مکتب الشهدا آل علی


إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً


 

بسم الله الرحمن الرحیم

و نیز از سوره مؤمن نازل شده است:

اَلَّذینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِه وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذینَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَىْ‏ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذینَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبیلَکَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحیمِ رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنّاتِ عَدْنِ الَّتى وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبآئِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّّیاتِهِمْ اِنَّکَ أَنْتَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ

فرشتگانى که عرش و آنچه را که اطراف آن است حمل مى‏کنند، به ستایش پروردگارشان تسبیح مى‏گویند و به او ایمان دارند و براى آنها که ایمان آورده‏اند، طلب آمرزش مى‏کنند و مى‏گویند پروردگارا همه چیز را با رحمت و علم فراگرفته‏اى؛ پس کسانى را که توبه کرده‏اند و راه تو را پیروى نموده‏اند، بیامرز و آنان را از عذاب دوزخ نگهدار، پروردگارا آنان و شایستگان از پدرانشان و همسرانشان و فرزندانشان را به بهشت جاویدانى که وعده شان داده‏اى وارد کن، همانا تو قدرتمند و فرزانه هستى.

(سوره غافر آیه 6)




عن ابی الاسود الدئلى قال: قال علی: لقد مکثت الملائکة سنین و أشهرا لایستغفرون إلا لرسول اللّه‏ ولی، وفینا نزلت هاتان الآیتان: (الذین یحملون العرش ومن حوله ـ إلى قوله ـ العزیز الحکیم).

فقال قوم من المنافقین: من کان من آباء علی وذریته الذین أنزلت فیهم هذه الآیات؟ فقال علیّ: سبحان اللّه‏ أما من آبائنا إبراهیم و إسماعیل و إسحاق ویعقوب؟ ألیس هؤلاء من آبائنا؟

ابوالاسود دئلى نقل مى‏کند که على(ع) گفت: فرشتگان سال‏ها و ماه‏ها درنگ کردند و جز براى پیامبر خدا و من طلب آمرزش نمى‏کردند و این آیات «الذین یحملون العرش ـ تا ـ العزیز الحکیم»درباره ما نازل شده است.

گروهى از منافقان گفتند: پدران و فرزندان على چه کسانى هستند که این آیات راجع به آنها نازل شده است؟ على (ع) گفت: منزه است خداوند، از پدران ما ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب هستند، آیا اینان پدران ما نیستند؟

همین مضمون با سند دیگرى نیز نقل شده است.

عن أبی ذرّ، قال: قال رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم: إنّ الملائکة صلّت علیّ وعلى علیّ سبع سنین قبل أن یسلم بشر.

ابوذر گفت: پیامبر خدا فرمود: فرشتگان بر من و على هفت سال درود فرستادند در حالى که هنوز کسى مسلمان نشده بود.

عن أنس بن مالک قال: قال رسول اللّه‏(ص): صلّت الملائکة علیّ و على علیّ سبع سنین؛ وذلک إنّه لم یرفع شهادة أن لا إله إلاّ اللّه‏، إلاّ منّی و من علیّ.

انس بن مالک گفت: پیامبر خدا فرمود: فرشتگان بر من و على هفت سال درود فرستادند و این بدان جهت بود که گواهى به اینکه معبودى جز خدا نیست، جز از من وعلى برنمى خاست.

عن ابى رافع قال: صلّى النبیّ صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم أوّل یوم الأثنین،




وصلّت خدیجة آخر یوم الأثنین، وصلّى علی یوم الثلثاء من الغد مستخفیا قبل أن یصلّی مع النبی أحد سبع سنین وأشهرا.

ابورافع گفت: پیامبر در آغاز روز دوشنبه و خدیجه در پایان روز دوشنبه و على فرداى آن روز، روز سه شنبه مخفیانه نماز خواندند و این هفت سال و چند ماه پیش از آن بود که کسى با پیامبر نماز بخواند.(1)



و نیز از سوره حم سجده نازل شده است:

أَفَمَنْ یُلْقى فِى النّارِ خَیْرٌ أَمْ مَنْ یَأْتىآ آمِنًا یَوْمَ الْقِیامَةِ اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ اِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ

آیا کسى که در آتش افکنده مى‏شود بهتر است یا کسى که در روز قیامت در حال آرامش مى‏آید؟ آنچه مى‏خواهید انجام دهید، همانا او به آنچه انجام دهید بیناست.

(سوره سجده آیه 40)

عن عبداللّه‏ بن عبّاس فی قول اللّه‏ عزّوجلّ: (أفمن یلقى فی النار خیر ـ یعنی الولید بن المغیرة ـ أمّن یأتی آمنا یوم القیامة ـ من عذاب اللّه‏ ومن غضب اللّه‏؟ وهو علیّ بن أبی طالب ـ اعملوا ما شئتم) وعید لهم.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «افمن یلقى فى النار خیر»گفت: او ولیدبن مغیره است «ام من یاتى آمنایوم القیامة»یعنى از عذاب خدا و غضب او در امان است و او علىّ‏بن ابى‏طالب است «اعلموا ماشتتم» تهدیدى بر کفار است.


1- موضوع این حدیث به صورت‏هاى متعددى در کتاب‏هاى حدیثى آمده از جمله: هیثمى، مجمع الزوائد ج 9 ص 103 و طبرانى، المعجم الکبیر ج 1 برگ 51 و ابن عساکر، تاریخ دمشق ج 1 ص 48.






و نیز از سوره شورى نازل شده است:

قُلْ لا آأَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا اِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى

بگو من از شما براى آن مزدى نمى‏خواهم جز دوست داشتن خویشان.

(سوره شورى آیه 23)

عن ابن عبّاس قال: لمّا نزلت (قل لا أسألکم علیه أجرا إلاّ المودّة فی القربى) قالوا: یا رسول اللّه‏ من هؤلاء الذین أمرنا اللّه‏ بمودّتهم؟ قال: علی وفاطمة ووُلدهما.

ابن عباس گفت: چون آیه: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودّة فى القربى» نازل شد، گفتند: یا رسول اللّه‏ این افراد که خداوند ما را به دوست داشتن آنان فرمان داده چه کسانى هستند؟ فرمود: على و فاطمه و فرزندانشان.

همین مضمون با سند دیگرى هم نقل شده است.

عن ابن عباس قال: لمّا نزلت هذه الآیة: (قل لا أسألکم علیه أجرا) قالوا: یا رسول اللّه‏ من قرابتک التی افترض اللّه‏ علینا مودّتهم؟ قال: علیّ وفاطمة ووُلدها یرددها.

ابن عباس گفت: چون این آیه نازل شد: «قل لا اسئلکم علیه اجرا»گفتند: یا رسول اللّه‏ خویشان و نزدیکان تو که خداوند دوست داشتن آنان را واجب کرده چه کسانى هستند؟ فرمود: على و فاطمه و فرزندانشان، و این جمله را تکرار مى‏کرد.

این مضمون با تغییرات اندکى با چند طریق دیگر نیز نقل شده است.

ـ عن ابن عبّاس قال: قالت الأنصار فیما بینهم: لو جمعنا لرسول اللّه‏ مالا یبسط فیه یده ولا یحول بینه و بینه أحد فقالوا: یا رسول اللّه‏ إنّا أردنا أن نجمع لک




من أموالنا شیئا تبسط فیه یدک لا یحول بینک و بینه أحد. فأنزل اللّه‏ (قل لا أسألکم علیه أجرا إلا المودّة فی القربى).

ابن عباس گفت: انصار در میان خود گفتند: خوب است که براى رسول خدا مالى جمع آورى کنیم تا دست او را بازتر کند و کسى میان او و آن مانع نباشد و لذا به پیامبر گفتند: یا رسول اللّه‏ ما مى‏خواهیم براى تو چیزى از اموال خودمان را جمع آورى کنیم که دست تو بازتر شود و کسى میان تو و آن مانع نباشد. پس این آیه نازل شد: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فى القربى»

عن ابن عبّاس قال: لم یکن بطن من بطون قریش إلاّ لرسول اللّه‏ فیه قرابة فنزلت هذه الآیة: (قل لا أسألکم علیه أجرا إلاّ المودّة فی القربى) أی إلاّ أن تصلوا قرابة ما بینی و بینکم.

ابن عباس گفت: قبیله‏اى از قبایل قریش نبود مگر اینکه پیامبر قرابتى با آنها داشت، پس این آیه نازل شد: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فى القربى»یعنى مگر اینکه قرابت میان من و شما را پیوند بدهید.

سمعت طاووسا یقول: سأل رجل ابن عباس عن قوله: (إلاّ المودة فی القربى) فقال ابن جبیر: القربى آل محمد. فقال ابن عباس: عجلت، إنّه لم یکن فخذ من قریش إلاّ کان بینهم وبین رسول اللّه‏ قرابة فقال: (قل لا أسألکم علیه أجرا إلا المودّة فی القربى) إلاّ أن تصلوا قرابتی أو ما بینی و بینکم من القرابة.

طاووس گفت: کسى از ابن عباس درباره سخن خداوند: «الا المودة فى القربى» پرسید، ابن جبیر گفت: قربى آل محمد است، ابن عباس گفت: عجله کردى، هیچ قبیله‏اى از قریش نبود مگر اینکه میان آنان و میان رسول خدا قرابتى بود پس گفت: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فى القربى»یعنى مگر اینکه قرابت مرا ـ یا قرابت میان من و شما را ـ پیوند بدهید.

عن ابن عبّاس أنّه قال فی هذه الآیة: (قل لا أسألکم علیه أجرا إلا المودّة فی القربى) أی إلا أن تودّونیفی قرابتی ولا توذونی.




ابن عباس درباره این آیه: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فى القربى» گفت: مگر اینکه مرا در خویشانم دوست داشته باشید و مرا اذیت نکنید.

همین مضمون با سند دیگرى هم نقل شده است.

عن الشعبی قال: خالفنی أهل الکوفة فیها فکتبت الى ابن عباس فى ما أراد اللّه‏ من قوله: قل لا أسألکم علیه أجرا إلا المودّة فی القربى) قال: أن تصلونی فی قرابتی.

شعبى گفت: اهل کوفه درباره این آیه با من مخالفت کردند، پس به ابن عباس نوشتم: خداوند از این آیه: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فى القربى»چه اراده کرده است؟ گفت: اینکه پیوند مرا در خویشانم رعایت کنید.

عن ابن عبّاس أنّ رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله قدم المدینة ولیس بیده شیء، وکانت تنوبه نوائب و حقوق، فکان یتکلّفها ولیس بیده سعة، فقالت الأنصار فیما بینها: هذا رجل قد هداکم اللّه‏ على یدیه وهو ابن اختمکم تنوبه نوائب و حقوق ولیس فی یده سعة؛ فاجمعوا له طائفة من أموالکم ثم ائتوه بها یستعن بها على ما ینوبه، ففعلوا ثمّ أتوه بها فنزل: (قل لا أسألکم علیه أجرا) یعنی على الایمان والقرآن ثمنا؛ یقول: رزقا ولا جعلاً إلا أن تودّوا قرابتی من بعدی.

فوقع فی قلوب القوم شیء منها: فقالوا: استغنى عمّا فی أیدینا أراد أن یحثّنا على ذوی قرابته من بعده، ثمّ خرجوا فنزل جبرئیل فأخبره أنّ القوم قد أتّهموک فیما قلت لهم. فأرسل إلیهم فأتوه فقال لهم: أنشدکم باللّه‏ وما هداکم لدینه اتهمتمونی فیما حدثتکم به على ذوی قرابتی؟ قالوا: لا یا رسول اللّه‏ انک عندنا صادق بار، ونزل (أم یقولون إفترى على اللّه‏ کذبا) الآیة (24 / الشورى) فقام القوم کلهم فقالوا: یا رسول اللّه‏ فإنا نعهد أنک صادق ولکن وقع ذلک فی قلوبنا و تکلمنا به وإنا نستغفر اللّه‏ ونتوب إلیه. فنزل: (وهو الذی یقبل التوبة عن عباده) الآیة (25/ الشورى).

ابن عباس گفت: پیامبر به مدینه آمد در حالى که چیزى در دست نداشت و




حوادثى براى او پیش مى‏آمد و او را به زحمت مى‏انداخت چون وسعت مالى نداشت، انصار میان خود گفتند: این مردى است که خداوند به وسیله او شما را هدایت کرده و او پسر خواهر شماست حوادثى براى او پیش مى‏آید و وسعت مالى ندارد، از اموال خودتان مقدارى جمع آورى کنید و به او بدهید تا در اینگونه موارد از آن کمک بگیرد، آنها این کار را کردند و آن مال را نزد پیامبر آوردند، پس این آیه نازل شد: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فى القربى» یعنى براى ایمان و قرآن قیمتى نمى‏خواهم، یعنى روزى و مالى نمى‏خواهم مگر اینکه پس از من حق خویشان مرا ادا کنید.

از این سخن، چیزى در دلهاى آن قوم واقع شد و گفتند: از آنچه در دست ما بود اظهار بى‏نیازى کرد، مى‏خواهد ما را به دوستى خویشان خود پس از خود وادار کند، سپس بیرون رفتند، جبرئیل نازل شد و به پیامبر خبر داد که این قوم تو را در آنچه به آنان گفتى متهم کردند، پیامبر نزد آنان کس فرستاد و آنان آمدند و به آنان گفت: شما را به خدا و آنچه شما را به دین خود هدایت کرد، سوگند مى‏دهم آیا شما مرا در آنچه راجع به خویشانم گفتم، متهم مى‏کنید؟ گفتند: نه یا رسول اللّه‏، تو نزد ما راستگو و نیک هستى، و این آیه نازل شد: «ام یقولون افترى على اللّه‏ کذبا =یا مى‏گویند بر خدا دروغ بسته است»

آن قوم همگى بر خاستند و گفتند: یا رسول اللّه‏ ما تصدیق مى‏کنیم که تو راستگویى ولى در دل ما چیزى وارد شد و آن را به زبان آوردیم و اینک از خدا طلب آمرزش مى‏کنیم و به او توبه مى‏کنیم، در این حال این آیه نازل شد: «وهو الذى یقبل التوبة عن عباده = و او کسى است که از بندگانش توبه را مى‏پذیرد

همین مضمون با سند دیگرى نیز نقل شده است.

عن أبی أمامة الباهلی قال: قال رسول اللّه‏(ص): إنّ اللّه‏ خلق الأنبیاء من أشجار شتى و خلقت أنا و علی من شجرة واحدة؛ فأنا أصلها و علی فرعها، والحسن والحسین ثمارها، و أشیاعنا أوراقها، فمن تعلّق بغصن من أغصانها نجا،




ومن زاغ هوى ولو أنّ عبدا عبداللّه‏ بین الصفا والمروة ألف عام ثمّ ألف عام ثم ألف عام حتّى یصیر کالشنّ البالی ثمّ لم یدرک محبّتنا أکبّه اللّه‏ على منخریه فی النار. ثمّ تلا (قل لا أسألکم علیه أجرا إلاّ المودّة فی القربى).

ابو امامه باهلى گفت: پیامبر خدا فرمود: خداوند پیامبران را از درختان گوناگونى آفرید و من و على را از یک درخت آفرید و من ریشه آن وعلى شاخه آن و حسن و حسین میوه‏هاى آن و پیروان ما برگ‏هاى آن هستند، پس هر کس شاخه‏اى از شاخه‏هاى آن را بگیرد نجات مى‏یابد و هر کس بلغزد هلاک مى‏شود. و اگر کسى هزار سال و پس از آن هزار سال و پس از آن هزار سال میان صفا و مروه عبادت کند تا جایى که مانند یک مشک خشک باشد ولى محبت ما را درک نکند، خداوند او را بر روى دماغش در آتش خواهد افکند، سپس تلاوت کرد: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فى القربى»

عن زاذان: عن علیّ قال: فینا فی (آل حم) آیة أنّه لایحفظ مودّتنا إلا کلّ مؤمن، ثمّ قرأ (لا أسألکم علیه أجرا إلا المودّة فی القربى).

زاذان از على (ع) نقل مى‏کند که گفت: در «آل حم = سوره‏هاى حم» آیه‏اى درباره ما نازل شد که طبق آن، دوستى ما را حفظ نمى‏کند مگر هر کسى که مؤمن باشد، آنگاه این آیه را قرائت کرد: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فى القربى»(1)

عن عکرمة قال: لم یکن بطن من بطون قریش إُلا للنبی صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم فیه قرابة فقال: قل لا أسألکم علیه أجرا إلا أن تصلوا قرابتى.

عکرمه گفت: هیچ قبیله‏اى از قریش نبود مگر اینکه پیامبر با آن قرابتى داشت و لذا فرمود: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فى القربى»یعنى اینکه پیوند خویشى را رعایت کنید.

عن عمرو بن شعیب فی قول (قل لا أسألکم علیه أجرا إلا المودّة فی


1- در اشاره به همین حدیث، کمیت چنین سروده است:

 وجدنا لکم فى آل حم آیة

 تأوّلها منّا تقىّ و معرب




القربى) قال: فی قرابة رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه.

عمروبن شعیب درباره سخن خداوند: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فى القربى» گفت: یعنى خویشان پیامبر خدا.

همین مضمون با سند دیگرى نیز نقل شده است.

عن مجاهد فی قوله تعالى: (إلا المودّة فی القربى) قال: أن تتّبعونی و تصلوا رحمی.

مجاهد درباره سخن خداوند: «الا المودة فى القربى»گفت: یعنى از من پیروى کنید و پیوند خویشاوندى مرا رعایت کنید.

عن جعفر عن سعید فی قوله (إلا المودة فی القربى) قال: لا تؤذونی فی قرابتى.

جعفر بن سعید راجع به سخن خداوند: «الا المودة فى القربى» گفت: یعنى اینکه مرا در باره خویشانم اذیت نکنید.

ابن أبی الدنیا قال: حدّثنی شیخ من بنی تمیم أن شیخا من قریش حدّثه قال: کان حرب بن الحکم بن المنذر بن الجارود قد ولّی رامهرمز وکرمان و کان سریا شریفا، وهو الذی یقول:

 فحسبى من الدنیا کفاف یکفنى

 واثواب کتان ازور بها قبرى

 وحبى ذوى قربى النبى محمد

 وما سألنا الا المودّة من اجر

 

 

ابن ابى الدنیا از شیخى از قریش نقل مى‏کند که گفت: حرب بن حکم بن منذر والى رامهرمز و کرمان بود و مرد شریفى بود، اوست که این اشعاررا سروده است:

مرا از دنیا بس است آن مقدار از مال که نیاز مرا برآورد و لباس هاى کتانى که با آن به قبر بروم و محبت من به خویشان محمد پیامبر که او جز دوستى از ما مزدى نخواسته است.






و نیز در این سوره نازل شده است:

وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فیها حُسْنًا

و هرکس نیکى به‏جا آورد، براى او در ثواب آن خواهیم افزود.

(سوره شورى آیه 23)

عن السّدیّ فی قوله تعالى: (ومن یقترف حسنة) قال: المودة لآل محمد.

سدّى درباره سخن خداوند: «ومن یقترف حسنة»گفت: دوستى آل محمد(ص)

همین مضمون با چند سند دیگر از ابن عباس نقل شده است.

عن ابن عبّاس فی قوله تعالى: (ومن یقترف حسنة) قال: المودّة لأهل بیت النبی صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «ومن یقترف حسنة»گفت: دوست داشتن اهل بیت پیامبر. و در روایتى گفت: آیه: «ومن یقترف حسنة»درباره ما اهل بیت نازل شده است.



و نیز در سوره حم زخرف نازل شده است:

فَاِمّا نَذْهَبَنَّ بِکَ فَاِنّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ أَوْ نُرِیَنَّکَ الَّذى وَعَدْناهُمْ فَاِنّا عَلَیْهِمْ مُقْتَدِرُونَ فَاسْتَمْسِکْ بِالَّذىآ أُوحِىَ اِلَیْکَ اِنَّکَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ وَ اِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوْفَ تُسْأَلُونَ

پس اگر ما تو را از دنیا ببریم، قطعا از آنان انتقام مى‏کشیم، یا آنچه را که به آنان وعده داده‏ایم به تو نشان مى‏دهیم که ما بر آنان توانایى داریم پس به آنچه بر تو وحى شده چنگ بزن که تو بر راه راست هستى و آن




براى تو و قوم تو مایه تذکرى است و بزودى پرسیده مى‏شوید.

(سوره زخرف آیات 41 ـ 42)

عن جابر بن عبداللّه‏ الأنصاری قال: إنّی لأدناهم من رسول اللّه‏ فی حجّة الوداع ب «منى» حین قال: لا ألفینّکم ترجعون بعدی کفّارا یضرب بعضکم رقاب بعض، وأیم اللّه‏ لئن فعلتموها لتعرفننی فی الکتیبة التی تضاربکم. ثم التفت إلى خلفه فقال: أو علیّ أو علیّ ـ ثلاثا ـ فرأینا أن جبرئیل غمزه، وأنزل اللّه‏ على أثر ذلک: (فإمّا نذهبنّ بک فإنّا منهم منتقمون ـ بعلی بن أبی طالب ـ فاستمسک بالذی أوحی إلیک ـ من أمر علی ـ إنک على صراط مستقیم، وإنّ علیّا لعلم للساعة، وإنّه لذکر لک ولقومک وسوف تسألون عن محبة علی بن أبی طالب.

جابربن عبداللّه‏ انصارى گفت: در منا در حجة الوداع نزدیک‏ترین شخص به پیامبر بودم که فرمود: شما را چنین نیابم که پس از من رجوع کرده و کافر شده‏اید، بعضى از شما گردن بعضى دیگر را مى‏زند و به خدا سوگند که اگر چنین کنید، مرا در لشکرى خواهید دید که با شما مى‏جنگد، سپس به پشت سر خود برگشت و گفت: یا على را یا على را (سه مرتبه) دیدیم که جبرئیل به او اشاره کرد و به دنبال آن خداوند چنین نازل کرد: «فامّا نَذهبنّ بک فانا منتقمون» یعنى به وسیله علىّ‏بن ابى‏طالب (ع) «فاستمسک بالذى اوحى الیک»یعنى درباره على «انک على صراط مستقیم» و على پرچمى بر قیامت و ذکرى براى تو و قوم توست و بزودى از محبت على پرسیده مى‏شوید.

عن جابر بن عبداللّه‏ فی قول اللّه‏ تعالى: (فإمّا نذهبن بک فإنّا منهم منتقمون) قال: بعلی بن أبی طالب علیه السلام.

جابربن عبداللّه‏ راجع به سخن خداوند: «فاما نذهبنّ بک فانا منهم منتقمون» گفت: به وسیله علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) (انتقام گرفته مى‏شود)

عن جابربن عبداللّه‏ قال: لمّا نزلت على النبی صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم: (فإمّا نذهبن بک فإنّا منهم منتقمون) قال: بعلىّ‏بن ابى‏طالب.




جابربن عبداللّه‏گفت: چون آیه: «فاما ندهبن بک فانا منهم منتقمون»نازل شد، پیامبر فرمود: به وسیله علىّ‏بن ابى‏طالب.

همین مضمون با چند دیگر نیز نقل شده است.



و نیز در این سوره نازل شده است:

وَ اسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رُسُلِنآ أَجَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً یُعْبَدُونَ

و از پیامبران ما که پیش از تو فرستادیم بپرس آیا جز خداى رحمان معبودهایى قرار داده‏ایم که مورد پرستش واقع شوند؟

(سوره زخرف آیه 45)

855 ـ عن علقمة والأسود، عن عبداللّه‏، قال النبی صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم: یا عبداللّه‏ أتانی الملک فقال: یا محمّد وأسأل من أرسلنا من قبلک من رسلنا على ما بعثوا؟ قلت: على ما بعثوا؟ قال: على ولایتک و ولایة علیّ بن أبی طالب.

علقه و اسود از عبداللّه‏ بن مسعود نقل مى‏کنند که پیامبر فرمود: اى عبداللّه‏ فرشته نزد من آمد و گفت: اى محمد از پیامبران پیشین بپرس که بر چه چیزى مبعوث شدند؟ گفتم: بر چه چیزى مبعوث شدند؟ گفت: بر ولایت تو و ولایت علىّ‏بن ابى‏طالب.

 

و نیز در این سوره نازل شده است:

وَ لَمّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْیَمَ مَثَلاً اِذا قَوْمُکَ مِنْهُ یَصِدُّونَ

وچون پسر مریم مَثَل زده شد، ناگهان قوم تو بر از آن سخن ریشخند




کردند.

(سوره زخرف آیه 57)

عن عبدالرحمان بن أبی نعیم قال: قال لی علیّ: فیّ نزلت (ولمّا ضرب ابن مریم مثلا).

عبدالرحمان بن ابى نعیم گفت: علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) به من گفت: آیه «ولما ضرب ابن مریم مثلا»در حق من نازل شده است.

عن علیّ قال: جئت إلى النبیّ صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم یوما فوجدته فی ملأمن قریش فنظر إلیّ ثمّ قال: یا علی إنّما مثلک فی هذه الإمّة کمثل عیسى بن مریم أحبّه قوم فأفرطوا فیه و أبغضه قوم فأفرطوا فیه. قال: فضحک الملأ الذین عنده ثمّ قالوا: انظروا کیف شبّه ابن عمّه بعیسى بن مریم! قال: فنزل الوحی (ولمّا ضُرِبَ بن مریم مثلا إذا قومک منه یصدون).

قال أبوبکر عیسى بن عبداللّه‏: یعنی یضجّون.

على(ع) گفت: روزى نزد پیامبر آمدم و او را نزد جمعیت انبوهى از قریش دیدم، پس به من نگاه کرد سپس گفت: یا على مَثَل تو در این امت مَثَل عیسى بن مریم است، گروهى او را دوست داشتند و افراط کردند و گروهى با او دشمنى کردند و افراط کردند، گفت: جمیعتى که نزد او بودند خندیدند و گفتند: بنگرید که چگونه پسر عموى خودش را به عیسى بن مریم تشبیه مى‏کند؟ مى‏گوید: وحى نازل شد: «ولما ضرب بن مریم مثلا اذا قومک منه یصدون»ابوبکر عیسى گفت: یعنى آنان هیاهو مى‏کردند.

شبیه همین مضمون با سند دیگرى از على (ع) نقل شده است.

عن ربیعة بن ناجد، عن علیّ قال: دعانی رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم فقال لی: یا علیّ إنّ فیک من عیسى بن مریم مثلاً، أبغضته یهود حتّى یهتوا أمّه، وأحبّته النصارى حتّى أنزلوه بالمنزل الذی لیس به.




ثم قال علیّ: وإنّه یهلک فیّ محب مطری یقرظنی بما لیس فیّ، ومبغض مفتری یحمله شنآنی على أن یبهتنی. ألا وإنی لست بنبی ولا یوحى إلیّ ولکن أعمل بکتاب اللّه‏ ما استطعت، فما أمرتکم به من طاعة اللّه‏ فحقٌ علیکم طاعتی فیما أحببتم و کرهتم، وما أمرتکم به أو غیری من معصیة اللّه‏ فلا طاعة لأحدٍ فی المعصیة، الطاعة فی المعروف الطاعة فی المعروف الطاعة فی المعروف.

ربیعة بن ناجذ از على (ع) نقل مى‏کند که گفت: پیامبر خدا مرا خواند و سپس به من گفت: یا على در تو مشابهتى به عیسى بن مریم است، یهودى‏ها او را دشمن داشتند تا جایى که به مادرش تهمت زدند و نصارى او را دوست داشتند تا جایى که او را به مقامى بردند که در آن نبود.

سپس على اضافه کرد: درباره من دو گروه هلاک مى‏شوند: دوستدارى که از روى افراط راجع به من چیزى را که در من نیست به من نسبت مى‏دهد و دشمنى دروغگو که دشمنى با من او را وادار مى‏کند که به من بهتان بگوید. آگاه باشید که من پیامبر نیستم و به من وحى نازل نمى‏شود ولى به مقدار توانایى‏ام به قرآن عمل مى‏کنم، پس هنگامى که شما را به طاعت خداوند فرمان مى‏دهم بر شماست که هم در چیزهایى که دوست دارید و هم در چیزهایى که بدتان مى‏آید از من پیروى کنید و اگر من یا دیگرى شما را به معصیت خدا فرمان دهیم، هیچ کس را در معصیت خدا نباید پیروى کرد. پیروى فقط در کارهاى خوب است، پیروى فقط در کارهاى خوب است، پیروى فقط در کارهاى خوب است.

این مضمون با سه طریق دیگر نیز نقل شده است.

عن عبایة بن ربعی عن على بن أبی طالب قال: دعانی رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم فقال لی: یا علیّ إن فیک من عیسى مثلا أحبّته النصارى حتّى أنزلوه بالمنزلة التی لیس بها، وأبغضته الیهود حتى بهتوه.

فقال المنافقون عنذ ذلک: أما یرضى أن یرفع ابن عمّه حتّى جعله مثل عیسى بن مریم! فأنزل اللّه‏ تعالى (ولمّا ضرب ابن مریم مثلا إذا قومک منه یصدّون) فقلت:




هکذا قوله؟ قال: نعم یرید بعیسى (إن هو إلاّ عبد أنعمنا علیه) إلى آخر الآیة، وهکذا قرأها علیّ وقال: الصدّ هو الضجیج.

ثمّ قال علیّ عند ذلک: أما إنّه سیهلک فیّ رجلان: محب مطری یطرینی بما لیس فی، ومبغض مفتری یحمله شنآنی على أن یبهتنی.

عبابة بن ربعى از علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) نقل مى‏کند که گفت: پیامبر خدا مرا خواند و به من گفت: یا على در تو مشابهتى به عیسى است، نصارى او را دوست داشتند تا جایى که او را در مقامى قرار دادند که در آن نبود و یهود او را دشمن داشتند تا جایى که به او بهتان زدند.

در این هنگام منافقان گفتند: او راضى نمى‏شود مگر اینکه پسر عمویش را آنچنان بالا ببرد که او را مانند عیسى بن مریم کند، پس خداوند نازل فرمود: «ولما ضرب بن مریم مثلا اذا قومک منه یصدون»

گفتم: آیا سخن او چنین است؟ گفت: آرى منظور عیسى است «ان هو الا عبد انعمنا علیه = او جز بنده‏اى نبود که به او نعمت دادیم» على(ع) به همین صورت آن آیه را خوانده و گفت: «الصدّ»یعنى هیاهو.

سپس در این‏جا على(ع) گفت: آگاه باشید دو کس درباره من هلاک مى‏شود: دوستدارى که با چیزى که در من نیست مرا ستایش مى‏کند و دشمن دروغگویى که دشمنى با من او را وادار مى‏کند که به من تهمت بزند.

این مضمون با تفاوت‏هاى اندکى با سه طریق دیگر نیز نقل شده است.

عن زاذان عن علی قال: مثلی فی هذه الأمّة کمثل عیسى بن مریم أحبّته طائفة فأفرطت فی حبّه فهلکت، وأبغضته طائفة فأفرطت فی بغضه فهلکت، وأحبّته طائفة فاقتصدت فی حبّه فنجت.

زادان از على(ع) نقل مى‏کند که گفت: مَثَل من در این امت، مَثَل عیسى بن مریم




است که گروهى او را دوست داشتند و در محبت او زیاده روى کردند و هلاک شدند و گروهى او را دشمن داشتند و در دشمنى با او زیاده روى کردند و هلاک شدند و گروهى هم او را دوست داشتند و میانه روى کردند و نجات یافتند.

همین مضمون با سند دیگرى نیز نقل شده است.



و از سوره حم جاثیه نازل شده است:

أَمْ حَسِبَ الَّذینَ اجْتَرَحُوا السَّیِّئاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ کَالَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ سَوآءً مَحْیاهُمْ وَ مَماتُهُمْ سآءَ ما یَحْکُمُونَ

آیا کسانى که مرتکب کارهاى بد شده‏اند پنداشته‏اند که آنان را مانند کسانى قرار مى‏دهیم که ایمان آورده‏اند و کارهاى شایسته کرده‏اند، به طورى که زندگى آنها و مرگشان یکسان باشد؟ چه بد داورى مى‏کنند.

(سوره جاثیه آیه 21)

عن ابن عبّاس فی قول اللّه‏ تعالى: أم حسب الذین اجترحوا السیئات) قال: نزلت فی علیّ و حمزة وعبیدة بن الحارث بن عبدالمطلب، وهم الذین آمنوا و عملوا الصالحات، وفی ثلاثة رهط من المشرکین عتبة وشیبة ابنی ربیعة، والولید بن عتبة؛ وهم (الذین اجترحوا السیئات) یعنی اکتسبوا الشرک باللّه‏، کانوا جمیعا بمکّة فتجادلوا و تنازعوا فیما بینهم فقال الثلاثة: الذین اجترحوا السیئات للثلاثة من المؤمنین: واللّه‏ ما أنتم على شیء، وإن کان ما تقولون فی الآخرة حقّا لنفضلنّ علیکم فیها. فأنزل اللّه‏ عزّوجلّ فیهم هذه الآیة.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «ام حسب الذین اجترحوا السیئات» گفت: درباره على و حمزه و عبیدة بن حرث بن عبدالمطلب نازل شده و آنان همان کسانى هستند که ایمان آورده‏اند و کارهاى شایسته انجام داده‏اند و درباره سه نفر از




مشرکان، عتبه و شیبه فرزندان ربیعه و ولید بن عتبه نازل شده و آنان همان کسانى هستند که مرتکب کارهاى بد شدند، یعنى به خدا شرک ورزیدند. اینان همگى در مکه بودند و با همدیگر مجادله و ستیز کردند، آن سه نفر که کار بد مى‏کردند به آن سه نفر که مؤمن بودند، گفتند: سوگند به خدا که شما بر چیزى نیستید و اگر هم آنچه مى‏گویید راست باشد، در آخرت ما بر شما برترى خواهیم داشت، پس این آیه درباره آنان نازل گردید.

عن ابن عبّاس فی قوله: (أم حسب) قال وذلک إنّ عتبة وشیبة ابنی ربیعة، والولید بن عتبة قالوا لعلی و حمزة و عبیدة: إن کان ما یقول محمد فی الآخرة من الثواب والجنّة والنعیم حقّا لنعطین فیها أفضل مما تعطون؛ ولنفضلنّ علیکم کما فضلنا فی الدنیا، فأنزل اللّه‏ (أم حسب الذین یعملون السیئات) أظنّ شیبة وعتبة والولید (أن نجعلهم کالذین آمنوا وعملوا الصالحات) علیّ و حمزة و عبیدة (سواء محیاهم ومماتهم ساء مایحکمون) لأنفسهم.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «ام حسب الذین اجترحوا السیئات» گفت: عتبه و شیبه دو فرزند ربیعه و ولید بن عتبه به على و حمزه و عبیدة گفتند: اگر آنچه محمد درباره آخرت از ثواب و بهشت و نعمت‏ها مى‏گوید حق باشد، به مابهتر از آنچه به شما داده خواهد شد، داده مى‏شود و بر شما برترى خواهیم داشت همانگونه که در دنیا برترى داریم، پس خداوند نازل فرمود: «ام حسب الذین اجترحوا السیئات»یعنى آیا شیبه و عتبه و ولید گمان مى‏کنند «ان نجعلهم کالذین آمنوا و عملوا الصالحات»یعنى على و حمزه و عبیده، از پیش خودشان چه داورى بدى مى‏کنند.

عن ابن عبّاس قال: (أما الذین اجترحوا السیئات) بنو عبد شمس وأما (الذین آمنوا وعملوا الصالحات) بنو هاشم و بنو عبدالمطلب.

ابن عباس گفت: کسانى که مرتکب گناه شدند فرزندان عبد شمس و کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته انجام دادند، بنى هاشم بودند.

عن ابن عباس فی قوله تعالى: (أم حسب الذین اجترحوا السیئات)




یعنی بنی أمیة (أن نجعلهم کالذین آمنوا و عملوا الصالحات) النبی وعلی وحمزة وجعفر والحسن والحسین وفاطمة علیهم السلام.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «ام حسب الذین اجترحوا السیئات» گفت: منظور بنى امیه است و «الذین آمنوا و عملوا الصالحات»پیامبر و على و حمزه و جعفر و حسن و حسین و فاطمه هستند.

 




mahboodbolourchy@yahoo.com

12 امام(٥)
امام علی(۳٤)
اهل البیت(۸)
اهل سنت(٢)
حضرت فاطمه(۳)
سلمان و مقداد و ابوذر(۱)
شیعیان(٢)

 

 

 

 

 

آیه تطهیر در نگاه کتب اهل سنت
چی بگم والا
حدیث ولایت با منابع اهل سنت
تعریف کردن رسول خدا از اهل البیت خود
یک چیزی می نویسم قدر خودت رو بدون (با بچه شیعه هام)
اهل سنت و نماز برخلاف سنت
انا مدینه العلم و علی بابها
انا و هذا حجه علی امتی یوم القیامه
درب بهشت
برادری
دار الحکمه
حدیث ولایت
حدیث لوح
پرسش آدم از خدا
امر به حب حضرت علی و سلمان و مقداد و ابوذر
قطعا فاطمه فرشته ای است که در صورت انسان خلق شده
ای فاطمه خدا با غضبت غضب می کند وبا رضایتت راضی می شود
عنوان نامه عمل مومن حب علی است
الذین ینفقون اموالهم بالیل والنهار و سرا وعلنیا کیست؟
انت منی و انا منه
۱۳٩٠/٥/۸
محب تو محب من است
شک به علی کفر است
انا حرب لمن حاربکم
استغفار حضرت آدم
خشم خدا بر آزار دهندگان آل رسول
اقرار عقیق
شرح آیه ولایت
جدایی از علی جدایی از خداست
لا فتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار

 

 

RSS 2.0

html
-->

السلام علی السيد المطهر و الامام المظفر و الشجاع الغضنفر , ابي شبير و شبر , قاسم طوبي و سقر الانزع البطين,الاشجع المتين,الشرف المکين,العالم المبين,الناصر المعين , ولي الدين , الوالي الولي , السيد الرضي , الامام الوصي,الحاکم بالنص الجلي , المخلص الصفي,مولي الموحّدين، کهف الزاهدين، ملجأ العابدين، تاج العارفين، امير‌المؤمنين،الدفون بالغري ليث بني غالب,مظهر العجائب, مُظهر الغرائب، مفرّق الکتائب،الشهاب الثاقب,الهزبر السالب و نقطه دائرة المطالب , اسد الله الغالب , غالب کل غالب و مطلوب کل طالب , صاحب المفاخر و المناقب , امام المشارق و المغارب , مولانا و مولي الکونين و الثقلين و امیر المومنین یعقوب الدین یعسوب الدین علی ابن ابیطالب .

Page Ranking Tool