شان نزول سوره مومنون تا نمل در شان امام علی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

و از سوره مؤمنون نازل شده است:

وَ اِنَّ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّراطِ لَناکِبُونَ

و کسانى که به آخرت ایمان ندارند، از راه منحرف هستند.

(سوره مؤمنون آیه 74)

عن الأصبغ بن نباتة عن علیّ علیه السلام فی قول اللّه‏ تعالى: (وإنّ الذین لایؤمنون بالآخرة عن الصراط لناکبون) قال: عن ولایتنا.

اصبغ بن نباته از على درباره سخن خداوند: «وان الذین لایؤمنون بالاخره عن الصراط لناکبون»نقل کرد که گفت: از ولایت ما.

شبیه همین مضمون با سند دیگرى از اصبغ نقل شده است.

 

و نیز در این سوره نازل شده است:



قُلْ رَبِّ اِمّا تُرِیَنّى ما یُوعَدُونَ رَبِّ فَلا تَجْعَلْنى فِى الْقَوْمِ الظّالِمینَ وَ اِنّا عَلىآ أَنْ نُرِیَکَ ما نَعِدُهُمْ لَقادِرُونَ

بگو پروردگارا عذاب هایى که به آنان وعده داده شده به من نشان بده، پروردگارا مرا در میان گروه ستمگر قرار مده، البته ما توانایى آن را داریم که آنچه را که به آنان وعده داده‏ایم به تو نشان بدهیم.

(سوره مؤمنون آیات 93 ـ 95)

عبداللّه‏ بن عباس وجابر بن عبداللّه‏ أنهما سمعا رسول اللّه‏ (ص) یقول فی حجّة الوداع ـ وهو بمنى ـ: لا ترجعوا بعدی کفّارا یضرب بعضکم رقاب بعض وأیم اللّه‏ لئن فعلتموها لتعرفنّی فی کتیبة یضاربونکم. فغمز جبرئیل من خلفه منکبه الأیسر، فالتفت فقال: أو علیّ أو علیّ. فنزلت هذه الآیة: (قل ربّ إمّا ترینّی ما یوعدون ـ إلى قوله ـ لقادرون).

عبداللّه‏ بن عباس و جابربن عبداللّه‏ گفتند که هر دو از پیامبر خدا شنیدند که در حجة الوداع در منى فرمود: پس از من کافر نشوید به طورى که بعضى از شما گردن بعضى را بزند و سوگند به خدا که اگر چنین کنید مرا در لشکرى خواهید دید که با شما مى‏جنگد، در این حال جبرئیل از پشت سر او شانه چپش را فشار داد و پیامبر به سوى او برگشت پس گفت: یا على را، یا على را، پس این آیه نازل شد: «قل رب اما ترینى ما یوعدون»

عن جابر قال: أخبر اللّه‏ نبیّه محمدا أن أمته ستفتتن من بعده، ثم أنزل علیه: (قل ربّ إما ترینّی ما یوعدون) قال جابر: سمعت النبی صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم یقول فی حجّة الوداع ورکبتی تمسّ رکبته وهو یقول: لا ترجعوا بعدی کفّارا یضرب بعضکم رقاب بعض، أمالئن فعلتم لتعرفنّی فی جانب الصف أقاتلکم مرّة أخرى. فغمزه جبرئیل فالتفت إلیه فقال: یا محمّد أو علیّ. فأقبل علینا بوجهه فقال: أو علیّ.

جابر گفت: خداوند پیامبرش محمد را خبر داد که امت او پس از او دچار فتنه



خواهند شد سپس این آیه نازل شد: «قل رب اما ترینى ما یوعدون» جابر گفت: از پیامبر شنیدم که در حجة الوداع در حالى که ران من به ران او چسبیده بود گفت: پس از من به حالت کفر برنگردید به طورى که بعضى از شما گردن بعضى دیگر را بزند. اگر چنین کنید مرا در صفى خواهید دید که بار دیگر با شما مى‏جنگد، پس جبرئیل او را فشار داد و گفت: اى محمد یا على را. پس صورت خود را به سوى ما برگردانید و گفت: یا على را.

همین مضمون با دو سند دیگر هم نقل شده است.

عن جابر بن عبداللّه‏ قال: أخبر جبرئیل علیه السلام النبی صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم وقال له: انّ أمتک سیختلفون من بعدک، فأوحى اللّه‏ إلى النبی (ص): (قل ربّ إمّا ترینّی ـ إلى قوله ـ الظالمین) قال: هم أصحاب الجمل، فقال ذلک النبی صلى اللّه‏ علیه وآله، فأنزل اللّه‏: (وإنا على أن نریک ما نعدهم لقادرون) فلما نزلت هذه الآیة جعل النبی صلى اللّه‏ علیه وآله لا یشکّ أنّه سیرى ذلک، قال جابر: بینما أنا جالس إلى جنب النبی صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم وهو بمنى یخطب الناس فحمد اللّه‏ وأثنى علیه و قال: أیّها الناس ألیس قد بلغتکم؟ قالوا: بلى. قال: الا لا ألفینّکم ترجعون بعدی کفّارا یضرب بعضکم رقاب بعض، أما لئن فعلتم ذلک لتعرّفنی فی کتیبة أضرب وجوهکم فیهابالسیف. فکأنه غمز من خلفه فالتفت ثم أقبل علینا فقال: أو علىّ‏بن ابى‏طالب. فأنزل اللّه‏ علیه: (فإمّا نذهبنَّ بک فإنّا منهم منتقمون) (أو نرینّک الذی وعدناهم فإنّا علیهم مقتدرون) قال: وقعة الجمل.

جابر بن عبداللّه‏ گفت: جبرئیل به پیامبر خبر داد و گفت: امت تو پس از تو اختلاف خواهند کرد، پس خدا به او وحى کرد: «قل رب اما ترینى ـ تا ـ الظالمین» گفت: آنان اصحاب جمل هستند، پیامبر آن را گفت و خدا چنین نازل کرد: «وانا على ان نریک ما نعدهم لقادرون»وقتى این آیه نازل شد، پیامبر شک نداشت که به زودى آن را خواهد دید.

جابر گفت: در آن هنگام که در منى در کنار پیامبر نشسته بودم و او به مردم خطبه



مى‏خواند، خدا را حمد و ثنا کرد و گفت: اى مردم آیا به شما نرساندم؟ گفتند: آرى. گفت: شما را چنین نیابم که پس از من به کفر بر مى‏گردید و بعضى از شما گردن بعضى دیگر را بزند، آگاه باشید که اگر چنین کنید، مرا در لشکرى خواهید دید که صورت‏هاى شما را با شمشیر مى‏زنم. گویا که از پشت، او را فشار دادند، سپس روى به سوى ما کرد و گفت: یا علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) را. پس خداوند به او نازل کرد: «فاما نذهبن بک فانا منتقمون» «او نرینک الذى وعدنا هم فانّا علیهم مقتدرون» گفت: وقعه جمل.



و نیز در این سوره نازل شده است:

فَاِذا نُفِخَ فِى الصُّورِ فَلا آأَنْسابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَ لا یَتَسآءَلُونَ

پس وقتى که در صور دمیده شد در آن روز هیچ پیوند خویشاوندى میانشان نخواهد بود و آنان پرسیده نمى‏شوند.

(سوره مؤمنون آیه 101)

عن عبداللّه‏ بن عبّاس قال: قال رسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم کلّ حسب ونسب یوم القیامة منقطع إلاّ حسبی ونسبی إن شئتم اقرأوا: «فإذا نفخ فی الصور فلا أنساب بینهم یومئذ ولا یتساءلون».

عبداللّه‏ بن عباس گفت: پیامبر خدا فرمود: هر حسب و نسبى در روز قیامت قطع مى‏شود به جز حسب و نسب من، اگر خواستید بخوانید: «فاذا نفخ فى الصور فلا انساب بینهم یومئذ و لا یتسائلون»



و نیز در این سوره نازل شده است:

اِنّى جَزَیْتُهُمُ الْیَوْمَ بِما صَبَرُوآا أَنَّهُمْ هُمُ الْفآئِزُونَ

همانا من امروز آنان را به سبب شکیبایى‏شان پاداش دادم که آنان



همان رستگارانند.

(سوره مؤمنون آیه 111)

565 ـ عن عبد الله بن مسعود فیقول الله تعالى: (انّیجزیتهم الیوم بما صبروا) یعنی جزیتهم بالجنّة الیوم بصبر علیّبن أبیطالب وفاطمة والحسن والحسین فى الدنیا على الطاعات وعلى الجوع والفقر وبما صبروا على المعاصی وصبروا على البلاء لله فی الدنیا (انهم هم الفائزون) والناجون من الحساب.

عبداللّه‏ بن مسعود درباره سخن خداوند: «انّى جزیتهم الیوم بماصبروا» گفت: یعنى امروز بهشت را به آنان پاداش دادم به سبب صبر علىّ‏بن ابى‏طالب و فاطمه و حسن و حسین در دنیا بر طاعات و گرسنگى و فقر و صبرشان بر گناهان و صبرشان بر امتحان الهى در دنیا«انهم هم الفائزون»آنان نجات یافتگان از حساب هستند.



و از سوره نور نازل شده است:

فى بُیُوتٍ أَذِنَ اللّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ* رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّهِ وَ اِقامِ الصَّلوةِ وَ ایتآءِ الزَّکاةِ یَخافُونَ یَوْمًا تَتَقَلَّبُ فیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ

در خانه‏هایى که خدا اجازه داده که بلند شود و نام او در آنجا برده شود

/ 0 نظر / 12 بازدید