مکتب الشهدا آل علی


إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً


 

واز سوره بنى اسرائیل نازل شده است:

وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَ الْمِسْکینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذیرًا

به خویشاوند و تهیدست و مانده در راه، حق او را بده و اسراف نکن

(سوره بنى اسرائیل آیه 26)

عن أبی سعید قال: لمّا نزلت: (وآت ذا القربى حقّه) أعطى رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه و آله فاطمة فدکا.

ابوسعید گفت: چون آیه «وآت ذاالقربى حقه»نازل شد، پیامبر خدا فدک را به فاطمه داد.

همین مضمون با چهار سند دیگر نیز نقل شده است.

عن أبی سعید الخدری قال: لمّا نزلت علی رسول اللّه‏: (وآتِ ذا القُرْبَى حَقَّهُ) دعا فاطمة فأعطاها فدکا والعوالی وقال: هذا قسم قسمه اللّه‏ لک ولعقبک.

ابو سعید خدرى گفت: چون آیه «وآت ذاالقربى حقه» بر پیامبر خدا نازل شد، فاطمه را خواند و فدک و عوالى را به او داد و گفت: این قسمتى است که خداوند بر تو و نسل تو روزى کرده است.

عن علیّ قال: لمّا نزلت: (وَآتِ ذا القُرْبى حَقَّهُ) دعا رسول اللّه‏ فاطمة علیهما السلام فأعطاها فدکا.

علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) گفت: چون آیه «وآت ذاالقربى حقه» نازل شد، پیامبر خدا فاطمه را خواند و فدک را به او عطا کرد.



و نیز در این سوره نازل شده است:




أُولآئِکَ الَّذینَ یَدْعُونَ یَبْتَغُونَ اِلى رَبِّهِمُ الْوَسیلَةَ

آنان کسانى هستند که مى‏خوانند در حالى که به سوى پروردگارشان وسیله مى‏جویند.

(سوره بنى اسرائیل آیه 57)

عن عکرمة فی قوله: (أولئک الذین یدعون یبتغون إلى ربّهم الوسیلة) قال: هم النبی وعلیّ وفاطمة والحسن والحسین علیهم السلام.

عکرمه درباره سخن خداوند: «اولئک الذین یدعون یبتغون الى ربهم الوسیله» گفت: آنان پیامبر و على و فاطمه و حسن و حسین هستند.



و نیز در این سوره نازل شده است:

وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِکَ وَ أَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ وَ شارِکْهُمْ فِى الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ وَ عِدْهُمْ وَ ما یَعِدُهُمُ الشَّیْطانُ اِلاّ غُرُورًا

هرکدام از آنها را که مى‏توانى با صدایت تحریک کن و لشکر سواره و پیاده‏ات را بر آنها گسیل دار و در ثروت و فرزندانشان شرکت جوى و آنان را با وعده‏ها سرگرم کن، ولى شیطان جز فریب وعده‏اى به آنان نمى‏دهد.

(سوره بنى‏اسرائیل آیه 64)

عن جابر بن عبداللّه‏ الأنصاری قال: کنا مع النبی صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم إذ أبصر برجل ساجد راکع متطوّع متضرع فقلنا: یا رسول اللّه‏ ما أحسن صلاته؟ فقال: هذا الذی أخرج أباکم آدم من الجنة فمضى إلیه علیّ غیر مکترث فهزّه هزّا أدخل أضلاعه الیمنى فی الیسرى والیسرى فی الیمنى ثم قال: لأقتلنّک إن




شاء اللّه‏. فقال: إنّک لن تقدر على ذلک، إنّ لی أجلا معلوما من عند ربّی، مالک ترید قتلی؟ فواللّه‏ ما أبغضک أحد إلا سبقت نطفتی فی رحم أمه قبل أن یسبق نطفة أبیه! ولقد شارکت مبغضک فی الأموال والأولاد، وهو قول اللّه‏ تعالى فی محکم کتابه: (وشارکهم فی الأموال والأولاد، وعدهم ومایعدهم الشیطان إلاّ غرورا) فقال النبیّ صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم: صدقک واللّه‏ یا علی لا یبغضک من قریش إلا سفاحیا، ولا من الأنصار إلاّ یهودّیا، ولا من العرب إلاّ دعیّا ولا من سائر الناس إلا شقیّا، ولا من النساء إلاّ سلقلقیّة وهی التی تحیض من دبرها. أطرق ملیّا فقال: معاشر الأنصار اغدو أولادکم على محبّة علیّ.

قال جابر: کنّا نبور أولادنا فی وقعة الحرّة بحبّ علیّ فمن أحبّه علمنا أنه من أولادنا، ومن أبغضه أشفینا منه.

جابربن عبداللّه‏ انصارى گفت: نزد پیامبر بودیم مردى را دیدیم که در حال سجده و رکوع و در حال طاعت و تضرع بود، گفتیم: یا رسول اللّه‏ چه نیکوست نماز او؟ فرمود: این همان کسى است که پدرتان آدم را از بهشت بیرون کرد، پس على بى‏پروا به سوى او رفت و او به چنان لرزه‏اى افتاد که پهلوى راست او به پهلوى چپش و پهلوى چپ او به پهلوى راستش داخل شد، سپس گفت: اگر خدا بخواهد تو را خواهم کشت، او گفت: تو توانایى این کار را ندارى زیرا که براى من از جانب پروردگارم مهلت تعیین شده است، تو را چه شده که مى‏خواهى مرا بکشى؟ به خدا سوگند کسى تو را دشمن نمى‏دارد مگر اینکه نطفه من در رحم مادر او پیش از نطفه پدرش قرار مى‏گیرد و من دشمن تو را در اموال و اولاد شریک مى‏شوم و این همان سخن خداوند در کتاب محکم اوست: «وشارکهم فى الاموال و الاولاد و عدهم و ما یعدهم الشیطان الاّغرورا»

پیامبر فرمود: راست گفت تو را، یا على به خدا سوگند که از قریش کسى تو را دشمن نمى‏دارد مگر زناکار و از انصار کسى تو را دشمن نمى‏دارد مگر یهودى و از عرب کسى تو را دشمن نمى‏دارد مگر بدخواه و از زنان کسى تو را دشمن نمى‏دارد




مگر «سلقلقى» و او کسى است که از پشت حیض مى‏بیند. آنگاه مقدارى تأمل کرد سپس گفت: اى گروه انصار فرزندان خود را به محبت على وادار کنید.

جابر گفت: در واقعه حرّه اولاد خود را با محبت على مى‏آزمودیم پس هر کدام که او را دوست مى‏داشت، مى‏دانستیم که او از اولاد ماست و هر کس او را دشمن مى‏داشت، از او دور مى‏شدیم.

سمعت علىّ‏بن ابى‏طالب یقول: دخلت علی رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه و آله وسلم فی وقت کنت لا أدخل علیه فیه، فوجدت رجلا جالسا عنده مشوّه الخلقه لم أعرفه قبل ذلک، فلمّا رآنی خرج الرّجل مبادرا قلت: یا رسول اللّه‏ من ذا الذی لم أره قبل ذی؟ قال: هذا إبلیس الأبالسة سألت ربیّ أن یرینیه، وما رآه أحد قط فی هذه الخلقة غیری وغیرک. قال: فعدوت فى أثره فرأیته عند أحجار الزیت فأخذت بمجامعه وضربت به البلاط وقعدت على صدره، فقال: ما تشاء یا علیّ؟ قلت: أقتلک. قال: إنّک لن تسلّط علیّ. قلت: لم؟ قال: لأنّ ربّک أنظرنی إلى یوم الدین، خلّ عنّی یا علیّ فإنّ لک عندی وسیلة لک ولأولادک. قلت: ما هی قال: لا یبغضک ولایبغض ولدک أحد إلاّ شارکته فی رحم أمّه، ألیس اللّه‏ قال: (وشارکهم فی الأموال والأولاد)

علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) گفت: نزد پیامبر رفتم در زمانى که در آن وقت نزد او نمى‏رفتم، مردى را دیدم که نزد او نشسته و قیافه به هم ریخته‏اى دارد و او را پیش از آن نمى‏شناختم، چون مرا دید به سرعت بیرون شد، گفتم: یا رسول اللّه‏ او چه کسى است که من پیشتر او را ندیده بودم؟ گفت: این ابلیس، بزرگ ابلیس‏هاست. از پروردگارم خواستم که او را به من نشان بدهد و او را جز من و تو کسى در این قیافه ندیده است، مى‏گوید: او را دنبال کردم و او را نزد سنگ‏هاى روغن دیدم پس او را گرفتم و به آن سنگ زدم و بر سینه‏اش نشستم، گفت: یاعلى چه مى‏خواهى؟ گفتم: مى‏خواهم تو را بکشم، گفت: تو بر من تسلّطى ندارى، گفتم: چرا؟ گفت: چون پروردگارت تا روز قیامت به من مهلت داده است، مرا رها کن یا على که تو را نزد من




وسیله‏اى براى تو و فرزندانت وجود دارد، گفتم: آن چیست؟ گفت: هیچ کسى تو و فرزندانت را دشمن نمى‏دارد مگر انیکه من در رحم مادرش شرکت مى‏کنم، آیا خداوند نگفته است: «وشارکهم فى الاموال و الاولاد»

عن جعفر بن محمّد علیهما السلام قال: سمعته وهو یقول: إذا دخل أحدکم على زوجته فی لیلة بنائه بها فلیقل: اللهمّ بأمانتک أخذتها، وبکلمتک استحللت فرجها، اللهمّ فإن جعلت فی رحمها شیئا فاجعله بارّا تقیّا مؤمنا سویّا ولا تجعل فیه شرکا للشیطان.

فقلت له: جعلت فداک وهل یکون فیه شرک للشیطان؟ قال: نعم یا عبدالرحمان أما سمعت اللّه‏ تعالى یقول لإبلیس: (وشارکهم فی الأموال والأولاد) الآیة، قلت: جعلت فداک بأیّش تعرف ذلک؟ قال: بحبّنا وبغضنا.

جعفربن محمد گفت: هنگامى که یکى از شما در شب زفاف پیش همسرش وارد مى‏شود، بگوید: خدایا به امانت تو او را گرفتم و با سخن تو فرج او را بر خود حلال کردم، خدایا اگر در رحم او چیزى قرار مى‏دهى او را نیکوکار و پرهیزگار و مؤمن و سالم قرار بده و شیطان را در آن شرکتى قرار نده. (راوى مى‏گوید) پس گفتم: فدایت گردم آیا در آن، شیطان هم شریک مى‏شود؟ فرمود:آرى اى عبدالرحمان، آیا سخن خداوند را خطاب به ابلیس نشنیدى: «وشارکهم فى الاموال و الاولاد»؟ گفتم: فدایت گردم این کار با چه چیزى شناخته مى‏شود؟ فرمود: با محبت و بغض ما.

عن ابن عباس قال: بینا رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه و آله جالس إذ نظر إلى حیّة کأنها بعیر، فهمّ علیّ بضربها بالعصا، فقال له النبی صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم: مه إنه إبلیس وإنی قد أخذت علیه شروطا .لا یبغضک مبغض إلا شارکه فی رحم أمه و ذلک قوله تعالى: (وشارکهم فی الأموال والأولاد).

ابن عباس گفت: هنگامى که رسول خدا نشسته بود، نگاهش به مارى افتاد که به اندازه شتر بود، على خواست او را با عصا بزند، پیامبر به او گفت: دست نگهدار که او ابلیس است و من با او شرط کرده‏ام که کسى تو را دشمن ندارد مگر اینکه در رحم




مادرش شرکت کند و این است سخن خداوند:«وشارکهم فى الاموال و الاولاد»



و نیز در این سوره نازل شده است:

وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنى مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنى مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لى مِنْ لَدُنْکَ سُلْطانًا نَصیرًا

و بگو پروردگارا مرا با راستى وارد کن و با راستى خارج کن و براى من از جانب خودت حجتى یارى کننده قرار بده.

(سوره بنى اسرائیل آیه 80)

عن عبداللّه‏ بن عباس فی قوله تعالى: (وقل رب أدخلنی مدخل صدق وأخرجنی مخرج صدق واجعل لی من لدنک سلطانا نصیرا) قال ابن عباس: واللّه‏ لقد استجاب اللّه‏ لنبیّنا دعاءه فأعطاه علىّ‏بن ابى‏طالب سلطانا ینصره على أعدائه.

ابن عباس درباره آیه: «واجعل لى من لدنک سلطانا نصیرا»گفت: به خدا سوگند خداوند دعاى پیامبر را مستجاب کرد و علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) را به او عطا نمود که حجتى بود که پیامبر را در برابر دشمنانش یارى مى‏کرد.



و نیز در این سوره نازل شده است:

وَ قُلْ جآءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ اِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقًا

و بگو حق آمد و باطل از بین رفت، همانا باطل از بین رفتنى است.

(سوره بنى اسرائیل آیه 81)

عن أبی هریرة قال: قال لی جابر بن عبداللّه‏: دخلنا مع النبی صلى اللّه‏ علیه وآله مکة وفی البیت وحوله ثلاث مائة وستون صنما یُعبد من دون اللّه‏، فأمر




بها رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم فألقیت کلّها لوجهها، وکان على البیت صنم طویل یقال له: هُبل، فنظر رسول اللّه‏ إلى أمیرالمؤمنین وقال له: یا علیّ ترکب علیّ أو أرکب علیک لألقی هبل عن ظهر الکعبة. قلت: یا رسول اللّه‏ بل ترکبنی. فلما جلس على ظهری لم استطع حمله لثقل الرسالة، فقلت: یا رسول اللّه‏ بل أرکبک، فضحک ونزل فطأطأ لی ظهره واستویت علیه، فوالذی فلق الحبة وبرأ النسمة لو أردت أن أمسّ السماء لمسستها بیدی فألقیت هبل عن ظهر الکعبة فأنزل اللّه‏ تعالى: (وقل جاء الحقّ) یعنی قول: لا إله إلا اللّه‏، محمد رسول اللّه‏ (وزهق الباطل) یعنی وذهب عبادة الأصنام (إنّ الباطل کان زهوقا) یعنی ذاهبا. ثمّ دخل البیت فصلّى فیه رکعتین.

ابوهریره گفت: جابربن عبداللّه‏ انصارى به من گفت: همراه پیامبر وارد مکه شدیم و در بیت و اطراف آن سیصد و شصت بت بود که به جاى خدا آنها را عبادت مى‏کردند، پیامبر دستور داد و من همه آنها را سرنگون کردم و روى بیت بت درازى بود که هبل نام داشت، رسول خدا به امیرالمؤمین نگاه کرد و به او گفت: یاعلى یا تو بر دوش من سوار شو یا من بر دوش تو سوار شوم تا هبل را از کعبه برداریم (على مى‏گوید) به او گفتم: یا رسول اللّه‏ تو سوار شو و چون پیامبر بر پشت من نشست به خاطر سنگینى رسالت نتوانستم اورا حمل کنم و گفتم: یا رسول اللّه‏ بگذار من سوار شوم، پیامبر خندید و پایین آمد و پشت خود را به طرف من کرد و من بر آن قرار گرفتم، سوگند به کسى که دانه را شکافت و انسان را آفرید، اگر مى‏خواستم آسمان را با دستانم لمس کنم مى‏توانستم، پس هبل را از پشت کعبه انداختم و خداوند این آیه را نازل کرد: وقل جاءالحق» یعنى قول لااله الا اللّه‏ محمد رسول اللّه‏ «وزهق الباطل» یعنى عبادت بت‏ها از میان رفت «ان الباطل کان زهوقا» یعنى باطل رفتنى است. آنگاه پیامبر داخل بیت شد و در آن دو رکعت نماز خواند.(1)

 


1-این حدیث با سندهاى‏گوناگون درکتب حدیثى دیگر نیز نقل شده است‏از جمله:حاکم نیشابورى،المستدرک ج 2 ص 366 وابن عساکر، تاریخ دمشق ج13ص 110




عن عبداللّه‏ بن مسعود قال: حمل رسول اللّه‏ الحسن والحسین على ظهره ثم مشى وقال: نعم المطیّ مطیّکما و نعم الراکبان أنتما، وأبوکما خیر منکما.

عبداللّه‏ بن مسعود گفت: پیامبر خدا، حسن و حسین را بر پشت خود سوار کرد و راه افتاد و گفت: چه خوب مرکبى است مرکب شما و چه خوب سوارانى هستید شما دو نفر، و پدرتان از شما بهتر است.



و نیز در این سوره نازل شده است:

وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنّاسِ فى هذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ فَأَبى أَکْثَرُ النّاسِ اِلاّ کُفُورًا

همانا در این قرآن براى مردم هر گونه مثلى آوردیم پس بسیارى از مردم نخواستند جز اینکه کفران کنند.

(سوره بنى اسرائیل آیه 89)

عن أبی جعفر محمد بن علىّ‏بن الحسین فی قوله تعالى: (فأبى أکثر الناس إلاّ کفورا) قال: بولایة علیّ یوم أقامه رسول اللّه‏(ص).

ابوجعفر محمدبن علىّ‏بن الحسین درباره سخن خداوند: «فابى اکثر الناس الا کفورا» گفت: یعنى به ولایت على، در آن روزى که پیامبر او را بلند کرد.

عن أبی حمزة الثمالی قال: سألت أبا جعفر عن قول اللّه‏: (ولقد صرّفنا) قال: یعنی ولقد ذکرنا علیا فی کلّ القرآن وهو الذکر، (فما یزیدهم إلا نفورا).

ابوحمزه ثمالى گفت: از ابوجعفر درباره سخن خداوند «لقد صرّفنا» پرسیدم، گفت: على را در کلّ قرآن ذکر کردیم و آن همان ذکر است «فما یزید هم الاّ نفورا = پس براى آنان جز نفرت اضافه نکرد

همین مضمون با سند دیگرى نیز نقل شده است.




و از سوره کهف نازل شده است:

اِنّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زینَةً لَها

همانا ما آنچه را که در زمین است، براى آن زینت قرار دادیم.

(سوره کهف آیه 7)

عن عبداللّه‏ بن مسعود فی قوله تعالى: (إنّا جعلنا ما على الأرض زینة لها) قال: زینة الأرض الرجال وزینة الرجال علىّ‏بن ابى‏طالب.

عبداللّه‏ بن مسعود درباره سخن خداوند: «انا جعلنا ما على الارض زینة لها» گفت: زینت زمین مردان است و زینت مردان علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) است.

عن عمّار بن یاسر قال: سمعت رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم یقول لعلیّ: یا علی إن اللّه‏ زیّنک بزینة لم یزیّن العباد بأحسن منها، بغّض إلیک الدنیا، وزهّدک فیها، وحبّب إلیک الفقراء فرضیت بهم أتباعا ورضوا بک إماما.

عمار یاسر گفت: شنیدم که پیامبر خدا به على گفت: یا على خداوند تو را با زینتى آراسته کرده که هیچ کس از بندگان را با زینتى نیکوتر از آن نیاراسته است، دنیا را براى تو مبغوض کرده و تو را در آن زاهد نموده و فقرا را در نظر تو محبوب کرده و تو آنان را به عنوان پیروان قبول کردى و آنان تو را به عنوان رهبر پذیرفته‏اند.



و نیز در این سوره نازل شده است:

هُنالِکَ الْوَلایَةُ لِلّهِ الْحَقِّ هُوَ خَیْرٌ ثَوابًا وَ خَیْرٌ عُقْبًا

در آنجا ثابت شد که ولایت از آن خداوند بر حق است، اوست که بهترین ثواب و بهترین عاقبت را دارد.

(سوره کهف آیه 44)




عن أبی جعفر محمد بن علیّ فی قول اللّه‏ تعالى: (هنالک الولایة للّه‏ الحقّ) قال: تلک ولایة أمیرالمؤمنین التی لم یبعث نبیّ قطّ إلاّ بها.

ابوجعفر محمد بن على درباره سخن خداوند: «هنا لک الولایة للّه‏ الحق هو خیر ثوابا و خیر عقبا»گفت: این ولایت امیرالمؤمنین است که هیچ پیامبرى جز به آن مبعوث نشده است.

 

و نیز در سوره مریم نازل شده است:

وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِیًّا

و براى آنان نام نیک و مقام بلندى دادیم.

(سوره مریم آیه 50)

عن علىّ‏بن ابى‏طالب قال: قال رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله: لیلة عرج بی إلى السماء حملنی جبرئیل على جناحه الأیمن فقیل لی: من استخلفته على أهل الأرض؟ فقلت خیر أهلها لها أهلاً: علىّ‏بن ابى‏طالب أخی وحبیبی وصهری یعنی ابن عمی. فقیل لی: یا محمّد أتحبّه؟ فقلت: نعم یا رب العالمین. فقال لی أحبّه ومر أمّتک بحبّه، فإنّی أنا العلیّ الأعلى اشتققت له من اسمائی اسما فسمیته علیّا، فهبط جبرئیل فقال: إن اللّه‏ یقرأ علیک السلام ویقول لک: إقرأ. قلت: وما أقرأ؟ قال: (ووهبنا لهم من رحمتنا، وجعلنا لهم لسان صدق علیا).

علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) گفت: پیامبر فرمود: آن شب که مرا به معراج بردند، جبرئیل مرا با بال راست خود حمل کرد، به من گفته شد که چه کسى را جانشین خود براى اهل زمین قرار دادى؟ گفتم: بهترین اهل آن علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) برادرم و دوستم و دامادم و پسر عمویم را. گفته شد: اى محمد آیا او را دوست دارى؟ گفتم: آرى اى پروردگار جهانیان. به من گفته شد: او را دوست بدار و امت خود را به




دوست داشتن او امر کن، همانا من على اعلى هستم و نام او را از نام‏هاى خود مشتق کردم و او را على نامیدم، پس جبرئیل فرود آمد و گفت: خداوند بر تو سلام مى‏رساند و به تو مى‏گوید: بخوان. گفتم: چه بخوانم؟ گفت: «ووهبنالهم من رحمتنا و جعلنا لهم لسان صدق علیا».



و نیز در این سوره نازل شده است:

اِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا

کسانى که ایمان آورده‏اند و کارهاى شایسته انجام داده‏اند، به زودى خداى رحمان براى آنان محبتى قرار خواهد داد.

(سوره مریم آیه 19)

عن جابر بن عبداللّه‏ قال: قال رسول اللّه‏(ص) لعلىّ‏بن ابى‏طالب: یا علیّ قل رب اقذف لی المودّة فی قلوب المؤمنین، رب اجعل لی عندک ودّا. فأنزل اللّه‏ تعالى: (إنّ الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمانم ودّا). فلا تلقى مؤمنا ولا مؤمنة إلا وفی قلبه ودّ لأهل البیت علیهم السلام.

جابربن عبداللّه‏ گفت: پیامبر خدا به علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) گفت: یا على بگو پروردگارا محبت مرا در دل‏هاى مؤمنان بیانداز، پروردگارا براى من نزد خود پیمانى قرار بده، پروردگارا براى من نزد خود محبتى قرار بده، پس این آیه نازل شد: «ان الذین آمنوا و عملواالصالحات سیجعل لهم الرحمن ودّا» گفت: این آیه درباره على نازل شده است.

عن البراء بن عازب قال: قال رسول اللّه‏(ص) لعلىّ‏بن ابى‏طالب: یا علیّ قل: اللهمّ اجعل لی عندک عهدا، واجعل لی فی صدور المؤمنین مودّة. فأنزل اللّه‏: (إنّ الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمان ودّا) قال: نزلت فی علی

علیه السلام.

براء بن عازب گفت: پیامبر خدا به علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) گفت: یا على بگو: خدایا براى من نزد خودپیمانى قرار بده و براى من در دل‏هاى مؤمنان محبتى قرار بده، پس خداوند نازل کرد: «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمان ودّا»گفت: این آیه درباره على نازل شده است.

این مضمون با چند سند دیگر نیز نقل شده است.

عن محمد بن عبیداللّه‏ بن أبی رافع، عن أبیه عن جدّه قال: قال رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله: یا على قل: اللهم ثبّت لی الودّ فی قلوب المؤمنین، واجعل لی عندک ودّا وعهدا. فقالها علیّ فقال رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم: ثبتت وربّ الکعبة. ثمّ نزلت: (إنّ الذین آمنوا وعملوا الصالحات ـ إلى قوله ـ قوما لدّا). فقال رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم: قد نزلت هذه الآیة فیمن کان محالفا لرسول الله ولعلیّ.

ابورافع گفت: پیامبر خدا فرمود: یا على بگو: خدایا محبتى براى من در دل‏هاى مؤمنان ثابت کن و مرا نزد خود پیمان و محبتى قرار بده؛ و على این‏ها را گفت: پیامبر فرمود: سوگند به پروردگار کعبه که چنین شد، آنگاه این آیه نازل شد: «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودّا»پیامبر فرمود: این آیه درباره کسى که هم پیمان با محمد و على است نازل شده است.

مضمون حدیث 490 با دو سند دیگر نیز نقل شده است.

عن ابن عبّاس فی قوله: (سیجعل لهم الرحمان ودّا) قال: محبّة لعلی، لاتلقى مؤمنا إلاّ وفی قلبه محبّة لعلی.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «سیجعل لهم الرحمن ودّا»گفت: محبت على، هیچ مؤمنى را ملاقات نمى‏کنى مگر اینکه در قلب او محبتى براى على وجود دارد.

عن ابن عبّاس فی قوله تعالى: (إنّ الذین آمنوا وعملوا الصالحات




سیجعل لهم الرحمان ودّا) قال: محبّةً فی قلوب المؤمنین قال: نزلت فی علی.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودّا»گفت: محبت در دل‏هاى مؤمنان. گفت: این آیه درباره على نازل شده است.(1)

عون بن سلام الهاشمی قال: نزلت هذه الآیة فی علىّ‏بن ابى‏طالب: (إنّ الذین آمنوا سیجعل لهم الرحمان ودّا) قال: محبّة فی قلوب المؤمنین.

عون بن سلام هاشمى گفت: آیه «سیجعل لهم الرحمن ودّا» درباره علىّ‏بن ابى‏طالب (ع) نازل شده است. گفت: محبتى در دل‏هاى مؤمنان.

عن ابن عباس فی قوله تعالى: (سیجعل لهم الرحمان وُدّا) قال: حبّ علىّ‏بن أبی طالب فی قلب کل مؤمن.

ابن عباس راجع به سخن خداوند: «سیجعل لهم الرحمن ودّا»گفت: محبت علىّ‏بن ابى‏طالب (ع) در دل هر مؤمنى.

عن ابن عبّاس فی قوله تعالى: (سیجعل لهم الرحمان ودّا) قال: نزلت فی علىّ‏بن ابى‏طالب علیه السلام خاصّة (لتبشّر به المتّقین) نزلت فی علیّ خاصّة (وتنذر به قوما لدّا) نزلت فی بنی أمیّة وبنی المغیرة.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «سیجعل لهم الرحمن ودا»گفت: در خصوص علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) نازل شده و «لتبشر به المتقین»نیز در خصوص على نازل شده و «وتنذر به قوما لدّا»درباره بنى امیه و بنى مغیره نازل شده است.

عن أبی سعید الخدری قال: قال رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله لعلیّ: یا أبا الحسن قل اللهم اجعل لی عندک عهدا، واجعل لی عندک ودّا، واجعل لی فی صدور المؤمنین مودّة فنزلت هذه الآیة: (إنّ الذین آمنوا وعملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمان ودّا) قال: لا تلقى رجلا مؤمنا إلاّ فی قلبه حبّ لعلىّ‏بن


1- این روایت در کتاب‏هاى متعددى نقل شده از جمله: طبرانى، المعجم الکبیر، ج3 ص 172 و سیوطى، الدر المنثور ذیل همین آیه.



ابى‏طالب علیه السلام.

ابوسعید خدرى گفت: پیامبر خدا به على فرمود: اى ابوالحسن بگو: خدایا براى من نزد خودت پیمانى قرار بده و براى من نزد خودت محبتى قرار بده و براى من در سینه‏هاى مؤمنان دوستى قرار بده، پس این آیه نازل شد: «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودّا»گفت: هیچ مؤمنى را ملاقات نمى‏کنى مگر اینکه در دل او محبتى براى علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) است.

عن محمد بن الحنفیة فی قوله تعالى: (سیجعل لهم الرحمان ودّا) قال: لا تلقى مؤمنا إلا وفی قلبه مودّة لعلی وذریته.

محمد بن حنفیه راجع به آیه: «سیجعل لهم الرحمن ودّا» گفت هیچ مؤمنى را ملاقات نمى‏کنى مگر اینکه در دل او محبتى براى على و اولاد اوست.

همین مضمون با چند سند دیگر نیز از محمد حنفیه نقل شده است.

 




mahboodbolourchy@yahoo.com

12 امام(٥)
امام علی(۳٤)
اهل البیت(۸)
اهل سنت(٢)
حضرت فاطمه(۳)
سلمان و مقداد و ابوذر(۱)
شیعیان(٢)

 

 

 

 

 

آیه تطهیر در نگاه کتب اهل سنت
چی بگم والا
حدیث ولایت با منابع اهل سنت
تعریف کردن رسول خدا از اهل البیت خود
یک چیزی می نویسم قدر خودت رو بدون (با بچه شیعه هام)
اهل سنت و نماز برخلاف سنت
انا مدینه العلم و علی بابها
انا و هذا حجه علی امتی یوم القیامه
درب بهشت
برادری
دار الحکمه
حدیث ولایت
حدیث لوح
پرسش آدم از خدا
امر به حب حضرت علی و سلمان و مقداد و ابوذر
قطعا فاطمه فرشته ای است که در صورت انسان خلق شده
ای فاطمه خدا با غضبت غضب می کند وبا رضایتت راضی می شود
عنوان نامه عمل مومن حب علی است
الذین ینفقون اموالهم بالیل والنهار و سرا وعلنیا کیست؟
انت منی و انا منه
۱۳٩٠/٥/۸
محب تو محب من است
شک به علی کفر است
انا حرب لمن حاربکم
استغفار حضرت آدم
خشم خدا بر آزار دهندگان آل رسول
اقرار عقیق
شرح آیه ولایت
جدایی از علی جدایی از خداست
لا فتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار

 

 

RSS 2.0

html
-->

السلام علی السيد المطهر و الامام المظفر و الشجاع الغضنفر , ابي شبير و شبر , قاسم طوبي و سقر الانزع البطين,الاشجع المتين,الشرف المکين,العالم المبين,الناصر المعين , ولي الدين , الوالي الولي , السيد الرضي , الامام الوصي,الحاکم بالنص الجلي , المخلص الصفي,مولي الموحّدين، کهف الزاهدين، ملجأ العابدين، تاج العارفين، امير‌المؤمنين،الدفون بالغري ليث بني غالب,مظهر العجائب, مُظهر الغرائب، مفرّق الکتائب،الشهاب الثاقب,الهزبر السالب و نقطه دائرة المطالب , اسد الله الغالب , غالب کل غالب و مطلوب کل طالب , صاحب المفاخر و المناقب , امام المشارق و المغارب , مولانا و مولي الکونين و الثقلين و امیر المومنین یعقوب الدین یعسوب الدین علی ابن ابیطالب .

Page Ranking Tool