شان نزول نجم تا دهر در شان امام علی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

و نیز از سوره نجم نازل شده است:

وَ النَّجْمِ اِذا هَوى ما ضَلَّ صاحِبُکُمْ وَ ما غَوى وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوىآ اِنْ هُوَ اِلاّ وَحْىٌ یُوحى‏عَلَّمَهُ شَدیدُ الْقُوى ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى

سوگند به ستاره چون فرود آید که یار شما نه گمراه شده و نه سرگشته است و از روى هوس سخن نمى‏گوید، بلکه آن به جز و



حیى که وحى مى‏شود نیست، او را فرشته نیرومند آموخته است، توانمندى که راست ایستاد واو بر افق بالا بود.

(سوره نجم آیات 1 ـ 4)

عن أنس قال: انقضّ کوکب على عهد رسول اللّه‏ فقال النبی(ص): انظروا إلى هذا الکوکب فمن انقضّ فی داره فهو الخلیفة من بعدی. فنظرنا فإذا هو انقضّ فی منزل علیّبن أبی طالب، فقال جماعة من الناس: قد غوى محمّد فی حبّ علیّ فأنزل اللّه‏: (والنجم إذا هوى، ما ضلّ صاحبکم وماغوى، وماینطق عن الهوى إن هو إلاّ وحی یوحى).

انس گفت: در زمان پیامبر ستاره‏اى فرود آمد، پیامبر گفت: به این ستاره نگاه کنید، در خانه هر کس فرود آید او خلیفه من پس از من است. پس نگاه کردیم و دیدیم که در منزل علىّ‏بن ابى‏طالب(ع) فرود آمده است. گروهى از مردم گفتند: محمد در محبت على سرگشته است، پس خدا این آیه را نازل کرد: «و النجم اذا هوى ماضلّ صاحبکم و ما غوى و ما ینطق عن الهوى ان هو الّا وحى یوحى».

همین مضمون با تغییر اندکى با سند دیگرى از انس بن مالک نقل شده است.

عن سعید بن جبیر، عن ابن عباس قال: کنت جالسا مع فتیة من بنی هاشم عند النبی صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم إذ انقضّ کوکب فقال رسول اللّه‏: من انقضّ هذا النجم فی منزله فهو الوصیّ من بعدی. فقام فتیة من بنی هاشم فنظروا فإذا الکوکب قد انقضّ فی منزل علیّ قالوا: یا رسول اللّه‏ قد غویت فی حبّ علی. فأنزل اللّه‏ تعالى (والنجم إذا هوى ـ إلى قوله ـ وهو بالأفق الأعلى).

سعید بن جبیر از ابن عباس نقل مى‏کند که گفت: با گروهى از جوانان بنى‏هاشم نزد پیامبر نشسته بودیم که ستاره‏اى فرود آمد، پیامبر گفت: هر کس که این ستاره در خانه او فرود آمده باشد او وصى من پس از من است. جمعى از جوانان بنى هاشم برخاستند و نگاه کردند دیدند که آن ستاره در خانه على فرود آمده است. گفتند: یا



رسول اللّه‏ در محبت على سرگشته شده‏اى، پس خداوند این آیه را نازل کرد: «و النجم اذا هوى ـ تا ـ بالافق الاعلى»

همین مضمون با تفاوت اندکى با چند طریق دیگر نیز نقل شده است.

عن ابن عباس فی قول اللّه‏: (والنجم إذا هوى) قال: لمّا جمعت الأنصار لرسول اللّه‏ صلى اللّه‏ علیه وآله وسلم سبعمائة دینار، وأتوا بها إلیه فقالوا: قد جمعنا لک هذه فاقبلها منا. فأنزل اللّه‏ (قل: لا أسألکم علیه) على تبلیغ الرسالة والقرآن (أجرا) أی جعلا (إلا المودّة فی القربى) یعنی إلا حب أهل بیتی. فقال المنافقون: إنه یرید منا أن نحب أهل بیته، فأنزل اللّه‏ (والنجم إذا هوى) یعنی والقرآن إذا نزل نجما نجما على محمد (ما ضلّ صاحبکم) ما کذب محمد (وما غوى) إنما فضّل أهل بیته من قولی (وما ینطق عن الهوى) یعنی فیما قاله رسول اللّه‏ فی فضل أهل بیته (إن هو) یعنی القرآن (إلا وحی) من اللّه‏ فی فضل أهل بیته و محمد بوحی من اللّه‏ یقول.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «و النجم اذا هوى»گفت: انصار براى پیامبر خدا هفتصد دینار جمع کردند و آن را نزد آن حضرت آوردند و گفتند: این مبلغ را براى تو جمع کرده‏ایم آن را از ما بپذیر، پس خداوند این آیه را نازل کرد: «قل ما اسئلکم علیه اجرا»یعنى براى تبلیغ رسالت و قرآن مزدى از شما نمى‏خواهم «الاّ المودّة فى القربى» یعنى مگر محبت خاندانم را. منافقان گفتند: او از ما مى‏خواهد که اهل بیت او را دوست داشته باشیم، پس خداوند این آیه را نازل کرد «و النجم اذا هوى» یعنى سوگند به قرآن هنگامى که به تدریج بر محمد نازل مى‏شود.«ما ضلّ صاحبکم و ما غوى»یعنى محمد دروغ نمى‏گوید و گمراه نشده است و اهل بیت خود را از قول من برترى مى‏دهد «و ما ینطق عن الهوى»یعنى سخن پیامبر راجع به فضیلت اهل بیت خود از روى هواوهوس نیست «ان هو الاّ وحى یوحى»یعنى قرآن وحى از جانب خداست و محمد در فضیلت اهل بیت خود از جانب خداوند سخن مى‏گوید.





و نیز در این سوره نازل شده است.

وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَ أَبْکى

همانا اوست که خندانید و گریانید.

(سوره نجم آیه 43)

عن ابن عباس قال: أضحک علیا و حمزد و جعفرا یوم بدر من الکفار بقتلهم إیّاهم، وأبکى کفار مکة فی النار حین قتلوا.

ابن عباس گفت: خداوند در روز بدر على و حمزه و جعفر را به کفار خندانید و این با کشتن آنان بود و کفار مکه را که کشته شدند، در آتش گریانید.



و نیز از سوره رحمن نازل کرده است:

مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ فَبِأَىِّ آلاآِء رَبِّکُما تُکَذِّبانِ یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤلُؤُ وَ الْمَرْجانُ

دو دریا را روان کرد که با هم برخورد کنند، میان آن دو، حدّ فاصلى است که به هم تجاوز نمى‏کنند، پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را تکذیب مى‏کنید؟ از آن دو، لؤلؤ و مرجان بیرون مى‏آمد.

(سوره رحمن آیات 19 ـ 22)

عن الضحاک فی قوله تعالى: (مرج البحرین یلتقیان) قال: علی وفاطمة، (بینهما برزخ لایبغیان) قال: النبی صلى اللّه‏ علیه وآله (یخرج منهما اللؤلؤ والمرجان) قال: الحسن والحسین.

ضحاک درباره سخن خداوند: «مرج البحرین یلتقان» گفت: على و فاطمه «بینهما برزخ لایبغیان» پیامبر «یخرج منهما اللؤلؤ و المرجان» حسن و حسین.

(321)

این مضمون با سند دیگرى هم نقل شده است.

عن ابن عباس فی قول اللّه‏ تعالى: (مرج البحرین یلتقیان) قال: علی وفاطمة (بینهما برزخ لایبغیان) قال: حبّ دائم لاینقطع ولاینفذ (یخرج منهما اللؤلؤ والمرجان) قال: الحسن والحسین.

ابن عباس درباره سخن خداوند: «مرج البحرین یلتقیان» گفت: على و فاطمه «

/ 0 نظر / 6 بازدید