن عبداللّه‏ بن عباس فی قوله تعالى: (کانوا قلیلا من اللیل ما یهجعون) قال: نزلت فی علیّ بن أبی طالب والحسن والحسین وفاطمة علیهم السلام، وکان علیّیصلی ثلثی اللیل الأخیر، وینام الثلث الأوّل، فإذا کان السحر جلس فی الاستغفار والدعاء، وکان ورده فی کلّ لیلة سبعین رکعة ختم فیها القرآن.

عبداللّه‏ بن عباس درباره سخن خداوند: «کانوا قلیلا من اللیل یهجعون» گفت: درباره علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) و حسن و حسین و فاطمه(ع) نازل شده و على دو ثلث آخر شب را نماز مى‏خواند و ثلث اول را مى‏خوابید و چون وقت سحر مى‏شد به استغفار و دعا مى‏نشست و ورد او در هر شب هفتاد رکعت نماز بود که قرآن را در آن ختم مى‏کرد.




 

ذکر سوره طور نازل شده است:

اِنَّ الْمُتَّقینَ فى جَنّاتٍ وَ نَعیمٍ

همانا پرهیزگاران در بهشت‏ها و نعمت‏ها هستند.

(سوره طور آیه 17)

عن مجاهد عن عبداللّه‏ بن عباس فی قوله تعالى: (إنّ المتّقین) قال: نزلت خاصّة فی علیّ و حمزة وجعفر و فاطمة علیهم السلام یقول: إنّ المتّقین فی الدنیا من الشرک والفواحش والکبائر (فی جنّات) یعنی البساتین (ونعیم) فی أثواب فی الجنان، قال ابن عباس: لکلّ واحد منهم بستان فی الجنة العلیا، فی وسطه خیمة من لؤلؤة، فی کلّ خیمة سریر من الذهب واللؤلؤ، على کلّ سریر سبعون فراشا.

مجاهد از ابن عباس نقل مى‏کند که درباره سخن خداوند: «ان المتقین فى جنات و نعیم»گفت: در خصوص على و حمزه و جعفر و فاطمه نازل شده است مى‏گوید: کسانى که در دنیا از شرک و گناهان کبیره پرهیز مى‏کنند، در بهشت‏ها یعنى باغ‏ها و در نعمت‏ها یعنى در جامه هایى در آن باغ‏ها هستند. ابن عباس گفت: براى هر کدام از آنها باغى در بهشت برین است که در وسط آن خیمه‏اى از لؤلؤ است و در هر خیمه‏اى تختى از طلا و لؤلؤ است و بر هر تختى هفتاد فرش گسترده است.



و نیز در این سوره نازل شده است:

وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّیَّتُهُمْ بِاِیمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ مآ أَلَتْناهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَىْ‏ءٍ کُلُّ امْرِىٍ بِما کَسَبَ رَهینٌ

کسانى که ایمان آورده‏اند و فرزندانشان به پیروى از آنان ایمان اختیار کرده‏اند، فرزندانشان را (در بهشت) به آنان ملحق مى‏کنیم و از




عملشان چیزى نمى‏کاهیم. هر شخصى در گرو چیزى است که انجام داده‏است.

(سوره طور آیه 21)

عن أبی مالک عن ابن عباس فی قوله تعالى: (والذین آمنوا واتبعتهم ذریتهم) الآیة قال: نزلت فی النبی وعلی وفاطمة والحسن والحسین علیهم السلام.

ابو مالک از ابن عباس نقل مى‏کند که درباره سخن خداوند: «و الذین آمنوا و اتبعتهم ذریتهم بایمان» گفت: این آیه در مورد پیامبر و على فاطمه و حسن و حسین نازل شده است.

قال ابن عمر: إنا إذا عدّدنا قلنا: أبوبکر و عمر، وعثمان. فقال له رجل: یا أبا عبدالرحمان فعلىّ؟ قال ابن عمر: ویحک علیّ من أهل البیت لا یقاس بهم، علیّمع رسول اللّه‏ فی درجته، إنّ اللّه‏ یقول: (والذین آمنوا واتّبعتهم ذرّیتهم) ففاطمة مع رسول اللّه‏ فی درجته وعلیّ معهما.

ابن عمر گفت: وقتى ما شمارش مى‏کنیم، مى‏گوییم: ابوبکر، عمر و عثمان. مردى به او گفت: اى ابو عبدالرحمان پس على را چرا نمى‏شمرید؟ ابن عمر گفت: واى بر تو على از اهل بیت است و کسى با آنان قیاس نمى‏شود، على در رتبه خود همراه با رسول اللّه‏ است، خداوند مى‏فرماید: «و الذین آمنوا و اتبعتهم ذریتهم» فاطمه در رتبه خود با پیامبر همراه است و على با هر دو آنها همراه است.(1)

عن أبی جعفر، وأبی عبداللّه‏ فی قوله: (واتبعتهم ذرّیتهم بإیمان) قالا: یمیل أعمال آبائهم ویحفظ الأطفال بأعمال آبائهم کما حفظ اللّه‏ الغلامین بصلاح أبیهما.

از ابوجعفر و ابو عبداللّه‏ نقل شده که راجع به سخن خداوند: «و اتبعتهم ذریتهم بایمان»گفتند: آن فرزندان به کارهاى پدرانشان میل مى‏کنند و کودکان با کارهاى


1- این حدیث را محب طبرى در کتاب: الریاض النضرة ج 2 ص 208 نیز نقل کرده است.




پدرانشان حفظ مى‏شوند، همانگونه که خداوند (در جریان موسى و خضر) آن دو کودک را به خاطر مصلحت پدرانشان حفظ کرد.

از یکى از دو نفرى که حدیث قبلى از آنان نقل شد، روایت شده که گفت: (فرزندان) پایین‏تر از آنان قرار مى‏گیرند و خدا آنان را به ایشان ملحق مى‏کند.

عن سعید بن جبیر عن ابن عبّاس قال: یرفع اللّه‏ للمسلم ذرّیته و إن کانوا دونه فی العمل لتقرّ بذلک عینه، ثم قرأ (ألحقنا بهم ذرّیتهم).

سعید بن جبیر از ابن عباس نقل مى‏کند که گفت: خداوند فرزندان شخص مسلمان را بالا مى‏برد اگرچه در عمل از او پایین‏تر باشد تا با این کار چشم او را روشن سازد سپس این آیه را خواند: «الحقنابهم ذریاتهم».

عن عبداللّه‏ فی قوله: (ألحقنا بهم ذرّیتهم) قال: الرجل یکون له القدم فیدخل الجنّة وله ذرّیة فیرفعون إلیه لتقرّ بهم عینه، ولم یبلغوا ذلک.

عبداللّه‏ درباره سخن خداوند: «و الحقنابهم ذریاتهم»گفت: گاهى کسى داراى ثبات قدم است ولذا به بهشت مى‏رود و داراى فرزندانى است که آنان هم بالا برده مى‏شوند تا چشم پدران روشن شود در حالى که آنان به آن رتبه نرسیده‏اند.

این مضمون با اندک تغییرى با سند دیگرى نیز نقل شده است.

 




mahboodbolourchy@yahoo.com

12 امام(٥)
امام علی(۳٤)
اهل البیت(۸)
اهل سنت(٢)
حضرت فاطمه(۳)
سلمان و مقداد و ابوذر(۱)
شیعیان(٢)

 

 

 

 

 

آیه تطهیر در نگاه کتب اهل سنت
چی بگم والا
حدیث ولایت با منابع اهل سنت
تعریف کردن رسول خدا از اهل البیت خود
یک چیزی می نویسم قدر خودت رو بدون (با بچه شیعه هام)
اهل سنت و نماز برخلاف سنت
انا مدینه العلم و علی بابها
انا و هذا حجه علی امتی یوم القیامه
درب بهشت
برادری
دار الحکمه
حدیث ولایت
حدیث لوح
پرسش آدم از خدا
امر به حب حضرت علی و سلمان و مقداد و ابوذر
قطعا فاطمه فرشته ای است که در صورت انسان خلق شده
ای فاطمه خدا با غضبت غضب می کند وبا رضایتت راضی می شود
عنوان نامه عمل مومن حب علی است
الذین ینفقون اموالهم بالیل والنهار و سرا وعلنیا کیست؟
انت منی و انا منه
۱۳٩٠/٥/۸
محب تو محب من است
شک به علی کفر است
انا حرب لمن حاربکم
استغفار حضرت آدم
خشم خدا بر آزار دهندگان آل رسول
اقرار عقیق
شرح آیه ولایت
جدایی از علی جدایی از خداست
لا فتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار

 

 

RSS 2.0

html
-->

السلام علی السيد المطهر و الامام المظفر و الشجاع الغضنفر , ابي شبير و شبر , قاسم طوبي و سقر الانزع البطين,الاشجع المتين,الشرف المکين,العالم المبين,الناصر المعين , ولي الدين , الوالي الولي , السيد الرضي , الامام الوصي,الحاکم بالنص الجلي , المخلص الصفي,مولي الموحّدين، کهف الزاهدين، ملجأ العابدين، تاج العارفين، امير‌المؤمنين،الدفون بالغري ليث بني غالب,مظهر العجائب, مُظهر الغرائب، مفرّق الکتائب،الشهاب الثاقب,الهزبر السالب و نقطه دائرة المطالب , اسد الله الغالب , غالب کل غالب و مطلوب کل طالب , صاحب المفاخر و المناقب , امام المشارق و المغارب , مولانا و مولي الکونين و الثقلين و امیر المومنین یعقوب الدین یعسوب الدین علی ابن ابیطالب .

Page Ranking Tool